سایر قسمت ها
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02

قسمت صد و بیست و پنجم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن  23  02 1404 (قسمت 125)

عنوان برنامه: نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ اکبرنژاد؛ قیام زید؛ جهاد ابتدایی؛ اجتهاد

شیخ طوسی؛ شبهه؛ فتوا؛ ولایت فقیه؛ اخباری گری؛ فقه شیعه!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام علیکم وقت شما بخیر، هر کجا که بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) هستید آرزومندیم که تحت عنایات اقا امام عصر باشید، ان شاءالله بتوانیم در دقایق و ساعاتی که در خدمت شما هستیم برنامه خوبی را برای شما فراهم کنیم، برنامه راه روشن تقدیم حضور شما می شود و در محضر کارشناس گرانقدر جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم، استاد عزیز سلام خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام دارم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند.

مجری:

خیلی خوشحالیم که خداوند این توفیق را به ما داد در خدمت شما باشیم. بینندگان عزیز راه روشن متکفل پاسخ به شبهاتی است که معمولاً صحبت ها در فضای مجازی پخش می شود احیاناً شبهه ای یا مشکلی در ذهن ما ایجاد می شود برای آن شاید جواب مناسبی پیدا نکنیم گاهی از اوقات خدای نا کرده بدون این که به آن فکر کنیم و دقت کنیم آن نشر می دهیم خبر نداریم داریم عده ای را از راه درست به راه کج می بریم.

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی در این برنامه هستند نمونه هایی از این مباحث را آماده می کنند کلیپ هایش را تقدیم حضور شما می کنیم و در آن خصوص گفتگو می کنیم. استاد گرانقدر در خدمت شما باشیم کلیپ هایی که امروز آوردید اگر نکته ای هست بفرمایید کلیپ اول را پخش کنیم.

استاد ابوالقاسمی:

چند وقتی آقای اکبر نژاد را نقد می کردیم شاید هفت، هشت هفته مفصل به نقد ادعای ایشان پرداختیم. شاید نزدیک به صد کلیپ از ایشان پخش کردیم دروغ ها، کج فهمی ها، مغالطه ها و حرف های غلطی که در فرمایشات و صحبت های ایشان بود را بیان کردیم ایشان را دعوت به مناظره کردیم.

 البته ایشان نمی گوییم نپذیرفت،‌ پذیرفت ولی عزیزان گفتند با توجه به این که دادگاه حکم ایشان نزدیک است و ایشان هم سابقه طولانی در بازی با این گونه مسائل دارد صبر کنید حکمش بیاید بعد با او مناظره کنیم.

گفتیم باشد ما مشکلی نداریم ولی ایشان خیلی ادعایش می شود ابوالقاسمی از مناظره با من فرار کرد به حرف های بنده جواب بدهد. رسانه دارد به همه جواب می دهد این همه صحبت کردیم. از کل صحبت های ما فقط یک کلمه را خواست نقد بکند، گفتیم که ایشان ادعا کرده است هیچ کسی از اصحاب ائمه (علیهم السلام) و اصحاب امام صادق (علیه السلام) به دفاع از زید نرفت جز سلیمان ابن خالد!

گفتیم مرحوم شیخ (رضوان الله علیه) نام فضیل ابن یسار را هم آورد به عنوان کسی که به یاری زید رفت و در دفاع از او کسی را کشته است.

 ببینیم آقای اکبر نژاد چه جواب داده است؟ "کارشناس برنامه ولی عصر" (اسم ببر)، برنامه ولی عصر نه شبکه ولی عصر یک جوری نوشت معلوم نشود نه اسم من را آورد نه اسم شبکه را درست آورده است.

کارشناس برنامه ولی عصر (باشد ما کارشناس برنامه ولی عصر) ادعا کرد که فضیل ابن یسار که از اصحاب امام صادق (علیه السلام) بود و از شخصیت های بنام شیعه به حساب می آمده است به کمک زید رفته است. وی قصد دارد با ذکر این روایت نشان دهد که این گونه نبوده است که اصحاب و اهل بیت، زید را تنها گذاشته باشند و او را کمک نکرده باشند.

نه شما ادعا کردید تنها کسی که به یاری زید رفت آقای سلیمان ابن خالد است. فقط همین یک نفر است گفتیم نه شیخ صدوق فرد دیگری را هم ذکر کرده است (آقای فضیل ابن یسار).

 در پاسخ به این اشکال لازم است که به نکات مهمی اشاره شود فضیل ابن یسار نمی توانست طرفدار زید باشد. از فضیل ابن یسار روایاتی نقل شده (روایات نه فقط یک روایت) که نشان می دهد او نمی توانست با حرکت زید موافق باشد (با حرکت زید نه؛ همین یک روایت که ایشان می گوید این را هم بد فهمیده است.) برای مثال فضیل از امام صادق نقل می کند هر کس خروج کند و گمان کند که از همه اعلم است او گمراه است؛ چون رفتارهای که از زید در روایات آمده منطبق بر روایات است او خود را مستحق بیعت می داند.

 مگر امام صادق، امام رضا و امام کاظم نفرمودند اگر زید به حکومت می رسید خلافت را به ما می داد خودش را افضل می دانست؟ امام صادق می گوید زید خودش را افضل نمی داند امام صادق (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) می گفتند زید خودش را افضل از ما نمی دانست می خواست به ما برساند.

پس چطور شما می گویید زید خودش را افضل می دانست؟ بله آقای فضیل ابن یسار نقل کرد که اگر کسی خروج کند خودش را اعلم بداند گمراه است. زید خودش را اعلم می دانست؟ این همه روایاتی که از جناب زید در باب امامت الهی نقل شده است بله تظاهر و تقیه ای می کرد آنی که بعد از جمع بندی کلی حقیر به آن رسیدم همین است.

جناب زید بسیار فقیه، بسیار عالم و تقیه تام انجام می داد اما از جناب زید روایات ائمه اثنی عشر با اسم نقل شده است. در بعضی از مناظرات زید در همه مناظرات سعی می کرد شکست بخورد طبیعتاً قیام آن مدلی بدون امام مشکل می شود اما وقتی با جناب مؤمن الطاق مناظره کرد آخرش گفت بله امام تو علم غیب دارد و نهایت من را هم پیش بینی کرده است.

زید ادعای علم غیب نداشت می گوید امام صادق علم غیب دارد چطوری خودش را از امام صادق برتر بداند؟

اما برای این که بدانید دیدگاه بزرگان در مورد جناب زید چیست یک عبارتی امروز دیدم در سایت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه)، عصمت در غیر ائمه (علیهم السلام)؛ عصمت در غیر انبیاء و اوصیاء هم واقع می شود. عصمت در نبوت و وصایت شرط است اما این که اصلاً تحقق عصمت منحصر به نبی و وصی است دلیلی نداریم اولین کسی که آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) در مورد او احتمال عصمت می دهد چه کسی است؟ ما در زید ابن علی ابن الحسین (علیه السلام) احتمال عصمت می دهیم. همچنین در مورد ابوالفضل علی ابن الحسین، شهید حضرت علی اکبر و اصحاب سید الشهداء نسبت می دهیم. بلکه بالاتر از احتمال صحبت احتمال عصمت نیست واقع عصمت در این ها محرز و مسلم است.

 این را با دیدگاه یکی مثل اکبر نژاد مقایسه کنید نه اصلاً او امامت الهی را هم قبول نداشت خودش را از امام صادق اعلم می دانست لذا گمراه است. آقای اکبر نژاد این گمراهی که این جا آمده است یعنی جهنمی است؛ چون امامت به غیر الله را ادعا کرده است می فهمی یعنی چه؟ یعنی اعتقاد داری زید ابن علی جهنمی بود؟ اف بر کسی که اعتقاد داشته باشد زید ابن علی جهنمی بوده است هیچ تعارفی هم نداریم.

 پس شیخ صدوق (رضوان الله علیه) نه در یک کتاب، دو کتاب روایت را نقل کرد که جناب فضیل ابن یسار در رکاب زید ابن علی جنگید و شش نفر را کشته است.

اگر اشتباه می خواست بگوید در یک کتاب اشتباه شد نه در دو کتاب اسم را اشتباه بیاورد. فرض کنید در هر دو کتاب اشتباه کرده باشد در روایت دیگری آمده است برخی از اصحاب بارها در مورد قیام محمد و ابراهیم فرزندان عبد الله ابن حسن از فضیل سوال می کردند او در پاسخ می گفت قیام آن ها حاصل ندارد و کشته خواهند شد. می گفت این ها کشته می شوند. کشته می شوند چه ربطی به این دارد که کارشان حرام است؟ گویا پیش بینی فضیل بر اساس آموزه هایی بوده است که اهل بیت به آن ها آموخته اند که اگر کسی قبل از قائم قیام کند شکست خواهد خورد.  

خب چون این طور است اگر او اطلاع داشت بنابراین قیام زید هم نمی توانست موفق باشد. قیام امام حسین پیروز شد یا شکست خورد؟

پس چون امام حسین شکست خورد کنارش نرویم پیغمبر امام حسین شکست می خورد نباید به کنارش برویم. مگر هر کس شکست می خورد نباید کنارش برویم؟ این چه حرفی است شما می زنی؟ به فرض ما زید ابن علی را در ظاهر شکست خورده بدانیم نباید به او کمک بکنیم؟ آقای اکبر نژاد این چه استدلال سخیفی است این قدر حرف هایش سخیف بود همین هفته در مناظره آخرش آبرو ریزی کرد بله ما باید برویم با اسرائیل هم مذاکره بکنیم.

طرف مقابلش شست او را کنار گذاشت خجالت بکش با اسرائیل کودک کش که در همه دنیا منفور شده است می خواهی مذاکره کنی؟ آقا، فضیل ابن یسار اصلاً نباشد خلط میان فضیل ابن یسار و فضیل ابن رسّان؛ یک شخص دیگری به نام فضیل ابن رسان، ابن... در کتاب الفهرست خود فضیل ابن رسان را از متکلمین زیدی بر می شمارد آقای اکبر نژاد شما این را راجع به شرح حال فضیل ابن رسان می گویی مگر نگشتی که شیخ طوسی او را از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیه السلام) می داند.

زیدی بود یعنی به زید دفاع کرد از اصحاب امام باقر و امام صادق، من می گفتم یکی بوده فضیل ابن یسار، شما گفتید آنی که شیخ صدوق گفت کنار می گذاریم او نبود فضیل ابن رسّان بود. فضیل ابن رسان هم از کسانی است که روایات معارفی بسیار عالی نقل کرده است. روایت علم غیب میثم تمار، روایت نحوه شهادت میثم، روایات عجیب و غریب در باب مطاعن خلفاء، روایت جایگاه و مکانت شیعه ائمه اثنی عشر، روایات در مورد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، روایات اعتقادی ناب را فضیل ابن رسّان نقل کرده است.

زیدیه او را به عنوان متکلم قبول داشتند چون فقیه عالمی بود او جزو اصحاب امام باقر و امام صادق هست از مرحوم کلینی،‌ طوسی، بصائر الدرجات، مرحوم صفار همه و همه به روایت او تکیه کردند. شیخ صدوق به روایتش فتوا داد برخی از جاهایی که او صحبت کرد بیاورم.

 در کامل الزیارات روایت دلالت بر وثاقتش دارد. در تفسیر قمی روایت دارد. در کافی چند جا روایت دارد. در امالی طوسی، در الغیبة طوسی و شیخ طوسی به روایت او استناد کرده است.

«المهدي من ولد الحسین یزید ذلک وضوحا ما اخبرنا به جماعة»

از فضیل ابن زبیر که همان فضیل رسان است از زید ابن علی. در محاسن برقی چند تا روایت از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) در بصائر الدرجات حدیث معرفتی از امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است. از امام صادق در مورد معرفت اهل بیت (علیهم السلام).

بعد روایتی در کتاب تهذیب می گوید امام باقر (علیه السلام) مثل فقهاء اجتهاد نمی کرد با فقهاء فرق می کرد کارش اجتهاد نبود فکر نکنید اجتهاد می کرد. معجزات عجیب و غریب از امیر المؤمنین نقل کرده است زیدیه معجزه قبول ندارند این در مختصر بصائر آمده است معجزه امام عادی است.

 از امام صادق (علیه السلام) فضائل القرآن مفصل نقل کرده است که امام صادق خودشان مستقیم گفتند از پدر و جدشان. در امالی طوسی، در طب الأئمة و عرض کردیم ماجرای معروف میثم تمار، ماجرای معروف حبیب ابن مظاهر را در رجال کشی از این بزرگوار نقل کرده است.

اعتقاد به وصایت ائمه (علیهم السلام) داشت تفسیر ابو حمزه ثمالی از او، روایت نقل کرده است. تفسیر فرات از او نقل کرده است. روایت معروف که امیر مؤمنان به سعد ابن ابی وقاص گفتند پسر تو، توله سگی است که پسر من را در کربلاء خواهد کشت. همان روایت «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي‏» آقای فضیل ابن رسّان نقل کرده است.

جالب اینجاست همین آدم در کشتن دشمنان زید ابن علی (علیه السلام) مشارکت داشته است و در رجال شیخ هم جزو اصحاب امام باقر (علیه السلام) و هم جزو اصحاب امام صادق (علیه السلام) است. پس آٔقای اکبر نژاد خسن و خسین سه دختر معاویه هستند که سر منار گرگ آن ها را خورد!

اولاً شیخ طوسی در دو کتاب فضیل ابن یسار گفته است آن که هیچ؛ شما می خواستید بگویید فقط و فقط یک نفر از اصحاب امام صادق از جناب زید دفاع کرده است. اصلاً فضل ابن یسار نه فضیل ابن رسان یا فضیل ابن زبیر رسان این آدم از اصحاب صاحب سِر ائمه (علیهم السلام) روایات معارفی درجه بالا نقل کرده نه برای ائمه (علیهم السلام)

یکبار می گوید تو اعتقاد داری امام علم غیب دارد اگر بگویی میثم تمار و حبیب ابن مظاهر علم غیب دارند این تَه غلو شیعه است یک همچنین آدمی شما می گویی زیدی است؟ جزو اصحاب امام باقر (علیه السلام)، امام صادق و تمام علمای درجه یک شیعه به او استناد کردند این آقا در رکاب زید جنگیده است و بردارش هم در رکابش زخمی یا شهید شده است.

پس باز این هم به نفع شما نشد آمدی ابرو را درست کنی چشمش را هم کور کردی؛ آقای اکبر نژاد بعد از این همه نقدش کردیم یک دانه اشکال خواست از ما بگیرد زید که شد فاسق و فاجر چون ادعای امامت الهی کرد و ثابت شد یک نفر دیگر در رکاب زید از اصحاب امام صادق (علیه السلام) و امام باقر جنگیده است باز دروغ ایشان رسوا شد و استناد اشتباه ایشان بیان شد

مجری:

تازه یک باب جدید و زیباتری در مورد ایمان زید باز شد.

استاد ابوالقاسمی:

اختلاف تعارض میان روایات امری عادی است هنر، تفکیک مسائل مشکوک از محکمات است از محکمات مسئله قیام زید این است که نه تنها اهل بیت آن را حمایت نکردند و اصحاب شان را تشویق به شرکت در آن ننمودند بلکه در موارد متعددی امام صادق، امام باقر و اصحاب خاص اهل بیت همانند زراره و مؤمن الطاق با او به مناظره پرداختند و او را از قیام بر حذر داشتند.

در روایات آمده است ائمه فقط و فقط گفتند زید تو شهید امت خواهی بود. نه این که تو حاکم فاسق می شوی تو ادعای امامت داری فاسق از دنیا می روی اضافه بر این روایات فراوانی وجود دارد که شیعیان را از هرگونه قیام نهی می کند که ما جواب این ها را مفصل دادیم. قدر متیقن این روایت زمان خود اهل بیت است.

تشکیل حکومت حرام است نه قیام برای نهی از منکر و دادن حکم به اهل بیت (علیهم السلام) اگر فقیهی تلاش بکند برای نهی از منکر و قصدش این باشد که حکومت را به اهل بیت (علیهم السلام) تحویل بدهد این کارش صد در صد مورد تأیید اهل بیت بوده است. سیره عملی اهل بیت نشان می دهد هیچ گونه حرکت انقلابی مسلمی نداشتند.

جالب اینجاست ایشان گفت اهل بیت آن ها را حمایت نکردند در آقای فضیل ابن رسّان دارد که امام صادق بین تمام خانواده های کشته یا زخمی شده در دفاع از زید به هر کدام چهار سکه طلا دادند. آن وقت کمک نکردند؟!

 عجیب تر این که بر اساس گزارشات تاریخی ابو حنیفه از قیام و حرکت زید حمایت می کرد به فضیل ابن رسان گفته است به زید اطلاع دهد که اگر قیام کند هزینه قیام او بر عهده من است. حمایت مشکوک ابو حنیفه حرکت زید را در معرض اتهام قرار می دهد.

 جالب است ابو حنیفه می شود ملاک سنجیدن جناب زیدی که آیت الله بهجت می گوید ما او را معصوم می دانیم. مثل این که بگوییم ابو حنیفه برای شاگردی امام صادق (علیه السلام) آمده چون برای شاگردی امام صادق آمد پس دیگر امام صادق حنفی حساب می شود!

آقای اکبر نژاد حد خودت را بشناس واقعاً تو می خواهی در مورد جناب زید ابن علی حرف بزنی که آیت الله بهجت می گوید ما او را معصوم می دانیم این همه روایت وجود دارد، شیخ صدوق می فرماید اجماع شیعه بر جلالت قدر اوست. بله تو از تشیع خارج هستی قبلاً هم گفتیم امیر المؤمنین، امام حسن را انتخاب کرد قبول نداری.

خیلی حرف های دیگر را هم قبول نداری اصلاً تشیع تو زیر سوال است یک عمامه بر سرت بگذاری شیعه نمی شوی مثل خیلی های دیگر این لباس را به قول آیت الله بروجردی دزدیدند. از مجموع نکات گفته شده به این نتیجه می توان رسید که راوی این حدیث فضیل ابن رسان است نه فضیل ابن یسار باشد فضیل ابن رسان جزو اصحاب امام باقر و امام صادق هست.

ابو القاسمی گفت فضیل ابن یسار از اصحاب امام صادق (علیه السلام) در رکاب زید جنگیده است، شد فضیل ابن رسان از اصحاب امام صادق (علیه السلام) بود فرقی کرد؟ این هم راجع به صحبت های علمی ایشان که نهایت اشکال علمی به ما گرفت که چرا از شیخ صدوق عبارت نقل کردیم که فضیل ابن یسار گفته است.

مجری:

استفاده کردیم خیلی جالب بود از یک زاویه دیگر هم به جناب زید نگاه کردیم دیدیم که ایشان بر ایمان هست الحمد لله متحد اهل بیت (علیهم السلام).

 استاد گرامی در آخرین جلسه ای که خدمت شما بودیم در مورد سلیمانی اردستانی صحبت های در کلیپ هایی که پخش کردیم بود شما نقد کردید اگر نکته ای در این خصوص دارید بفرمایید

استاد ابوالقاسمی:

راجع به آقای سلیمانی اردستانی، هر وقت یک شخصی به شاذ گویی مشهور بشود یک مرتبه آن کسانی که دنبال مطالب شاذ و مطالب خلاف اعتقادات مشهور و مدرک دار و قابل استناد شیعه است چون نمی توانند علمی اشکال بگیرند یک نفر می آورند صحبت بکند. چون آن یک نفر هم لباس روحانیت دارد برای عوام می خواهند موجه بشود یکی از مغالطات همین است.

بعد از دو، سه هفته در دو، سه برنامه از او استفاده کردند و خوب او را جویدند و لِه کردند آخرش هم تفاله اش را دور می اندازند. در جاهای مختلف همین کار را انجام می دهند آن آقایانی که راجع به طهارت سگ صحبت کردند تو عالم بودی خیلی علمیّت داشتی یک برنامه از تو طهارت سگ گرفتند دیگر هم نتوانستی حرف بزنی تمام شد. از باب «خالف تُعرف» همین است.

 ایشان هم یک سری حرف های زد آمدند چند مصاحبه از او گرفتند در این مصاحبه ها تو توانستند به قولی از او دوشیدند چیزهایی که گفت از مصاحبه اخیرش می خواهم پخش کنم در اولین کلیپ مقداری اول بفهمیم ایشان چه مقدار متن خوانی و قدرت فهم متنش چقدر است؟ تا برای همه روشن بشود نتیجه گیری های ایشان چقدر اعتبار دارد؟

کلیپ شماره یک از آقای سلیمانی اردستانی:

...ولی قرآن را می ‌بینیم، جهاد ابتدایی یعنی جهاد برای تحمیل دین، این که به یک غیر مسلمان حمله کنیم بگوییم یا مسلمان بشو، یا تو را می‌ کشیم، به وضوح خلاف قرآن است. قرآن فقط می ‌گوید دفاع را اجازه دادیم، غیر دفاع را اجازه نمی ‌دهیم، آن وقت با تحمیل دین هم که نمی‌ سازد صد تا آیه داریم که تحمیل نه، کلا با هیچی نمی‌ سازد، به یک کسی ما حمله کنیم و هیچ کاری هم با ما ندارد بگوییم یا می ‌کشمت یا مسلمان بشو یا نشو، این را ما نداشتیم.

پیامبر هیچ یک از جنگ ‌هایش، جنگ ‌های ابتدایی نبود، امام علی هیچ یک از جنگ‌ هایش جنگ‌ های ابتدایی نبود. چرا در فقه اهل سنت جنگ ابتدایی و جهاد ابتدایی آمده است؟ برای این که حاکمان داشتند، خلفا داشتند، جنگ به ایران، حمله به ایران، جنگ به روم، چون این‌ها داشتند در فقه آمده است، از فقه اهل سنت هم آمده

شاهد این که شیخ طوسی می گویم در اهل سنت می گویند بر امام واجب است که سالی یکبار حداقل جهاد ابتدایی کند، خیلی عجیب است تا این جایش تعجب نکنید. تعجب آن جاست شیخ طوسی می تواند بگوید، مگر برای امام فتوا می دهی؟ می گوید امام اگر آمد به فتوای تو باید عمل کند خودش تکلیفش را می داند.

شیخ طوسی و بعداً همه فقهاء گفتند بر امام واجب است سالی یکبار جهاد کند. این از کجا آمد؟ در اهل سنت، امام یعنی حاکم در این جا امام یعنی رهبر چون از آن جا رونویسی شد این جا وحشتناک و خنده دار شد این جا جُک است که من بگویم یک فقیهی الان فتوا می دهد بر امام واجب است آن وقت باید بگویم متأسفانه این رساله شما دست امام علی نبود چون چهار سال حکومت کرد و جهاد ابتدایی نکرده است. این رساله شما آن روز نبود اگر بود باید از شما تبعیت می کردیم.

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

این صحبت های سلیمانی اردستانی بود اگر کسی نمی شناخت عیار نوع صحبت ها را با دیدن همین کلیپ شاید شما به دست بیاورید استاد بیشتر توضیح خواهند داد.

استاد ابو القاسمی:

چند تا ادعا کرد که قرآن فقط جهاد دفاعی دارد، یک سوال، سال فتح مکه جهاد دفاعی بود؟ فتح خیبر هم جهاد دفاعی بود؟ اصلا جهاد دفاعی تعریفش چیست؟ اهل خیبر به مدینه حمله کرده بودند که بعد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) به خیبر حمله کرد، یا این که یهودیانی که در نقاط دیگر بودند جمع شدند آن جا رفتند و خطر ایجاد کردند!

اهل مکه هم پیمان شکنی کردند، پیمان شکنی دلیل جهاد دفاعی است؟ یعنی به پیغمبر حمله کردند؟ اصلا فرض کنیم این‌ها جهاد دفاعی باشد، گفت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) جهاد ابتدایی نداشتند؛ پس یکی از بستگان حضرت پسر خواهر حضرت که فرماندار حضرت بود در ایران رفت مناطقی از افغانستان امروزی را گرفت، یک مقدار از خراسان را گرفت آن‌ها چه بوده است؟

 آن را هم فرض کنیم نباشد، در قرآن دستور به رفتن به جنگ با مشرکین نداریم، این همه آیه داریم، ایشان چون به یک جا می‌گوید (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)؛ می‌گوید همه جهادها را باید به دفاعی تفسیر کنیم.

فرض کنیم همه این ها درست ایشان گفت شیخ طوسی گفت امام باید سالی یکبار جهاد کند ببینیم اصلاً شیخ طوسی کلمه امام را برای چه کسی به کار می برد؟ بعد ببینیم خودش توضیح داد یا نداد، وقتی امام می گویم منظورم چه است؟ اصلاً شیخ طوسی فقهش را برای چه نوشته است؟ تا مشخص بشود آیا واقعاً شیخ طوسی می خواست برای امام زمان فتوا صادر بکند؟

مرحوم شیخ طوسی در کتاب مبسوط همان کتابی که فتوای جهاد و چیزهای دیگر در آن هست مبسوط فی فقه الإمامیة، جلد 8، صفحه 64 که امام باید سالی یک بار به جهاد برود.

«إذا أمره الإمام بقتل رجل لا يجوز قتله عند المأمور ، ويجوز عند الإمام»

امام دستور به قتل فردی بدهد که مأمور می گوید نه جایز نیست، اما امام می گوید در نظر من جایز است. مگر می شود امام زمان دستوری بدهد نزد مأمور جایز نباشد؟ آقای شیخ طوسی مگر همچنین چیزی می شود؟ بله

«مثل أن كان الإمام حنفيا فأمر شافعيا بقتل مؤمن بكافر أو حر بعبد أو زان بشهادة»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج8، ص64

اگر امام یک حنفی بود به یک شافعی دستور داد امام زمان حنفی بود که به شافعی دستور داد. آقای سلیمانی اردستانی خود شیخ طوسی گفت اگر امام حنفی بود یعنی منِ شیخ طوسی بعضی وقت ها، بعضی فتواها را برای امام سنی دارم می نویسم. حاکم یک سنی و امام سنی است.

زمان شیخ مفید این ها یک سری گیرهایی پیدا کردند مجبور شدند در بعضی از فتاوا به شیخ مفید (اعلی الله مقامه) مراجعه کنند. بعد گفتند شیعه ها فقه مدون ندارند حاکم اگر بخواهد مراجعه کند شیعه فقه مدون ندارد یک بهانه ای آوردند شیخ طوسی گفت فقه مدون ده برابر سنی ها برایت می نویسم!

مجری:

یعنی خود علمای شیعه بر کتب اهل سنت عالم تر هستند.

استاد ابوالقاسمی:

علمای شیعه مبسوطی که نوشت گفت آقای حاکم هر چه سنی ها فتوا دادند در آن، فتوا با مذهب و مبانی معصومین (علیهم السلام) به تو می دهم. تویی که حاکم هستی می توانی به فتوای ابو حنیفه عمل کنی، می توانی به فتوای شافعی عمل کنی و می توانی به فتوای اهل بیت عمل کنی، این فتوای اهل بیت (علیهم السلام) است این را داشته باش ضرر ندارد.

اساس تألیف کتاب شیخ طوسی برای همین بود بعداً چند جا عبارت داشت می گویم. لذا می گوید اگر امام، حنفی بود آن جایی که می گوید بر امام واجب است سالی یکبار به جهاد برود امام زمان را دارد می گوید یا آن امامی که گوش به حرف شیخ طوسی ممکن است به هر دلیل بدهد دارد می گوید؟

جای دیگر عبارت دیگری برای شما بیاورم می گوید اگر امام در شمارش حد اشتباه کرد مگر امام زمان در شمارش حد می تواند اشتباه بکند؟

«فإن أمر الإمام الجلاد أن يضرب ثمانين، فقال اضرب وأنا أعد فضربه والإمام يعد، فغلط الإمام فزاد واحدا على ثمانين، فالضمان على الإمام لأنه زاد واحدا، وأين يضمن؟ على ما مضى»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج8، ص65

«فإن أمر الإمام الجلاد أن يضرب ثمانين» این یک فرعش است فرع دیگر «فقال اضرب وأنا أعد»، تو بزن من می شمارم، «فضربه والإمام يعد»این می زد امام می شمرد، «فغلط الإمام فزاد واحدا على ثمانين»؛ امام اشتباه شمرد! آقای شیخ طوسی، امام اشتباه بشمرد؟ نه آقا من کدام امام را دارم می گویم؟ امام غیر معصوم، حاکم را دارم می گویم

مجری:

دقیقاً همان نگاهی که آقا می گفت اهل سنت دارند به چه کسی امام می گویند؟

استاد ابوالقاسمی:

آقای سلیمانی نیایی بعد از هزار و دویست سال کتاب من را ببینی فکر کنی دارم امام معصوم را می گویم. بله بعضی از مطالب را در مورد امام معصوم در کتابم آوردم.

 جای دیگر می گوید امام یعنی حاکم باید قاضی تعیین بکند باید بگردد و اهل علم را پیدا بکند.

«فكل من تعين ذلك فيه وجب عليه أن يليه وهو إذا كان ثقة من أهل العلم ولا يجد الإمام غيره، فعلى الإمام أن يوليه، وعليه أن يلي ذلك»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج8، ص83

امام باید آن کسی که ثقه و اهل علم است به قضاوت منصوب بکند اگر امام خبر نداشت همچنین آدمی وجود دارد مگر می شود امام زمان خبر نداشته باشد چه کسی هست و شایسته قضاوت است؟ نه به قول ‌آٔقای سلیمانی چون شیخ طوسی داشت حرف های سنی ها را نقل می کرد این هم، همان حرف سنی ها را آورده است. اصلاً معقول است شیخ طوسی همچنین حرفی بزند و حال آن که شیخ طوسی در همین کتابش شاید بیش از ده جا گفت ما شیعیان امام را معصوم می دانیم و امامی که ما اعتقاد داریم اشتباه نمی کند. بعضیش را برای شما نقل کنم

«فأما الإمام فلا يخطأ عندنا»

مجری:

همین عندنا که فرمود یعنی نگاه ها فرق می کند.

استاد ابوالقاسمی:

بله. جای دیگر می گوید:

«وخطأ الإمام وعمد الخطأ سواء وعندنا لا يتقدر ذلك في الإمام لأنه لا يفعل إلا ما له فعله لعصمته فإن فعل ما له فعله من مصلحته، فأدى ذلك إلى موته كانت الدية في بيت المال»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج7، ص24

«وعندنا لا يتقدر ذلك في الإمام» یک مسئله اشتباهی را مطرح می کند می گوید اگر امام اشتباه کرد در المبسوط، جلد 7، صفحه 24 می گوید بعضی ها گفتند اگر امام اشتباه کرد.

«وخطأ الإمام وعمد الخطأ سواء وعندنا لا يتقدر ذلك في الإمام»، ما می گوییم امام نمی شود همچنین اشتباهی بکند کدام امام؟ «لأنه لا يفعل إلا ما له فعله لعصمته»؛ ما امام را معصوم می دانیم.

 آقای شیخ طوسی این که شما دارید می گویید امام معصوم است چندین جا گفتید یا جای دیگر می گوید گفتند اگر امام را سب کرد باید تعزیر بشود ما که می گوییم اگر امام ما سب بشود حکمش قتل است.

«وعندنا يجب قتلهم إذا سبوا الأئمة»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج7، ص270

مجری:

خیلی واضح است دارد دو جور امام را در همین خطاب بیان می کند.

استاد ابوالقاسمی:

واضح است اما یک نفری که اصلاً نمی خواهد بفهمد آن موقع مشکل می شود.

مجری:

این جا دقیقاً همان مغالطه ای که در این جور جاها استفاده شده است.

استاد ابوالقاسمی:

عبارت را نگاه کنید در مبسوط، جلد 7، صفحه 60 به خوبی توضیح داده است

«فكل موضع قلنا الضمان على الولي فالدية على عاقلته، والكفارة في ماله، لأنه قتل خطأ، وكل موضع قيل على الحاكم»

کلمه حاکم آورده است

«فهذا من خطأ الحاكم فقال قوم على عاقلته كغير الإمام»

تعبیر حاکم را عوض کرد تعبیر امام آورد دیه را می گوید باید عاقله بدهند اگر حاکم خطا کرد یک عده گفتند بر عاقله است.

«وقال آخرون في بيت المال لأن خطأ الحاكم يكثر»

خطای حاکم زیاد پیش می آید.

«وكذلك الإمام عندهم، فلو جعل على عاقلته بادوا بالديات»

امام آن ها هم می تواند اشتباه بکند.

«والذي نقول إن خطأ الحاكم على بيت المال»

خطای حاکم بر بیت المال است امام چه؟

«فأما الإمام فلا يخطئ عندنا»

امام ما که اشتباه ندارد.

«إنما قلنا ذلك، لما رواه أصحابنا من أن ما أخطأت الحكام فهو في بيت المال»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج7، ص60

یعنی چه؟ یعنی منِ شیخ طوسی وقتی امام می گویم و یک فتوایی برای امام لازم می کنم در واقع دارم حاکم را می گویم. بله بعضی از جاها تصریح می کنم یا قرائنی می آورم که مقصود امام معصوم است. آن جا هم نمی آیم وظیفه امام را من تعیین بکنم دارم می گویم آٔقایان بدانید امام معصوم بیاید این طور رفتار می کند.

مثل این که بگویم بر خدا واجب است لطف داشته باشد، دارم بر خدا واجب می کنم؟ نه می گویم از خدا غیر از این سر نمی زد این وجوب، به معنای اقتضای ذات خدا است ذات خدا مقتضی غیر از این لطف نیست. از امام غیر از این حکم سر نمی زند خودشان فرمودند چیزی که شیخ طوسی در کتابش گفته است.

اگر نگفته بود و قرینه نیاورده بود می گفتیم قضیه سخت است اگر هدف کتابش مشخص نبود می گفتیم قضیه مقداری سخت است، یک فردی آمد یکی از ساده ترین مسائلی که با یک جستجوی ساده در کتاب شیخ طوسی قابل فهم است را این طور به شیخ طوسی نسبت می دهد بله شیخ طوسی چون که تقلید سنی ها را کرد گفت بر امام معصوم واجب است سالی یک بار به جهاد برود.

حضرت علی هم از شما تقلید نکرد متأسفانه کتاب شما دستش نبوده لذا این کار را نکرده است. همان طوری که کتاب شیخ طوسی را بد خواندی قرآن هم بد خواندی، روایت هم بد خواندی، تاریخ هم بد خواندی ایشان یک آدمی است از این طرف و آن طرف یک چیزی می گیرید سر هم می کند ارائه می کند فکر می کند تمام شد.

احتمال هم می دهم خودش واقعاً در جهل مرکب باشد چون از رفتارهایش نمی خورد آقای اکبر نژاد مشخص است می فهمد ایشان نه در مورد ایشان احساس می کنم از مدل صحبت کردن خیلی از این ها را اصلاً متوجه نمی شود.

 یکبار آدم می فهمد و دروغ می گوید از وضعیتش مشخص می شود. یکبار نه مشخص است بنده خدا اصلاً از این حرف ها خبر ندارد. این یکی از کلیپ هایی که از ایشان پخش می کنیم تا مردم بفهمند اصلاً ایشان متوجه عبارت های عربی نمی شود. متوجه ادبیات فقهای شیعه نمی شود. متوجه روایات نمی شود. این کسی که متوجه نمی شود چه کارش کنیم؟ البته در کلیپ بعدی آن جا یک مقداری احساس می کنم شاید بگوییم دانسته تر دارد آن جا تحریف می کند.

مجری:

خیلی متشکرم، از جناب آقای دکتر ابوالقاسمی خودم شخصاً خیلی یاد گرفتم نکات خیلی خوبی را از استاد شنیدم ان شاء الله برای شما هم این گونه بوده باشد.

 (میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان،.... در این برنامه به بعضی از صحبت هایی که در فضای مجازی پخش می شود الان در مورد صحبت های آقای سلیمانی اردستانی صحبت و گفتگو می کردیم. همچنان در خدمت استاد هستیم ادامه بحث را خواهیم شنید

استاد ابوالقاسمی:

کلیپ قبلی را جواب دادیم، نه این که جواب دادیم برای این که مشخص بشود آشنایی ایشان با متون فقهی و عربی که مطالب و دیدگاه های علمای شیعه را مطرح می کند. جالب است ایشان می گوید من با همه فقهاء مخالف هستم اصلاً فهمیدی چه گفتند می خواهی با آن ها مخالفت کنی؟ این یک قلمش بود.

 اما در کلیپ بعدی ایشان راجع به جایگاه شیخ طوسی صحبت می کند.

مجری:

چون بحث ایشان کتاب شیخ طوسی و مطالب شیخ طوسی بود این کلیپ را می بینیم.

کلیپ شماره دو آقای سلیمانی اردستانی:

ما دو منبع اصلی دین را کنار گذاشتیم یکی قرآن و دیگری اهل بیت است که دقیقاً منطبق بر همدیگر هستند. این ها دو تا یک چیزی بودند تضادی ندارند سراغ حرف های مشهور رفتیم. حرف های مشهور از کجا آمده است؟ بعد از این که اهل سنت حکومت داشتند فقهی درست شد که برای توجیه حاکمان بود این فقه از طریق شیخ طوسی در شیعه آمد در واقع شیخ طوسی از کتاب الام شافعی گرفت.

فقه ما بر گرفته از فقه اهل سنت است. وقتی می گویند حاشیه مرحوم آیت الله بروجردی یعنی می گویند حاشیه بر فقه اهل سنت است.

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

عجب تعبیری! آیت الله بروجردی می گوید بر حاشیه است ایشان بر گرفته می گوید.

استاد ابوالقاسمی:

یک سوال داریم جناب آقای اردستانی یک عبارت به شما نشان می دهم ببین برداشت شما و همان آقایانی که مروج اخباری گری هستند. روایتی است امام صادق (علیه اسلام) یا امام باقر (علیه السلام) به یکی از اصحاب شان اَبان جمله ای فرمودند، فرمودند در مسجد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بنشین «و أفتِ الناس»؛ در رجال مرحوم تفرشی آورده است در رجال علامه الان پیدا نکردم ولی در آن جا بود. «قال له الباقر عليه السلام: اجلس في مسجد المدينة و أفت الناس، فإني أحب أن يرى في شيعتي مثلك.»

این روایت در کتاب های مختلفی آمده است در کتب رجالی که ما داریم در فهرست شیخ طوسی (رضوان الله علیه)

«و قال له أبو جعفر عليه السّلام: إجلس في مسجد المدينة، و افت الناس، فإنّي أحبّ أن يرى في شيعتي مثلك.»

الفهرست؛ الشيخ الطوسي (وفات : 460)، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، 1417، - ص 44

«و قال له أبو جعفر عليه السّلام» برای امام باقر (علیه السلام) است امام باقر به ابان فرمودند «إجلس في مسجد المدينة، و افت الناس» در مسجد مدینه فتوایی که داده می شد برای شیعه یا سنی بود؟ کلمه ناس است گفت مشخص است برای اهل سنت است. «فإنّي أحبّ أن يرى في شيعتي مثلك.» دوست دارم شیعیانم را به مثل تویی بشناسم.

می گویند نگاه کنید عالم شیعه دارد چه خوب به ما سنی ها فتوا می دهد سوال آیا ابان یا سنی،‌ سنیی که فتوا می خواست روایت یا فتوا می خواست؟ ابو حنیفه، شافعی و مالک چطوری فتوا می داد؟ امام صادق (علیه السلام) به ابان می گویند همان جا بنشین مثل آن ها فتوا بده، اما فتوایت باید بر گرفته شده از فقه ابو حنیفه باشد یا بر گرفته از فقه من باشد؟

آقای بی سوادی که می گویی شیخ طوسی آمد این مدل فتوا دادن را آورده است یا آن اخباری بی سوادی که همین حرف را می زند. زمان امام باقر (علیه السلام) حضرت به ابان دستور دادند فتوا بده یعنی اجتهادات از روایات ما را بیان کن چون سنی اصلاً روایات ما را قبول نمی کند. تو را به عنوان مفتی می شناسند به آن ها فتوا بده.

اصلاً می فهمی چه می گویی؟ از زمان امام سجاد (علیه السلام) شبیه به این داریم روایاتی که دلالت دارد از زمان امام سجاد اواخر حیات شان افرادی داشتیم این مدل فتوا می دادند. زمان امام باقر (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام)، امام کاظم (علیه السلام) ما در زمان ائمه (علیهم السلام) این را داریم.

روایت دیگر این هم جواب این آقا است هم جواب مدعیان اخباری گری در علل الشرایع شیخ صدوق به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم «حَدَثَ الْأَمْرُ مِنْ أَمْرِي لَا أَجِدُ بُدّاً مِنْ مَعْرِفَتِهِ...»

«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ يَعْنِي الرِّضَا (علیه السلام) حَدَثَ الْأَمْرُ مِنْ أَمْرِي لَا أَجِدُ بُدّاً مِنْ مَعْرِفَتِهِ وَ لَيْسَ فِي الْبَلَدِ الَّذِي أَنَا فِيهِ أَحَدٌ أَسْتَفْتِيهِ مِنْ مَوَالِيكَ قَالَ فَقَالَ ايتِ فَقِيهَ الْبَلَدِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَاسْتَفْتِهِ فِي أَمْرِكَ فَإِذَا أَفْتَاكَ بِشَيْ‏ءٍ فَخُذْ بِخِلَافِهِ فَإِنَّ الْحَقَّ فِيه»‏

علل الشرائع؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381) رده‌: مصادر حديث شيعه – فقه، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف، سال چاپ: 1385 - 1966 م، ج2، ص531

اتفاقی رخ داد باید حکمش را بدانم «وَ لَيْسَ فِي الْبَلَدِ الَّذِي أَنَا فِيهِ أَحَدٌ» چه کار کنم؟ «أسئلُه الروایة مِنْ مَوَالِیک» یا «أَسْتَفْتِيهِ مِنْ مَوَالِيكَ قَالَ فَقَالَ ايتِ فَقِيهَ الْبَلَدِ» فتوا می خواهم روایت نمی خواهم. مشکل دارم فتوایش را می خواهم بدانم گفتند پیش فقیه بلد (سنی ها) برو «فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَاسْتَفْتِهِ فِي أَمْرِكَ فَإِذَا أَفْتَاكَ بِشَيْ‏ءٍ فَخُذْ بِخِلَافِهِ» از او فتوا بپرس هر فتوایی داد مخالف آن عمل کن «فَإِنَّ الْحَقَّ فِيه‏» او دنبال فتوا بود دنبال روایت نبود. گفت کسی از شیعیان نیست از او فتوا بپرسم نگفت روایت بپرسم.

معنای استفتاء مشخص است یک اصطلاح رایج آن زمان بود بله گاهی اوقات در جواب استفتاء روایات هم خوانده می شده، اما استفتاء مشخص است چه بوده است، استفتاء می تواند بدون ادله باشد می تواند با ادله باشد. ولی معنای استفتاء مشخص بوده است. چرا می گویی شیخ طوسی فتواهای سنی ها را در شیعه آورده است.

این که می گوییم آقایان واقعاً در این مطالب پیاده هستند برای همین می گویم بعد این آدم پیاده می خواهد راجع به ولایت فقیه اظهار نظر بکند. روایت را هم کامل کنار گذاشته است می گوید من خبر واحد را قبول نمی کنم مگر موارد خیلی خاص؛ این به عنوان گزاره تاریخی نه به عنوان خبر واحد به عنوان گزاره تاریخی به آن نگاه کن یکی، دو تا نیست حداقل سی، چهل تا این گونه روایت داریم که نشان می دهد در آن دوران استفتائی بوده است.

مجری:

همین نمونه ای که شما دارید می گویید دقیقاً در عصر غیبت هم رجوع به راویان شده است.

استاد ابوالقاسمی:

در زمان غیبت عرض کردیم «فارجعوا فیها إلی روات حدیثنا» نه «إلی روایاتنا» به روات مراجعه کن نه به روایات؛ آقایان بنای شان فقط این است که ان قلت بیاورند بعد می گوید بیایید مناظره نه ما آن جاها برای مناظره نمی آییم. بگو نمی توانیم مناظره کنیم توانائیش را نداریم این که شیخ طوسی فقه سنی را در شیعه آورد این طور نیست.

اگر مقصودت این است یک چیزی سنی ها گفتند گفت مخالفش را عمل بکنید این که دستور امام صادق (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام) و امام کاظم (علیه السلام) است مفصل هم داریم که از آن ها بپرسید مخالفش عمل بکنید. چون آن ها هر چیزی که از ما می پرسند مخالفش را عمل می کردند.

اگر مقصودت این است اشکالی ندارد دستور ائمه است مقصودت این است که ایشان فتوا دادن را شروع کرده قبلاً همچنین چیزی نبود نخیر بود خوبش هم بوده است.

مجری:

این نکته به پایان رسید نقدش را هم زدیم کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره سه آقای سلیمانی اردستانی:

اولاً یک مسئله ای را عرض بکنم پیامبر ظاهر نیامده که یک چیزی جدیدی را به انسان علی الاصول یاد بدهد بلکه آمده به پیامبر باطن تلنگر بزند امام علی (علیه السلام) در خطبه‌ اول نهج البلاغه می ‌فرماید پیامبران آمدند تا کنه عقول را در بیاورند و میثاق و پیمان فطرت را یاد انسان‌ها بیاورند؛ یعنی درواقع تلنگر به فطرت.

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

 (وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ)

(وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا)

از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

سوره اسراء (17): آیه 36

سلیمانی اردکانی:

آن وقت در قرآن هم داریم مثلا خود قرآن را می‌ فرماید:

(إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)

اين (قرآن) تذکري براي همه جهانيان است.

سوره ص(38): آیه 87

یعنی یاد آوری است، بنا نبود حرف جدید باشد عقل بشر اصل حرف‌ها است، چرا هست؟ به دو دلیل طبق دو آیه، انسان همه چیز را می‌ داند، یکی در سوره انسان دارد: (إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

ما راه را به او نشان داديم خواه شاکر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس

سوره انسان (76): آیه 3

ما راه را به همه انسان‌ها، الانسان، آیه قبلش الانسان است یعنی همه انسان‌ها، آیه بعد این است که (إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)؛ ما همه انسان‌ها را هدایت کردیم این که با پیامبر باطن است. چون همه انسان‌ها حرف پیامبر ظاهر به آن‌ها نرسیده است. بعد در سوره شمس (وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا)، آن‌جا می‌فرماید: (وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا)

(وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا)

و قسم به جان آدمي و آن کس که آن را (آفريده و) منظم ساخته،

سوره شمس (91): آیه 7

قسم به نفس و آن کس که درستش کرد، (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)

(فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)

سپس فجور و تقوا (شر و خيرش) را به او الهام کرده است.

سوره شمس (91): آیه 8

بدکاری ‌ها و درست کاری ‌ها را به او الهام کرد، جزء وجودش نهاد! پس بشر می داند پیامبر ظاهر آمده پیامبر باطن را تلنگر بزند و بیدار بکند. بنابراین به این جهت پیامبر باطن اهمیت دارد علاوه بر این که به پیامبر ظاهر، حجیت می دهد این عقل است که می گوید محمد پیامبر خدا است. این عقل است که می گوید قرآن کتاب خدا است. پس پیامبر باطن مقدم هست.

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

استاد ابو القاسمی! در این مباحث یک سری مغالطات را دیدم و شنیدیم در خدمت شما هستیم بفرمایید.

استاد ابوالقاسمی:

از آخر شروع کنیم چون برای رسیدن به حجیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) باید از عقل استفاده بکنیم پس عقل مقدم بر پیغمبر است البته جای دیگر در مقدم بودن در تعارض می گوید. در تعارضات می گوید باید این طرف مقدم باشد بر چه عقلی؟ عقل ایشان که همان عقل ظنی است قیاس اهل سنت در واقع یا استحسانات این مدلی که ایشان جلو می رود.

سوال ابر کامپیوترهایی داریم که با هوش مصنوعی کار می کنند این را چه کسی درست کرده است؟ عقل انسان، چون عقل انسان درست کرد آن استنتاجات و معادلات بسیار ظریف و پیچیده ریاضی که اگر آدم می خواست حساب کند باید مثلاً یک میلیون سال می نشست حساب می کرد بهترین ابر رایانه مثلاً ده هزار سال کار می کرد با این ابر دستگاه های جدید هوش مصنوعی در چهار، پنج دقیقه به نتیجه رسیدند.

بگوید نه این، آن حجت نیست چون با عقلم به این ها نمی رسم عقل من مقدم بر آن هوش مصنوعی است که این را محاسبه کرده است. می شود همچنین حرفی زد؟ شما یک مقدمه فقط می خواستی در را باز بکنی یعنی چه؟ مطمئن بشویم این آدم معصوم است همین مقدار حالا که فهمیدی معصوم است معصوم یک اقیانوس باز شد.

شما داری در خانه دنبال کلید برق می گردی، من با یک شمع دنبال کلید برق می گردم برق رفت با شمع دنبال کلید برق می گردم فیوز پرید دنبال فیوز می گردم گشتم فیوز را پیدا کردم الان فیوز را روشن کردم، نه چون من با این شمع فیوز را پیدا کردم کارهای که با کامپیوتر با این برق انجام می شود آن ها کنار می رود!

همه فرع آن شمع است اگر این شمع نبود پیدا نمی کردی این قدم اولت است قدم اول را برداشتی به معصوم رسیدی معصوم هر چه بگوید معصوم است. نه این که معصوم فقط یک چیز می گوید. این جا یک مغالطه ای انجام داد از آخرش شروع کردیم.

عبارتی از نهج البلاغه خواند، که خدا انبیاء را فرستاده برای این که: (وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول)

«فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏»

فقط همین را امام گفته یا چند تا واو عطف آورده است.

«لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»

بعدش چه، همین بود؟

«وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ»

این معایش تحییهم چه است؟ ائمه امدند به شما یاد بدهند چطوری در دنیا زندگی کنید، خوب زندگی کنید تا خوب زنده بمانید.

مجری:

این در عقل چه کسی دفن است؟

استاد ابو القاسمی:

کجا بوده است این در دفائن العقول بوده یا این عطف به آن شده است؟ این یک چیز دیگر است. چرا می‌گویی کار امام و کار پیغمبر فقط اون بوده است. 

«وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ [تَتَتَابَعُ‏] تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ»

این ‌ها را که شما برای مردم نخواندید. برای چه نخواندید؟ اما یک سوال دیگر شما مگر اصلا روایت قبول دارید؟ شما که می گویی من روایت قبول ندارم قرآن، بیرویم در قرآن ببینیم انبیاء برای چه آمدند؟ مگر خود شما نمی خواستی انبیاء را ببینی چه کار کردند؟ و چه چیزی را آمدند به مردم یاد بدهند، این در خود قرآن آمده است. آیا در قرآن امده انبیاء فقط آمدند که...

مجری:

بگویند این درست است و این غلط است.

استاد ابو القاسمی:

باز در همان خطبه:

«وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا»

انبیاء در امت‌هایشان چه باقی گذاشتند؟

«إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا»

حواست باشد وظیفه داری!

«بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ مُبَيِّناً»

مبینا چه؟

«حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ وَ مُرْسَلَهُ وَ مَحْدُودَهُ وَ مُحْكَمَهُ وَ مُتَشَابِهَهُ مُفَسِّراً [جُمَلَهُ‏] مُجْمَلَهُ وَ مُبَيِّناً غَوَامِضَهُ بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ وَ مُوَسَّع عَلَى الْعِبَادِ فِي جَهْلِه»

همه این‌ها را یاد می‌دهد، خاص و عامش، مرسلش و محدودش، محکم و متشابه مفسر و مجمل

«وَ بَيْنَ مُثْبَتٍ فِي الْكِتَابِ فَرْضُهُ»

آن فرایضی که در کتاب آمده است.

«وَ مَعْلُومٍ فِي السُّنَّةِ نَسْخُهُ وَ وَاجِبٍ فِي السُّنَّةِ أَخْذُهُ وَ مُرَخَّصٍ فِي الْكِتَابِ تَرْكُهُ»

در سنت نسخش آمده یک چیز در قرآن آمده در سنت نسخ بشود یک چیز در سنت است در کتاب تلخیصش آمده است.

«وَ بَيْنَ وَاجِبٍ [لِوَقْتِهِ‏] بِوَقْتِهِ وَ زَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ وَ مُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ»

دارد اقسام مختلف احکامی که انسان باید انجام بدهد را می‌گوید. احکام انسانی چه است؟

 «و منها في ذكر الحج‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص43، 44 و 45

بر شما حج واجب است. چه کار باید بکنید، قربانی باید بکنید.

مجری:

کیفیت حج!

استاد ابو القاسمی:

من از شما سوال می ‌پرسم، فقط آمدند «لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ»، این دیگر در ته خطبه نبود یا اگر این‌ها را می‌ خواندی به ضررت بود!

بیرویم سراغ خود قرآن، قرآن آمده که انبیاء چه را به مردم یاد بدهند.

(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِكَ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

پروردگارا! در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بياموزد، و پاکيزه کند؛ زيرا تو توانا و حکيمي (و بر اين کار، قادري)!»

سوره بقره (2): آیه 129

اولین کاری که می‌کند آیات قرآن را بخواند در قرآن چه آمده است؟ فقط نماز آمده است؟ احکام جهاد نیامده است؟ احکام حکومت نیامده است؟ این که حضرت موسی به ان قومش گفت مردم وارد بر این‌ها بشوید من جلسه قبل هم عرض کردم همین آیه دلالت بر جهاد ابتدایی می‌کند.

 همین آیه دال بر جهاد ابتدایی است، آیا قوم جبارین یک جا هستند به ما کار ندارم، من در منطقه فرعونی‌ها بودم بیرون آمدم، جبارین هم به من حمله نکرده اصلا تا حالا ندیدمش‌شان، موسی دستور داد آن‌جا بیروید بگیرید. این جهاد چه می‌شود؟ این جهاد دفاعی است. جهاد ابتدایی عین آیه قران است. عرض کردم هم در قران است و هم در روایت است این را جلسه قبل هم عرض کرده بودم.

در قرآن جهاد ابتدایی امده است، جهاد ابتدایی ربطی به این چیزی که شما گفتید دارد؟ «لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ»!

(وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيزَكِّيهِمْ)؛ کتاب و حکمت باشد بعدا هم تزکیه، کتاب به ایشان داده، کتاب چه است؟ آیا مقصود نوشتن است که بعضی‌ ها می‌ نویسند انبیاء اولین کسانی بودند که نوشتن را یاد دادند، اصلا مردم بلد نبودند و نمی ‌دانستند نوشتن یعنی چه؟

(کَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يتْلُو عَلَيكُمْ آياتِنَا وَيزَكِّيكُمْ وَيعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)

همان‌ گونه (که با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما کامل کرديم،) رسولي از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بياموزد؛ و آنچه را نمي‌ دانستيد، به شما ياد دهد.

سوره بقره (2): آیه 151

(مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)؛ اصلا نمی‌ دانستید، نه این که «لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ» فقط باشد. آن‌ هم یکی از کارهای انبیاء است. (وَيعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ)؛ خدا به شما چیزهای یاد داد که نمی دانستید.

آیه دیگر:

(وَآتَينَاهُمْ بَينَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيا بَينَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يقْضِي بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ)

و دلايل روشني از امر نبوت و شريعت در اختيارشان قرار داديم؛ آنها اختلاف نکردند مگر بعد از علم و آگاهي؛ و اين اختلاف بخاطر ستم و برتري‌ جويي آنان بود؛ اما پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوري مي‌ کند.

سوره جاثیه (45): آیه 17

انبیاء بینات را آوردند، مردم وقتی علم برای ‌شان آمد (بَغْيا بَينَهُمْ) شدند، این علم چه بود، میثاق و فطرت بود، یا احکام حکومت داری بود؟ بغی برای احکام اجتماعی است. در نماز، روزه و فطرت که بغی معنا ندارد. بغی مربوط به احکام اجتماعی است؛ یعنی انبیاء احکام اجتماعی را آوردند این‌ها بغی کردند.

(وَيعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ)

و به او، کتاب و دانش و تورات و انجيل، می ‌آموزد.

سوره آل عمران (3): آیه 48

(كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ)

غير از خدا، مرا پرستش کنيد! بلکه (سزاوار مقام او، اين است که بگويد:) مردمی الهی باشيد، آن‌ گونه که کتاب خدا را می ‌آموختيد و درس می ‌خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نکنيد!)

سوره آل عمران (3): آیه 79

(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگي بخشيد] هنگامی که در ميان آنها، پيامبری از خودشان برانگيخت؛ که آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

سوره آل عمران (3): آیه 164

(يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ)؛ اولین کار تلاوت آیات، (وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ)؛ «لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ» این‌جا نیست

(تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ)

آن را به صورت پراکنده قرار می ‌دهيد؛ قسمتی را آشکار، و قسمت زيادی را پنهان می ‌داريد؛ و مطالبی به شما تعليم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد!»

سوره انعام (6): آیه 91

نمی دانستید نه این که در فطرت تان بود انبیاء یک چیزهایی به شما یاد دادند اصلاً نه شما و نه پدران تان صِفر تا صد نمی دانستید.

مجری:

مثل آخر «مهاجَه» است نه تو و نه پدرت می دانی

استاد ابوالقاسمی:

(وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّى جَاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يقْضِي بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ)

(سپس) بنی اسرائيل را در جايگاه صدق (و راستي) منزل داديم؛ و از روزی های پاکيزه به آنها عطا کرديم؛ (اما آنها به نزاع و اختلاف بر خواستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهي به سراغ شان آمد! پروردگار تو روز قيامت، در آنچه اختلاف می ‌کردند، ميان آنها داوری می ‌کند!

سوره یونس (10): آیه 93

اختلاف بنی اسرائیل سر چه بود؟ اولین دعوای جدی بنی اسرائیل با پیغمبرشان سر چه بود؟ همه جا اطاعت کردند کجا مخالفت کردند؟ سر دوازده خلیفه (مفصل راجع به آن صحبت کردیم) خدا دوازده خلیفه الهی برای شان قرار داد

(وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَي عَشَرَ نَقِيبًا * فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ)

و از آنها، دوازده نقيب [= سرپرست‌] بر انگيختيم سخنان (خدا) را از موردش تحريف می ‌کنند؛

سوره مائده (5): آیات 12 و 13

آن جایی که موجب زمین خوردن بنی اسرائیل شد این نبود که ایرادات بنی اسرائیلی سر گوساله و چیزهای دیگر گرفتند. آنی که زمین شان زد سر آن دوازده تا بود که گفتند: «لا تجتمع النبوّة و الخلافة في بيت واحد!» همان حرف را هم شما الان دارید می زنید شمایی که ادعا می کنی متخصص ادیان هستی یک مقدار این ها را باید مطالعه کنی و بدانی.

 پس این که شما گفتید انبیاء فقط و فقط آمدند برای این که «لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ» هم خطبه نهج البلاغه را نخواندی کاملش را باید می خواندی در آن خیلی چیزهای دیگر آمده است. هم در قرآن خلاف این آمده و استناد به این خطبه در حالی که در قرآن کاملش آمده است و توضیح داده شد و خیلی چیزهای دیگر را بر میثاق فطرت مقدم هم کردند قطعاً اشتباه نیست.

نکته بعد احکام قرآن فقط عبادت، نماز و روزه نیست، جالب است آقای مجری که در این برنامه هست همان جا سه، چهار تا متلک هم به ایشان انداخت. مثلاً این که همسرت را کتک بزنند حکمش چه است؟ این و این چه است؟ این ها نماز و روزه است که شما می گویید این ها میثاق فطرت ؟؟ است؟ گیر کرد یک توجیهی آورد.

مجری:

یک نکته استاد آیاتی که ایشان در مورد بحث اختیار آورد

استاد ابوالقاسمی:

می خواهی کلیپ بعدی را ببینیم بعد

مجری:

فکر می کنم آیاتی که خواند همه شان یک تعلیقه ای بر آن زدند که این طوری هم خودش فکر می کند.

کلیپ شماره چهار از آقای سلیمانی اردستانی:

نود و نه درصد فقهای طائفه شیعه که من در مورد اسلام شناسی شان اختلاف دارم این‌ ها ولایت فقیه را قبول ندارند. به قول آیت الله منتظری فقط متأخرین و آن‌ هم از تعداد انگشتان یک دست بیشتر نیست کسانی که ولایت فقیه را قبول دارند این‌ ها هم شاذ هستند. من هم خواندم دیدم حق با آن اکثریت است. از من می ‌پرسد ولایت فقیه را قبول داری یا نه، چه بگویم؟

مجری شبکه ولی عصر:

جالب است مثال می ‌زند خود آیت الله منتظری را که ایشان سه جلد کتاب در مورد ولایت فقیه نوشته است!

استاد ابو القاسمی:

بعد هم می‌ گوید ته استدلال ایشان عقلی است، بنده خدا استدلال آقای منتظری که تماماً استدلال روایی است. اما برای این‌ که واقعا مشخص شود ایشان راست می‌ گوید یا دروغ می ‌گوید خیلی ساده است الان که دیگر عصر غار نشینی و عصر چاپار نیست که یک چیزی بگوید و رد بشود کسی نبیند. همین الان بزرگواران می ‌توانند در هوش مصنوعی سرچ بزنند، در اینترنت هم است همین ویکی فقه عنوانی به نام ولایت فقیه دارد. بعد در این‌ جا کسانی که طرفدار ولایت فقیه هستند را آورده است. دیدگاه فقهای شیعه را آورده است که چه کسانی موافق بودند و مخالفین را هم در جای دیگر آورده است.

این‌ های که طرفدار ولایت فقیه بودند یکی دو تا نیستند، شما نود و نه درصد را از کجا آوردی که ادعا می‌ کنی نود و نه درصد فقهای شیعه مخالف ولایت فقیه بودند؟ از خود شیخ مفید فتاوای حکومتی دارد، تا زمان ما و عصر حاضر. جدای از این در بین محدثین مان از مرحوم کلینی حرف ‌ها و روایاتی در مورد مسئله حکومت داری دارد تا زمان ما. این نود و نه درصد را شما از کجا آوردی؟ خیلی راحت می ‌توانیم برای شما لیست کنیم.

 یکی از اساتید ما در درس خارج شان می‌ فرمودند بیش از دویست فقیه داریم که نظریه ولایت فقیه را در کلمات شان دارند، کل فقها نزدیک دویست و هفتاد، هشتاد تا اگر باشند.

مجری:

اعلام و بزرگان شان

استاد ابو القاسمی:

بله اعلام و بزرگان شان دویست هفتاد و هشتاد را که تفحص کرده بودند از دویست تا از این ‌ها کلماتی داریم که صراحتا وظیفه فقیه را اجرای حدود و احکام زمین مانده در زمان غیبت معرفی کردند فقط توانایش را نداشتند. حالا چون توانایی نداشتند نمی‌ شده است.

حتی یک عبارتی از شیخ طوسی است، که امروز ایشان گفتند، من عبارت شیخ طوسی را هم بیاورم یک توضیح بدهم بد نیست. ایشان کلمه «ظَهَرَ» دارد.

«ظهر الامام العادل»

این یعنی چه؟ خود شیخ مفید (اعلی الله مقامه الشریف) راجع به مسلم ابن عقیل در روز ترویه می‌گوید امروز، روز ظهور مسلم ابن عقیل بود. ظهور در لغت اصطلاحی آن موقع یعنی چه؟ یعنی قیام برای تشکیل حکومت.

یعنی یک فردی بیاید زمام یک عده ای را به دست بگیرد، یا شروع به جهاد کند تا حکومتش ثابت بشود. شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) می‌ گوید:

«فإن كان الإمام ظاهرا سلم إليه»

ظاهر بود یعنی چه؟ یعنی حکومت دستش بود.

«وإن لم يكن ظاهرا حفظ له كما يحفظ سائر حقوقه، ولا يسلم إلى أئمة الجور مع الإمكان فمن سلمه مع الاختيار إلى أئمة الجور كان ضامنا»

اما امام جور مقابل امام معصوم است، نه!

«ومن قال إنه لبيت المال يرثه جميع المسلمين، قال إن كان إمام عدل»

امام عدل نه امام معصوم!

«سلمه إليه، وإلا فهو بالخيار بين أن يحفظه حتى يظهر الإمام العادل»

یعنی یک امام عادلی به حکومت برسد.

«وإن شاء وضعه في المصالح وإن شاء دفعه الإمام الجاير»

المبسوط؛ اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي الوفاة: 483، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، ج4، ص70

پس این که شما دارید مطرح می‌کنید، از شیخ طوسی (اعلی الله مقامه)، شیخ مفید و دیگران تا الان گفتیم از دویست نفر از فقهای اعلام فتاوای است که ظهور دارد که فقیه یک کسی که عادل است و احکام را می ‌داند یا بهتر است بگویم وظیفه اجرای احکام شرعی از جمله حدود را، از جمله حکومت داری را دارد!

مجری:

نکته خیلی مهمی است که شما فرمودید باید لغت را فهم کند مثلاً امام عادل با امام معصوم فرق بداند.

استاد ابوالقاسمی:

البته بعضی وقت ها در بعضی از عبارات وقتی می گفتند امام عادل می گفتند، توقع مان این است که امام زمان بیاید امام عادلِ عادلِ مقصودشان بود نه همه جا اما بعضی از جاها از امام عادل مقصود امام معصوم است.

مجری:

این همان قرائن است الان امام عادل در کنار امام جائر وقتی می آید مشخص است که این بحث هم حاکم غیر معصوم است ولی اگر به صورت مطلق بیاید مشخص می شود. این نکاتی است که آدم در مطالعه باید دقت کند شما خیلی خوب این را برای مان بیان داشتید. در دقایق پایانی نکته خاصی اگر هست تکمیل کنید

استاد ابوالقاسمی:

به نظرم برای این که عیار این گوینده مشخص بشود دو، سه تا خوب بود اما هفته آینده به نقد مبانی ایشان می پردازیم

مجری:

جناب آٔقای دکتر از حضورتان در این برنامه خیلی متشکرم ان شاء الله بینندگان عزیز هم مثل بنده حقیر استفاده کرده باشند و موافق باشند در مورد این نکات دقیقی که شما فرمودید خیلی آموزنده بود من که خودم یاد گرفتم و بینندگان عزیز هم لذت برده باشند.

همچنین تشکر از شما بینندگان عزیز، از همه شما التماس دعا داریم و شما را به خدای متعال می سپاریم آخر هر برنامه باید برای فرج آقا امام عصر و گشایش مشکلات خودمان دعا کنیم، اللهم عجل لولیک الفرج، خدا حافظ!


نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02>

راه روشن سلیمانی اردستانی اکبرنژاد قیام زید جهاد ابتدایی اجتهاد شیخ طوسی شبهه فتوا ولایت فقیه اخباری گری فقه شیعه