-
دکتر ابوالقاسمی
1:25:27 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 04 31 تیر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
56:17 دقیقه
خیانت های یهود 3 تیر 1404 -
راه روشن
1:09:22 دقیقه
از فدک تا افشای سر؛ نگاهی نو به اجتهاد، عقلگرایی و عصمت در تاریخ اسلام 20 خرداد 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:22:40 دقیقه
نقد علمی دیدگاههای انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل 13 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:57 دقیقه
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03 30 اردیبهشت 1404 -
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02 23 اردیبهشت 1404
1:24:3 دقیقه -
راه روشن
1:25:49 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 2 اردیبهشت 1404 -
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:24:48 دقیقه
نقد کتاب دین در ترازوی اخلاق 5 اردیبهشت 1402 -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
دکتر ابوالقاسمی
1:21:43 دقیقه
حجاب، اجباری یا اختیاری است؟ 19 مهر 1401 -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
بررسی ادعای عدم تحریف تورات و انجیل و نقد سلیمانی اردستانی راه روشن
قسمت صد و سی و یک برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 14 05 1404 (قسمت صد و سی و یکم)
عنوان برنامه: بررسی ادعای عدم تحریف تورات و انجیل و نقد سلیمانی اردستانی
کلیدواژه: راه روشن؛ دگراندیشان دینی؛ تحریف تورات و انجیل؛ علم غیب؛ سلفیت؛ وهابیت؛ وحی؛ تحریف قرآن؛ شبهه؛ مهدویت!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، خیلی خوش آمدید. برنامه ای که در سه شنبه شبها تقدیم حضور شما می شود و در خدمت کارشناس محترم برنامه جناب اقای دکتر ابو القاسمی هستیم، عرض سلام، ادب و احترام خدمت استاد داشته باشیم و بعد خدمت شما می رسم توضیحات دیگری را عرض خواهم کرد. استاد عزیز سلام علیکم وقت شما بخیر، خیلی خوش آمدید.
استاد ابو القاسمی:
علیکم السلام علیکم ورحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
ان شاء الله توفیق داشته در ساعات و دقایقی که خدمت شما هستیم برای بینندگان هم برنامه خوبی را فراهم کنیم. همان گونه که می دانید برنامه راه روشن متکفل پاسخ به یک سری شبهاتی است که در ذهن ما ممکن است از طریق فضای مجازی منتقل بشود و تأثیر بگیریم در جلسات اخیر که در خدمت شما بودیم آقای سلیمانی اردستانی یک سری صحبت های داشت و در مناظره ای که در فضای مجازی پخش شده بود.
جناب آقای دکتر این مباحث را برای ما تحلیل کردند و اشکالات این برنامه را خدمت شما فرمودند امروز هم در خدمت استاد هستیم بخش های دیگری از صحبت های ایشان را می خواهیم تحلیل و بررسی کنیم. استاد در خدمت شما هستیم نکته ای اگر می خواهید بفرمایید استفاده کنیم.
استاد ابوالقاسمی:
قبلاً هم عرض کردیم ایشان با ادعای این که متخصص ادیان هست مطالبی مطرح می کند که این مطالب بر گرفته شده از مطالب غلط و اعتقادات باطل اهل سنت و آن ها بر گرفته شده از اسرائیلیات است. امروز کلیپی از ایشان دیدم مشخص بود این قسمت را برش دادند به عنوان یک تکه خاص در برنامه خودش گذاشته بودند. از جهت زیر بنای فکری ایشان مطلب خیلی مهمی است کلیپ را ببینیم تا ان شاء الله راجع به آن صحبت بکنیم.
کلیپ شماره یک آقای سلیمانی اردستانی:
یک مشکلاتی که دارد قرآن مجید در چهارده آیه متون پیشین را که در زمان خودش بود تصدیق می کند کلمه تصدیق را به کار می برد (مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ مِنَ الْكِتَابِ) و تصدیق می کند.
(مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ مِنَ الْكِتَابِ)
در حالی که کتب پيشين را تصديق می کند
سوره مائده (5): آیه 48
گاهی هم با کلمه تصدیق استفاده نمی کند. این تعبیر را ببینید (وَكَيفَ يحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ)
(وَكَيفَ يحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ)
چگونه تو را به داوری می طلبند؟! در حالی که تورات نزد ايشان است؛ و در آن، حکم خدا هست.
سوره مائده (5): آیه 43
چگونه توی پیامبر را حکم قرار دادند در حالی که پیش شان تورات است و در آن حکم خدا است (فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ) تعبیر این است. آن وقت بنده جاهای مختلف می روم شش تا دلیل دارم بر این که تورات، انجیل، عهد قدیم، عهد جدید، تلموت همان شکلی که زمان ظهور اسلام بود دقیقاً همینی است که الان هست هیچ تغییر نکرده است!
مجری شبکه ولی عصر:
جناب آقای دکتر دو نکته به ذهن من آمد نکات دیگری که شما می فرمایید آیا قرآن کریم تصدیق کننده آن ها است یا آن ها تصدیق کننده قرآن هستند؟ بحث دیگر این که (فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ) می گوید یعنی هر چه در آن هست حکم خدا است یا برخی از آن ها حکم خدا است؟
استاد ابوالقاسمی:
استدلال ایشان یعنی ظاهراً این طور می خواهد بگوید تورات و انجیلی که الان دست ما هست همان تورات و انجیلی است که زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و حجت است و برای ما کتاب خدا به حساب می آید. ابتدا دو، سه از قرآن بخوانم این دو، سه آیه برای ما حقیقت امر را روشن می کند آیه اول:
(يا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يبَينُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ)
ای اهل کتاب! پيامبر ما، که بسياری از حقايق کتاب آسمانی را که شما کتمان می کرديد روشن می سازد، به سوی شما آمد؛ و از بسياری از آن، (که فعلا افشای آن مصلحت نيست،) صرف نظر می نمايد. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد.
سوره مائده (5): آیه 15
ای اهل کتاب خطاب به مسیحی ها و یهودی ها (قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا) پیغمبر ما آمد کارش چه است؟ (يبَينُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ) شما خیلی از جاهای تورات و انجیل را پنهان کردید آیا پیغمبر همه اش را آشکار کرد؟ (وَيعْفُو عَنْ كَثِيرٍ) پیغمبر خیلی هایش را هم نمی گوید. (قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ) از طرف خدا برای شما نور و کتاب مبینی آمده است.
آیا یهودی ها کل تورات و انجیل را ارائه می کردند؟ نه خیلی از جاهای تورات و انجیل پنهان بود، ولی من وقتی یک چیزی را پنهان می کنم یعنی دارم که پنهان می کنم چیزی که ندارم می شود پنهان کرد؟ یهودیان، تورات و انجیل اصلی دستش بود ولی مخفی می کردند. آنی که بیرون ارائه می کردند چه بود؟ اصلی بود؟ اگر اصلی بود مخفی کردن معنی نداشت.
شما می گویی آنی که در زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم ارائه می شد همان الان هم هست. بله می گوییم همان الان هم هست اما آنی که ارائه می شد تورات بود یا آنی که تورات بود مخفی بود؟ آیه قرآن چه می گوید؟ شمای که می خواهی بر اساس قرآن بگویی تورات و انجیلی که الان هست همان اصلی است آیا وحدت این که در بین دست مردم هست با آنی که این ها مخفی کردند را می توانی ثابت کنی؟
آنی که آن ها پنهان کرده بودند همینی است که الان دست مردم است؟ این یک آیه صریح در قرآن.
آیه دوم در قرآن خدای متعال در سوره آل عمران می فرماید
(وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَينُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يشْتَرُونَ)
و (به خاطر بياوريد) هنگامی را که خدا، از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شده، پيمان گرفت که حتما آن را برای مردم آشکار سازيد و کتمان نکنيد! ولی آنها، آن را پشت سر افکندند؛ و به بهای کمی فروختند؛ و چه بد متاعی می خرند؟!
سوره آل عمران (3): آیه 187
خدا از اهل کتاب پیمان گرفت که (لَتُبَينُنَّهُ لِلنَّاسِ) باید کتاب را برای مردم تبیین کنید (وَلَا تَكْتُمُونَهُ) مبادا کتمانش کنید این ها چه کار کردند؟ (فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ) پیمان این بود که کتمان نکنید این ها چه کار کردند؟
مجری:
دقیقاً بر عکس آن عمل کردند
استاد ابوالقاسمی:
(وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يشْتَرُونَ) آیات قرآن به صراحت می گوید یهود و نصارا کتاب هایشان را پنهان، کتمان و مخفی کردند. بله همین الان هم ما یقین داریم توارت و انجیل اصلی هست اما دست مردم است؟ نه، آن ها خودشان دسترسی داشتند و دارند. خاخام های اصلی، کشیش های اصلی به آن نسخه ها دسترسی دارند.
چند سال قبل نسخه ای در زلزله ترکیه پیدا شد یک عده از یهودی ها سریع آن جا رفتند این نسخه را دزدیدند و بردند. در سوریه همین اتفاقات رخ داد نمی گذارند به دست مردم برسد پس این که شما بگویید این ها همان تورات و انجیل تحریف نشده است قرآن مصدقاً برای آن ها است این که قرآن مصدق است مصدق برای آنی که پنهان کردند نه مصدق برای آنی که دست مردم بود مصدق تورات و انجیل حقیقی است.
نکته بعد آیا هر چیزی که به مردم ارائه می کردند قرآن بود؟ سوره بقره
(فَوَيلٌ لِلَّذِينَ يكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيدِيهِمْ ثُمَّ يقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيدِيهِمْ وَوَيلٌ لَهُمْ مِمَّا يكْسِبُونَ)
پس وای بر آنها که نوشته ای با دست خود می نويسند، سپس می گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از اين راه به دست می آورند!
سوره بقره (2): آیه 79
کتاب های با دست شان می نوشتند می گفتند این کتاب از طرف خدا است. ماجراهای آن شهری که سیصد سال بعد از حضرت موسی تازه درست شد چطوری اسمش در تورات آمده است؟ ماجرای به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی چطوری در انجیل آمده است؟ و خیلی اتفاقات دیگر که برای بعد از پیغمبرشان بوده است.
این تورات و انجیل اصلی است؟ شما آخر آخرش بتوانی بگویی چند تا از این صِفرها مربوط به صِفر اصلی است همان زمان بود الان هم هست. چرا یک جوری کلیپ پخش می کنی که مردم فکر کنند تورات و انجیل درست است چه کسی از این قضیه سود می برد؟ اعتقادمان این است هر کسی یک جایی، چیزی را پنهان کرد یک انگیزه ای دارد.
وقتی یک شبهه ای مطرح می کنی که جوابش را بارها و بارها در قرون مختلف علمای شیعه و اهل سنت دادند چون بخاری هم ادعا می کرد که تورات تحریف نشده است دیدگاه بخاری معروف است سنی ها هم بارها به او جواب دادند اصلاً نمی شود تحریف نشده باشد. نکته اول این بود که در قرآن آمده است که تورات و انجیل اصلی را پنهان کردند.
دو: آنی که به مردم ارائه می کردند دروغ هایی بود که با دست های خودشان نوشته بودند. آیاتی خواندند که در این آیات خدا می گوید (وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ) شما توراتی را که پنهان کردید در آن حکم خدا است بروید آن را بیاورید. تعجب است این ها چرا آن تورات اصلی را نمی آورند؟ البته مشخص بود دارد به آن ها کنایه می زند شمایی که آن تورات اصلی را دارید اگر بیاورید در آن تورات، اسم پیغمبر ما هم آمده است.در آن تورات خیلی مسائل است که شما اگر ارائه بکنید دچار مشکل می شوید
(وَكَيفَ يحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ)
چگونه تو را به داوری می طلبند؟! در حالی که تورات نزد ايشان است؛ و در آن، حکم خدا هست. (وانگهی) پس از داوری خواستن از حکم تو، (چرا) روی می گردانند؟! آنها مؤمن نيستند.
سوره مائده (5): آیه 43
حَکم عربیِ خاخام است کار خاخام ها چه بود؟ کارشان این بود که از جهت دینی قواعد دینی جامعه را کنترل می کردند. چطور این خاخام ها پیش شما آمدند از شمای پیغمبر دارند راجع به دین استفتاء می کنند؟ (وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ) شما تورات دارند بگو بروید تورات تان را بیاورید دارد متلک می اندازد.
چرا توراتی که دارید نمی آورید؟ (وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ) متلک به آن یهودی ها است که پنهانش کردید تورات اصلی را دارید. بنابراین، این آیاتی هم که ارائه کردید دلالتی بر این که، این ها به جامعه می دادند تورات درست است ندارد. بله بعضی از جاهای تورات دست مردم درست بود منکر این نمی شویم. بعضی از جاهای انجیل دست مردم درست است.
این که بگوییم تورات و انجیل تحریف نشده است شش دلیل داریم که عهدین و تلمود (جالب این که تلمود می گوید) به همان شکل زمان ظهور اسلام هست و تغییر نکرده است. اما چند سوال می پرسم پس اشکال اول: یهودیان به نص آیه قرآن، تورات و انجیل را پنهان می کردند.
اشکال دوم: آنی که ارائه می کردند خیلی هایش به دست خودشان نوشته شده بود دروغ بود.
اشکال سوم: قرآن مصدق تورات دست مردم که آن تورات تحریف شده است؟
بعضی از مواردش را به شما می گوییم که دقیقاً بین قرآن و عهدین تعارض است. ماجرای حضرت نوح این که چطور طوفان آمد؟ اختلافات بسیار زیادی بین تورات و قرآن هست. ماجرای برخورد حضرت یعقوب با خواب یوسف در قرآن خیلی مدح می کند می گوید اگر برادرانت نفهمند. در تورات می گوید این چه خوابی است دیدی؟ خواب بدی است و ذمش می کند.
سازنده گوساله چه کسی بود و گمراه بنی اسرائیل چه کسی بود؟ سامری یا حضرت هارون بود؟
مجری:
چیزی که در قرآن هست قرآن می گوید سامری است.
استاد ابوالقاسمی:
تورات می گوید حضرت هارون است. داود و سلیمان (علی نبینا و آله و علیهم السلام) این و نفر پیغمبر بودند یا نبودند؟ در قرآن تصریح می کند هستند در تورات نیستند. این که پیغمبرها برقصند و شراب بخورند. داود با آن ماجرای عجیب با أورَیا ازدواج کند این ها را شما در تورات قبول دارید یا قبول ندارید؟ یا این ها تحریف شده است؟
این که یعقوب، پیغمبر شدنش را با گول زدن پدرش به دست آورد بنا بود برادرش عیسو پیغمبر بشود برادر را فرستادند رفت این هم با لباسی شبیه لباس برادرش پیش پدرشان آمد که نابینا شده بود او هم گفت باشد به تو برکت می دهم پیغمبر شد بعد هم بین این دو نفر جنگ و دعوا شد؛ لذا پدر عیسو را تبعید کرد که این جا نباشی تا با یعقوب جنگ کنی بعد از چند سال وقتی برگشتند سوال: یعقوب همان شب با خدا کشتی گرفت کشتی گرفتن یعقوب با خدا خواهشاً توجیهش نکنید این جا مَلَک بود. یهودی ها و مسیحی ها می گویند این جا مَلک نبود خود خدا بود. اصلاً معنای اسم یعقوب، یعقوب یعنی کسی که توانست مقابل خدا بایستد یعنی (اسرائیل) به اصطلاح معارض خدا چرا؟ چون می گویند توانست با خدا کشتی بگیرد.
این که شما می گویید آیا قبول دارید این تورات می گوید یعقوب با خدا کشتی گرفت درست است یا نه؟ جالب این جاست یعقوب هم می گوید:
«إني نظرة الله وجها لوجه ونجیة نفسي»
من با خدا رو در رو شدم خودشان این جا گیر کردند می گویند ما یعقوب را کسی می دانیم که با خدا کشتی گرفته است. این را چه کار می کنید می گویید درست یا دروغ است؟ خدا با پیغمبر کشتی گرفت شکست هم خورد. نحوه ولادت حضرت عیسی که توهین بسیار صریح به حضرت مریم در آن هست این را شما قبول می کنید قرآن مصدق یا معارض این است؟ به حدی که مسیحی ها آن هایی که می دانند در کتاب هایشان راجع به ولادت حضرت عیسی چه آمده است از قرآن خشنودتر هستند می گویند متن قرآن خیلی بهتر از متن عهدین است. راجع به مصلوب حضرت عیسی، شما مصلوب شدن حضرت عیسی را قبول دارید؟ این ها قطره ای از دریای چرندیات موجود در عهدین است.
سوال بعدی: اسم پیغمبر ما به صراحت در کجای عهدین آمده است؟ یا بقیه تحریف شدند مگر نمی گوید در آن جا (إسمُهُ أحمد) آمده است در کجایش آمده است؟ این که یهودی ها حق دارند از غیر یهودی ها ربا بگیرند این حکم شرع بود یا تحریف شده بود؟ مسئله سنگسار که قطعاً در تورات بوده این را تحریف به شلاق کردند. در تورات موجود خیلی جاها تحریف شده است شکی در آن نیست.
می گفتند روزی ابو علی سینا شاگردانش را کنار حوضی جمع کرد گفت با بیست دلیل برای شما ثابت می کنم این جا آب نیست دلیل ها را شمردند که شما توهم زدید بیست تا دلیل گفت در آخر یک مشت آب از حوض بر داشت روی صورت شان پاشید گفت این هم دلیل این که آب در حوض هست. حالا شما می گویی شش دلیل دارید که این کتاب تحریف نشده است تحریف هست می خواهی چه کارش کنی؟ اصلاً شما هزار و یک دلیل بیاور وقتی قرآن مصدق موجود نیست و معارض موجود است پس این موجود است آن تورات و انجیل اصلی نیست.
اما سراغ انگیزه برویم انگیزه این که چرا ایشان ادعا می کند این ها تحریف نشده هستند. دو حالت می تواند داشته باشد یک: ایشان جزو آن یهودیان مخفی است که می خواهد این ها را بین مردم جا بیاندازد فقط خیلی ساده تر از بقیه شان است. بقیه خیلی مخفی هستند این خیلی ساده تر و علنی می خواهد بگوید سراغ تورات بروید. دو: ایشان تحت تأثیر شدید دیدگاه های تندرو سلفی است چون غیر سلفی ها از مسلمان ها این دیدگاه را مطرح نمی کنند.
سلفی های تندرو می گویند تورات و انجیل تحریف نشده است که بخاری هم همین حرف را می زند. اعتقاد من دومی است قرائن زیادی هم دارم متأثر جدی از سلفیان تندرو و وهابیت است، ولذا روایات شیعی را راحت زیر سوال می برد و ترویج مطالب و اعتقاداتی در باب توحید می کند که این ها اعتقادات سلفی ها است به آن خواهیم رسید. یا جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را می کوبد که هفته قبل دیدیم دو، سه کلیپ از آن داریم.
بنابراین چیزی که ایشان راجع به تحریف نشدن تورات و انجیل مطرح کرد خلاف مسلمات قرآن، روایات شیعی و اغلب دیدگاه های اهل سنت است. ولی موافق با دیدگاه سلفی های تندرو، یهودی ها و مسیحی ها است.
ایشان باید پاسخگو باشد الان با این واقعیتی که وجود دارد چه کار می خواهد بکند؟ ایشان به هیچ کدام از سوالات ما جواب نداده است.
مجری:
نکته خیلی جالبی که گفتید همین بود داشتم به مباحث فکر می کردم دیدم واقعاً نکات مهمی است که دقیقاً همان جایی است که سلفی ها خیلی روی آن تأکید داردند خیلی ممنون از این روشنگری که در این مبحث صورت گرفت.
استاد ابوالقاسمی:
این بحث تمام شد در کلیپ بعدی دقیقاً در این جا حرف، حرف سلفی ها است یعنی کسی که با صحبت های سلفی ها آشنا باشد دقیقاً می داند این حرفی که ایشان مطرح می کند حرف سلفی ها و وهابی ها است.
کلیپ شماره دو آقای سلیمانی اردستانی:
آقای لاچی می گویند پیامبر علم غیب ندارد بگو من غیب نمی دانم اگر غیب می دانستم خیر را که بعضی ها مال می گویند بعضی ها همه چیزهای خوب می گویند مال زیاد می کردم بلایا و ... را از خودم دفع می کردم. این غیب به هر معنایی که هست در سخن جناب لاچی دیدم گفتند الغیب یعنی همه غیب!
همه غیب لازم نیست کُنه و ذات خداوند است که لازم نیست آدم بلد باشد مال جمع کند، خیر جمع کند دفع بلا کند کُنه و ذات خدا را که بلد نباشد فرقی نمی کند این علم را به اذن الله داشته باشی یا ذاتاً داشته باشی باز هم اگر داشته باشی هر جوری داشته باشی مال می توانی جمع کنی و دفع بلا کنی.
پس قرآن مجید می فرماید غیب نمی دانم و تازه می گوید هیچ کاری نمی توانم برای خودم انجام بدهم بلایی و چیزی را از خودم دفع کنم.
مجری شبکه ولی عصر:
جالب است مباحثی که ایشان می گوید این ها در مباحث شیعه و عقاید خیلی خوب مطرح شد و از قرآن هم خیلی موارد آمده است ایشان چگونه در همین حوزه درس خوانده باشد عقیده هایش این باشد باز هم به آن بحثی که شما اشاره کردید بیشتر ما را متمایل می کند.
استاد ابو القاسمی:
من چند تا سوال می پرسم بعد به حرف ایشان می رسیم حضرت عیسی می گویند مرده زنده می کند. مادر حضرت عیسی بعد از حضرت عیسی از دنیا رفت یا در زمان ایشان از دنیا رفت؟ در زمان حیات ایشان و حال آن که عیسی او را زنده نکرد، چرا زنده نکرد؟ وقتی می گوید باذن الله یعنی چه؟ قدرتش را دارم محدوده اش را خدا مشخص می کند. در آیه ای خدای متعال می فرماید:
(عَالِمُ الْغَيبِ فَلَا يظْهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يسْلُكُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا)
دانای غيب اوست و هيچ کس را بر اسرار غيبش آگاه نمی سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزيده و مراقبينی از پيش رو و پشت سر برای آنها قرار می دهد...
سوره جن (72): آیات 26 و 27
اگر کسی مقداری ادبیات عرب کار کرده باشد می داند اظهار دو جور به کار می رود « اظهرت شیء علی فلان» این شیئ را بر آقای فلانی اظهار کردم یعنی چه؟ نشانش دادم؛ اما اگر گفتی «أظهرتُ فلاناً علی الشیء» آقای فلانی را بر این شیئ اظهار کردم این یعنی چه؟ یعنی مسلطش کردم آیه داریم:
(لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ)
تا آن را بر همه آيين ها غالب گرداند
سوره توبه (9): آیه 33
یعنی چه؟ اسلام را بر بی دین ها آشکار کند یا مسلط کند؟
مجری:
بحث تسلط است
پاسخ:
این آیه (عَالِمُ الْغَيبِ) خدا عالم الغیب است (لَا يظْهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا) کسی را مسلط بر غیب نمی گرداند (إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ) مگر آن کسانی که مورد رضایت خدا باشند، از نماینده هایش در هر زمینه ای؛ فرض کنیم یک وزارت امنیتی، یک ارگان امنیتی می خواهد نیرویی برای جایی بفرستد به او دسترسی به تلفن ها، پیامک ها و اینترنت را می دهد. می گوید آقا شما دسترسی به اطلاعات یک، دو، سه و چهار داری یک سری اطلاعات پیش فرضی هم به او می دهد فلانی، فلان جا نیروی ما است فلانی مخالف ما است فلانی، فلان کار را کرد و ...
این که بر غیب آن ها مسلط است، اطلاعات هم به او داده شده است هر کار دلش خواست می تواند بکند یا باید تابع دستور آن اداره باشد.
مجری:
طبیعتاً چون با اجازه است تابع دستور است.
پاسخ:
وقتی یک ارگانی به من اجازه می دهد و من صلاحیت دارم اولاً نگاه می کند چه کسی صلاحیت دارد (مَنِ ارْتَضَى) دوم محدوده اش را برایش تعیین می کند اما آقای سلیمانی چه گفت (دو بار هم تکرار کردیم) می گوید فرق نمی کند علم را به اذن الله داشته باشی یا ذاتاً اگر داشتی باید پولدار بشوی و سود ببری!
نه اگر به اذن الله باشد دایره استفاده را خدا تعیین می کند مشخص است، دو دو تا چهارتیش است. پس آن تالی که در آیه نفی شده است من ثروتمند نشدم
(لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيرِ)
سود فراوانی برای خود فراهم می کردم
سوره اعراف (7): آیه 188
مال زیادی مثل قارون به دست من نیامد چرا؟ چون من غیب ندارم این تالی و این نتیجه فرع چه مقدمه ای است؟ فرع غیب نداشتنِ مطلق یا غیب نداشتن مستقل از خدا؟ فرق غیب نداشتن مستقل است یعنی من غیب مستقل ندارم لذا پولدار نشدم. اگر غیب مستقل داشتم پولدار می شدم. اما غیب با اذن خدا چه؟ عیسی می گوید:
(وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيوتِكُمْ)
و از آنچه می خوريد، و در خانه های خود ذخيره می کنيد، به شما خبر می دهم؛
سوره آل عمران (3): آیه 49
من خبر دارم شماها در خانه هایتان چه چیزی پنهان کردید یهودی های که شما اموال را می دزدید و پنهان می کنید می دانم پول ها کجا است؟ چرا نمی رفت بر دارد مگر خبر نداشت؟ منی که خبر دارم چه کسی این علم را به من داده است؟ خدا خبر داده، خدا خبر داده می توانم بروم پول ها را بر دارم یا نمی توانم؟
مجری:
این جا همان بحثی است که محدودیتش را خود خدا تعیین می کند.
استاد ابو القاسمی:
دقیقاً محدوده استفاده را خدا مشخص می کند اما اگر یک کسی خودش مالک این ها بود یعنی چه؟ فرض بکنیم وات ساپ قانوناً نمی تواند از این ها استفاده کند؛ اما خودش مالک است می گوید قانوناً قبول ندارم خودم می خواهم استفاده کنم می شود به او گفت نه نکن؟ مالکش است می خواهد استفاده کند.
آن که خودش درست کرده و خودش مالک است و دست خودش است می گوید دلم می خواهد شما اصلاً متوجه نمی شوی وقتی خودم درست کردم متوجه نمی شوی بررسی می کنم یا نه؟ تهش دو تا قرینه به دست می آید که بله دارد استفاده می کند اما می گویم نه استفاده نمی کنم ولی در واقع دارد استفاده می کند. پس این خیلی روشن است آنی که در قرآن نفی شده، پولدار شدن است که نتیجه غیب مستقل یا غیب با اذن الله است؟ غیب مستقل است می گوید من غیب مستقل ندارم در طرف مقابل در قرآن آیاتی داریم که می گویم من غیب دارم.
حضرت نوح می گوید: (وَلَا يلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا)
(إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا)
چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند!
سوره نوح (71): آیه 27
خدایا دیگر در ذریه این ها یک دانه آدم مؤمن نیست این را چه کار کنیم؟ بگوییم این غیب نیست؟ حضرت عیسی می گوید (وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيوتِكُمْ) این همه اِخبارهای غیبی که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند. جلسه راجع به اویس قرنی گفتیم شیعه و سنی دارند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند علی جان در جنگ صفین اویس قرنی نفر نود و نهم یا نهصد و نود و نهم است که شما را یاری می کند و بعد هم شهید می شود.
اطلاعات به این دقیقی را پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دادند چه بود؟ نمی دانست؟ چرا می داند اما این ها به اذن خدا است لذا وقتی به اذن خدا است خدا می گوید سراغ دنیا نرو به یک پیغمبر دیگر (سلیمان) می گوید به تو می دهم سراغ دنیا برو؛ به یکی دیگر می دهد می گوید برو برای شان زره درست کن؛ به یکی دیگر این قدرت را می دهد می گوید
(هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيرِ حِسَابٍ)
(و به او گفتيم:) اين عطای ما است، به هر کس می خواهی (و صلاح می بينی) ببخش، و از هر کس می خواهی امساک کن، و حسابی بر تو نيست (تو امين هستی)!
سوره ص (38): آیه 39
نحوه استفاده را خودش مشخص می کند به یکی می گوید اصلاً حق تصرف نداری مثل حضرت ایوب؛ پس هر کدام از این ها یک موقعیت و یک وضعیتی داشتند از طرف خدا مأمور بودند خدا دایره مأموریت را هم مشخص کرده است. لذا این ها به هیچ وجه من الوجوه حقِ مخالفت ندارند و چون رسل خدا هستند مخالفت هم نمی کنند.
(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ)
اگر او سخنی دروغ بر ما می بست، ما او را با قدرت می گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع می کرديم
سوره الحاقه (69): آیات 44 – 45 و 46
پس این استدلالی که شما برای نبود علم غیب می آورید این همان استدلال وهابیت و سلفی ها است. این که گفتم مبنای فکری ایشان دقیقاً مبنای فکری سلفی ها و وهابیت است ولو عمامه شیعه سرش است تعارف نداریم حرف وهابیت را دارد می زند. مطالب، مطالب وهابیت و سلفی ها است همان مبنا است مبنای «ضرب القرآن بعضُهُ بالبعض» جمع قرآن نمی کند بعضی از قرآن را با بعضی دیگر از بین می برد. اگر شما آیات مربوط به اذن غیبت را این طور که خودت ترجمه کردی، ترجمه کردی آیات مربوط به حضرت عیسی و حضرت نوح را می خواهی چه کار کنی؟ و آیات إخبار از غیب را می خواهی چه کار کنی؟ روایات متواتر فریقین در اخبار از غیب را می خواهی چه کار کنی؟
«یکذبُ کتاب الله بعضُهُ ببعض» با بعضی از قرآن بعضی دیگر را تکذیب می کنند.
مجری:
منطقیش هم همین است
استاد ابوالقاسمی:
تَه مبنای ایشان تکذیب قرآن می شود «یؤمنون ببعض و یکذبون ببعض»؛ پس ما دو قرینه خیلی واضح امشب ارائه کردیم که تفکر ایشان، تفکرات سلفی است. اما یک نکته ای ارائه کنم جلسه قبل که راجع به ایشان صحبت می کردیم در مورد ماجرای مادر حضرت موسی و تحریف معنوی که ایشان از قرآن کرد صحبت کردیم.
گفت آن وحیی که به مادر موسی می شود یک چیزی به دلش افتاد به ماها هم می افتد عرض کردم آنی که به دل مادر موسی افتاد دقیقاً می گوید
(رَادُّوهُ إِلَيكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ)
که ما او را به تو باز می گردانيم، و او را از رسولان قرار می دهيم!
سوره قصص (28): آیه 7
هدف ایشان چه بود؟ می خواست بگوید آن وحی نیست یک به دل افتادن ساده است. وحی تماماً برای احکام شرعی است برای این، وحیی نداریم. اگر ثابت بشود پیغمبرها که هیچ مادر موسی هم وحی إخباری از اوضاع مستقبل و آینده عالم دارد وقتی به مادر موسی این گونه وحی می شود دیگر وحی به پیغمبر (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل)
پس نتیجه اش، یک نتیجه کوچک نیست. از این کلیپ ها زیاد می گذاریم ایشان در کانال خودشان تعریف معنوی قرآن در خصوص وحی توسط سلیمانی اردستانی کلیپ گذاشت با سپاس از ایشان که سخن را با سخن جواب می دهند. فرمایشات ایشان را بشنوید امید که برای دانش شما سودمند باشد. حالا کار ندارم در کامنت ها فحش زیاد به ما دادند گفتم حرف این آخوند دروغ و اشتباه است بد برداشت کرد خود ایشان چه می گوید؟ باید اعتراف کنم با این که موضوع مهمی نیست من هم قصد انکار چیزی را نداشتم. موضوع مهمی نیست؟ این که محدوده وحی چه است موضوع مهمی نیست؟ اساس و زیر بنای فکر شما است، صرفاً مقصودم تفاوت بین وحی مادر موسی و دیگر پیامبران بود ولی آن چه که بنده عرض کردم ظاهراً با آیات سازگار نیست. نه این که می گویید مهم نیست خیلی هم مهم است و شما حالا که فهمیدی موضوع حرفت اشتباه است حاضر هستی تبعات دیگر برداشت اشتباهت را قبول کنی؟ این که دامنه وحی به إخبار از آینده هم شامل می شود.
وحی فقط این نیست که نماز بخوانم و روزه بگیرم پیغمبر اگر راجع به اوضاع عالم صحبت کرد من باید قبول کنم یا نباید قبول کنم؟ چون ایشان می گوید: (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى)
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد!
سوره نجم (53): آیه 3
فقط مربوط به احکام است و حال آن که اگر از آینده خبر داشت چه؟ امیر مؤمنان فرمود «مَا كَذَبْتُ وَ لَا كُذِبْت»؛ پیغمبر به من دروغ خبر نداده اگر حضرت علی مثل شما فکر می کرد می گفت حالا پیغمبر یک اشتباهی کرده است جلسه قبل روایت را خواندم ابن عباس می گوید (تعبیر بنده است) من مثل اسفند روی آتش بالا پایین می پریدم این خبری که حضرت علی داد برای چه بود؟ بعد دیدم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به من خبر داد دلم آرام شد.
دیدگاه صحابه ای که می فهمیدند سرشان به تن شان می ارزیده تازه ابن عباس را ما خیلی اهل معرفت نمی دانیم ولی از خیلی دیگر، بیشتر می فهمیده مثل سلمان، ابو ذر و مقدادها نبود. اما ابن عباس های اعتقادشان این بود پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وقتی از آینده خبر می دهد این خبر باید محقق بشود رد خور ندارد. مگر یک بدایی رخ بدهد اما هست برای این که محقق شده باشد؛ بنابراین اصل مبانیی که آقای سلیمانی اردستانی مطرح می کند تنقیص صریح انبیاء، تنقیص صریح جایگاه وحی، رفتن و افتادن به دامن سلفی ها است.
آن هم نه سلفی های عادی، سلفی تندرویی که به دنبال تنقیص انبیاء و تحریف دین بودند خیلی هم بعید می دانم کسی با این دایره اطلاعات متوجه این قضایا نشده باشد. این هم راجع به کلیپ دومی که می خواستیم از ایشان پخش بکنیم.
مجری:
نکته ای را خدمت بینندگان یادآوری کنم به سایت شبکه مراجعه می کنید آرشیو شبکه در اختیار شما است این برنامه را اگر از آرشیو ببینید قطعاً برنامه راه روشن در تاریخ 14 مرداد 1404 هست استاد به برنامه دیشب ارجاع می دهند؛ برنامه دیشب تریبون آزادی است که باز در آرشیو ما در تاریخ 13 مرداد 1404 هست می توانید به آن برنامه در بازپخش ها یا در آرشیو که این برنامه را داریم به آن جا مراجعه کنید نکاتی که استاد اشاره می کنند آن جا کامل ترش را ببینید.
(میان برنامه)
مجری:
صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، آجرک الله فی مصابک الحسین (علیه السلام)، در ایامی هستیم که نزدیک به ایام اربعین هست و آفریدن حماسه، حماسه ای دیگر که در تاریخ ثبت خواهد شد توسط شما مشتاقان و عاشقان ابا عبد الله الحسین (علیه السلام)
در خدمت استاد ابو القاسمی در برنامه راه روشن هستیم و مباحثی که پاسخ به بعضی از شبهات است. استاد اگر اجازه بفرمایید ابتدا با یک تماس از بینندگان همراه بشویم و بعد ان شاءالله بحث را ادامه می دهیم. آقا متین از مشهد مقدس سلام وقت شما بخیر خیلی خوش آمدید در خدمت شما هستیم!
(تماس بینندگان برنامه)
بیننده: (آقای متین از مشهد – شیعه)
سلام علیکم خدمت شما و استاد ابو القاسمی، خسته نباشید. ببخشید چند تا سوال برای من در مورد تحریف قرآن پیش آمده است در اصول کافی، جلد 2، صفحه 634 آقای هشام ابن سالم «عن ابی عبد الله» که امام صادق (علیه السلام) باشد روایت می کند آن قرآن که جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل کرد هفده هزار آیه بود. درست است که الان یک سوم قرآن اصلی دست ما است؟
استاد ابوالقاسمی:
قرآن در آن زمان می دانید به چه معنا بوده است؟
آقای متین:
به چه معنی بوده است؟
استاد ابو القاسمی:
به هر آن چه که از آسمان نازل می شد قرآن گفته می شد. به عنوان در کتاب صحیح بخاری و خیلی از کتاب های دیگر روایتی است.
«عن النبي صلى الله عليه وسلم قال خُفِّفَ على دَاوُدَ عليه السَّلَام الْقُرْآنُ فَكَانَ يَأْمُرُ بِدَوَابِّهِ فَتُسْرَجُ فَيَقْرَأُ الْقُرْآنَ قبل أَنْ تُسْرَجَ دَوَابُّهُ ولا يَأْكُلُ إلا من عَمَلِ يَدِهِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1256
حضرت داود، قرآن را خیلی سریع می خواند می گفت چهار پای من را زین بکنید تا وقتی زینش می کردند یک دور قرآن می خواند. مگر حضرت داود زمان پیغمبر ما بود که قرآن بخواند؟ قرآن در لغت به معنی آن چیزی است که از آسمان نازل می شود. در روایات نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خدایا بر برادرم موسی، قرآن نازل کردی. بر موسی قرآن نازل شده است؟ نه آن قرآنی که از خدا بر پیغمبر نازل شد یعنی آن چه که از آسمان بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد هفده هزار فراز داشت. یعنی چه؟
آقا متین:
یعنی قرآن اصلی؟
استاد ابوالقاسمی:
یعنی شیخ صدوق تفسیر کرد احادیث قدسی و قرآنی که الان ما داریم یعنی قرآن اصطلاحی ما را هم می گوید هفده هزار فراز بوده است. این چه مشکلی دارد؟
آقا متین:
شما جمعی می گویید من فکر کردم کلی است چون می گویند در زمان خلافت خلیفه سوم عثمان ابن عفان می گویند حذف شده است.
استاد ابوالقاسمی:
آن را خود سنی ها می گویند عثمان، قرآن را تحریف کرده است. این متأسفانه از چیزهایی است که اهل سنت گفتند متأسفانه در کتب شیعه هم آورد. در کتاب مسند احمد ابن حنبل می گوید در زمان ابن مسعود که زمان عثمان ابن عفان بوده است.
«أُمِرَ بِالْمَصَاحِفِ ان تُغَيَّرَ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص414
دستور داد قرآن ها را باید تغییر بدهید. آن زمان، زمان عثمان است یعنی چه؟ ما روایت سنی ها در باب تحریف قرآن را قبول کنیم و روایت شیعه ها که این را قبول ندارد می گوید:
«فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ وَ أَقَامَهُ إِقَامَةَ الْقِدْح»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص627
حروف یعنی کلمات، کلماتش را نگه داشتند، کلمات تحریف نشد آن چیزی که تحریف شد تحریف معنوی بود. در روایات شیعه و کافی و دیگر کتب روایات متعدد در باب تحریف قرآن داریم.
آقا متین:
یک سوال دیگر هم بپرسم در کتاب الغیبة نعمانی، صفحه 318 روایت صحیح است روایت از حضرت علی است نوشته آیا قرآن همان گونه که نازل شد نیست؟ حضرت می گوید نه اسم هفتاد نفر از قریش از قرآن حذف شده است فقط نام عموی پیامبر یعنی ابو لهب باقی مانده است.
استاد ابوالقاسمی:
این هم دقیقاً بر می گردد به همان ترجمه قبلی که از قرآن کردید. چیزی که از آسمان نازل می شد یک بخشی از آن کتاب آسمانی است، یک بخشی از آن تفسیر قدسی بود که آن تفسیر قدسی همراه آیه بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد. وقتی نازل می شد بعضی از صحابه مثل عبد الله ابن مسعود این ها را کنار متن آیه می آوردند. مثلاً یکی از روایت های خود سنی ها است.
«وكفى الله المؤمنين القتال بعلي بن أبي طالب»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج42، ص360
«فما استمتعتم به منهن إلى أجل فآتوهن أجورهن»
المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج7، ص498
«ياأيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك (ان عليا مولى المؤمنين) وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»
الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج3، ص117(نرم افزار الجامع الکبیر)
«ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193
بعضی از مطالب بود تفسیر خود آیات است اما با آیه نازل شده است. اسم هفتاد نفر از قریش با قرآن نازل شده است در کنار قرآن می نوشتند. اما خلفا آمدند گفتند این ها باید «جَرِدُ القرآن» یعنی کنار قرآن تفسیرهای که از طرف خدا است نباشد این هم باز دلالت بر تحریف قرآن ندارد.
آقای متین:
خیلی ممنون خسته نباشید.
مجری:
خیلی ممنون از شما برادر عزیز که از خراسان تماس گرفتید، تماس بعدی آقای شهرآشوب از شهرستان لار سلام بر شما بفرمایید
بیننده: (آقای شهرآشوب از لار – شیعه)
سلام و خسته نباشید دارم خدمت همه دست اندرکاران شبکه حضرت ولی عصر و جناب اقای ابو القاسمی عزیز! سوال بنده درباره مسئله بداء است می گوییم حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ممکن است به خاطر مسئله بداء به جای مکه از قم ظهور کنند یا برخی از علامات ظهور، رخ ندهد. بنابراین اگر چنین مسئله ای وجود دارد ممکن است در همه چیز بداء بشود پس روایات امامان درباره حوادث آخر الزمان چه جایگاهی پیدا می کند؟ مسئله آینده است. اگر این را توضیح بفرمایید ممنون می شوم.
استاد ابوالقاسمی:
الان یکی از مشکلات اساسی که در باب علائم ظهور وجود دارد آن کسانی که در باب مهدویت کار می کنند تعارض خیلی از روایات با همدیگر است. نمونه واضحش این که آیا بنی العباس به دست مغول ها از بین می روند یا بنی العباس به دست سفیانی از غرب و شیعیان از شرق از بین می روند؟ بنا بود پایتخت بنی العباس که بغداد بود مورد هجوم قرار بگیرد دو دسته روایت هست یک دسته روایات می گفت به دست مغول ها، کسانی که صورت هایشان مثل سندان های پُتک خورده است چشم های ریز و تفسیرهای خاصی در روایت دارد از سمت شمال خراسان می آیند در روایات جزئیاتش آمده است.
دوم: روایاتی که می گوید سفیانی از غرب به بغداد حمله می کند از شرق هم شیعیان یا یمانی؛ الان کدامش محقق شد و بنی العباس با کدام از بین رفتند؟ بنی العباس با مغول ها از بین رفتند دو تا مقدر دارد مثلاً مقدر ابو القاسمی اگر صله والدین و صله رحم نکند بیست سالگی می میرد. صله رحم بکند پنجاه سالگی می میرد.
اگر من بیست سالگی بمیرم نه بچه و نه چیزی خواهم داشت پنجاه سالگی بمیرم بچه و ... خواهم داشت. اگر یکی از آقایان بگوید تو وقتی می میری بچه نداری چرا؟ چون آن موقع صلح رحم نکرده بودم، بعد من صله رحم بکنم بچه دار بشوم آن فرد دروغ نگفت. آن فرد برنامه ریزی و وضعیت آن موقع من را بیان کرده است.
لذا عرض کردیم روایت علی ابن یقطین با پدرش دقیقاً می گوید این ها برنامه ریزی ها بود نمی گوید این پیش گویی ها (امانی) بود. ائمه (علیهم السلام) برنامه ریزی ها را گفتند. گفتند یک، دو، سه برنامه ما این است آن برنامه محقق نشده است این از دروغ امام حساب نمی شود یا این که بی کار و بی اثر بودن آن برنامه ریزی نیست. ما وظیفه داریم برای هر روز، هر ماه و هر سال یک برنامه داشته باشیم. امام باید برای آینده هدایت مردم برنامه داشته باشد اما:
(أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه)
شيطان القائاتي در آن ميکرد!
سوره حج (22): آیه 52
شیطان می آید مانع ما می شود این که شیطان آمد مانع شد یعنی آن برنامه ریزی کردن اشتباه بوده است؟ نه برنامه ریزی باید باشد آن های که ائمه گفتند برنامه ریزی ها بوده ولی حالا به خاطر این که بداء رخ داد خیلی هایش محقق نشده است و چون محقق نشد بگوییم حتماً باید آن ها رخ بدهد بنی العباس تمام شد.
چندین روایت در مورد بداء رخ دادن ها داریم مثلاً پیغمبر به فردی گفت فلان روز و فلان سال می میری و نمرد. آمد گفت نمردم گفتند بله تو صله رحم کردی این طور شد این که صله رحم کرد زنده ماند یعنی باید حتماً همان روز مرده باشد؟ معنی ندارد آن روز مرده باشد زنده ماند نمی شود آن روایت را کاری کرد.
آقای شهر آشوب:
جناب استاد این طور که متوجه شدم روایتی که امامان مطرح می کنند بر اساس شرایط همان موقع است.
استاد ابوالقاسمی:
همه روایات نه، برخی روایات با توجه به قَدر است برخی روایات با توجه به قضای غیر محتوم، بعضی ها با توجه به قضای محتوم. آن که روایات برای ما تفکیک کردند این طور است قَدر یعنی برنامه ریزی عادی. قضای غیر محتوم یعنی این که، این به مرحله فعلیت رسید ممکن است مانعی که برایش ایجاد بشود فعلاً مانعی ندارد. قضای محتوم یعنی این که هیچ مانعی برایش پیش نمی آید. معیاد هم داریم که آن از قضای محتوم بالاتر است. روایاتی که راجع به میعاد یا قضای محتوم است آن ها تغییر نمی کند. اما قضای غیر محتوم یا قدر آن ها ممکن است تغییر بکند.
آقای شهر آشوب:
جناب ابو القاسمی، امامان علم الهی دارد مگر این طور نیست از آینده اگر خبری باشد باید قطعی باشد.
استاد ابوالقاسمی:
عرض کردم پیغمبری که خبر دارد تو فلان شب می میری و او نمرد علمش از خدا بود یا نبود؟
آقای شهر آشوب:
بله از خدا بود.
استاد ابوالقاسمی:
پیغمبر فعلاً وظیفه دارد وضعیت فعلی او را به او بگوید مثالی که ما می زنیم شما مأمور مخفی پلیس هستید در اتوبوسی سوار شدی این اتوبوس می خواهد از قم به تهران برود می دانی در این اتوبوس یک دزدی نشسته است وسط راه مسیر را منحرف می کند به یک شهر دیگر می برد. کنار دستی از شما سوال می کند این اتوبوس کجا می رود؟ شما می گویید تهران، چه زمان می رسد؟ یک ساعت و نیم دیگر، شما راست یا دروغ گفتی؟ شما بر اساس وضعیت فعلی وظیفه ات این است که این را برای آن طرف مقابل بیان کنی؛ اما اگر رئیست از شما سوال کرد که این اتوبوس به کجا می خواهد برده بشود به رئیست می گویی می خواهند اتوبوس را فلان جا ببرند چه زمان می رسد؟ فلان ساعت می رسد. بستگی به نوع مخاطب، وضعیت، کلمات و جملات فرق می کند.
آقای شهر آشوب:
خیلی ممنون از شما جناب ابو القاسمی زحمت کشدید همیشه برایتان دعا می کنیم ان شاءالله از یاران حضرت باشید.
مجری:
خیلی ممنون موفق باشید، به آرشیو شبکه اگر مراجعه کنید دو سال پیش تقریباً این مباحث به تفصیل جناب آقای دکتر در برنامه راه روشن بیان کردند می توانید آن ها را هم ببینید مباحث خیلی خوبی است و روشنگری خیلی خوبی برای شما در این مباحث می شود. تماس بعدی آقای حسن زاده از تبریز سلام بر شما بفرمایید.
بیننده: (آقای حسن زاده از تبریز – شیعه)
سلام خدمت شما ما به این شبکه ارادت داریم بخصوص به همه تان به اقای ابو القاسمی عزیز، اقای قزوینی و کلیه پرسنل، به کوری چشم دشمنان شبکه فتنه وهابیت خدمتی، کیانی و هاشمی بی هوش است، آن ها شماها را که می بینند می ترسند. این خوشحالی منِ ایرانی و شیعه است، یا علی مدد خدا نگهدارتان.
مجری:
تشکر و سپاس از تماس تان، تماس های که شما می گیرید دلگرمی ما هست ان شاء الله برنامه خوبی را بتوانیم فراهم کنیم ساعات و دقایقی مفیدی را برای شما ایجاد کنیم جزء صالح اعمال ما و شما بینندگان ثبت بشود و مورد عنایت آقا امام عصر باشد. استاد خیلی متشکر شما الحمد لله با حوصله پاسخ می دهید قابل تقدیر هست.
به بحث خودمان بپردازیم نقد بحث های دیگری است که آقای سلیمانی اردستانی دارند
استاد ابوالقاسمی:
کلیپی آماده کردم این کلیپ مال آقای سلیمانی نیست، گفتیم در شبکه ولی عصر حاضر هستیم با ایشان مناظره کنم ایشان حاضر نشد گفت ما مجری های بی طرف داریم دخالت هم نمی کنند شما بیایید با ما در فلان جا مناظره کنید که یکی از خبرگزاری های بسیار تند با گرایش اصلاح طلب بود من هم گفتم طبیعتاً ما هیچ وقت همچنین کاری نمی کنیم.
ما یک شبکه ای داریم که همه مردم می توانند ببینند مجری ما به هیچ وجه در برنامه ها دخالت نمی کند. نمونه ها هست مجری ما فقط هماهنگی وقت می کند. در این کلیپ ایشان ادعا می کند مجری های ما به هیچ وجه دخالت نمی کنند و بحث علمی بین طرفین خواهد بود مجری چه کار می کند؟
کلیپ شماره سه از مجری یکی از خبرگزاری اصلاح طلب!
شما می گویید (مَا ينْطِقُ) جلسه قبل گفتم به من اجازه بدهید من هم باید قانع بشوم به گرفتن پاسخ از شما دو بزرگوار اصرار بکنم بفهمم در میان دو استاد هستم.
مجری:
جریان چه بود؟
استاد ابوالقاسمی:
کارشناس طرف مقابل آقای سلیمانی اردستانی ادله ای آورد مجری می گوید این را نمی پذیرم من باید قانع بشوم اجازه بدهید این را از شما نپذیرم باید دوباره برایم توضیح بدهید. طرف می خواهد اشکالات آقای سلیمانی را جواب بدهد. کار مجری این نیست مجری باید بگوید وقت شما تمام شد بفرمایید نفر بعدی، مجری بگوید تو چه گفتی و چه نگفتی این ها در مناظره اصلاً به مجری ربط ندارد مناظره ای در شبکه المستقله برای شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود و کلاً مناظراتش؛ فرض کنید یک نفر استاد قزوینی آوردند در کنار ایشان یک نفر به اسم شیعه آوردند که سنی بود و دو نفر هم طرف مقابل و مجری.
مجری کمک طرف وهابی می کرد آن دو تا هم که بودند یک نفر از شیعه ها که کمک آن ها می کرد. در واقع مناظره چهار به یک می شد. آقای سلیمانی اردستانی هم دقیقاً از همان حربه وهابی استفاده می کند مناظره را دو به یک می کند. مجری می آورد که می گوید در این مورد من قانع نشدم این را توضیح بدهید و ... در مناظره این حرف ها نیست مجری می گوید وقت شما شروع شد بفرمایید وقت شما تمام شد بفرمایید. (بسم الله، خدا حافظ)
مجری:
نقش مدیریت زمان را دارد.
استاد ابوالقاسمی:
بله، در مطالب اصلاً دخالت کند این که ما می گوییم شما حتی قواعد ابتدایی مناظره را هم نمی دانید و شایستگی کنترل یک مناظره را هم ندارید همین است بعد از بعضی از آقایان و اساتید دیگر دعوت می کنند آن ها با قواعد مناظره آشنایی ندارند نمی دانند چه اتفاقاتی در مناظره رخ می دهد آن جا می روند نصف بیشتر وقت را آقای سلیمانی اردستانی و مجری گرفتند.
مثلاً در مناظرات سیاسی که وقتش خیلی بیشتر است به طرف مقابل از یک ساعت، ده دقیقه به او وقت رسیده است بعدش هم نگاه می کنی همه حرف ها را این دو نفر زدند طرف مقابل وقت کمی دارد و ماند نتوانست بحث را پیش ببرد. این حربه ای که ایشان در مناظره استفاده می کند. این را دوستان بدانند بد نیست واقعاً اگر می خواهند برای مناظره با ایشان بروند مجری ها به هیچ وجه حق دخالت در قضیه را نباید داشته باشند.
سراغ کلیپ بعدی بیرویم، در این کلیپ روایتی را از نهج البلاغه و کتب شیعه مطرح می کند که حضرت علی (علیه السلام) خلافت را حق مردم و با مشورت مردم می داند.
کلیپ شماره چهار آقای سلیمانی اردستانی:
امام علی می فرماید حق شما بر من این است که من هیچ کاری را بدون مشورت با شما انجام نمی دهم. در ادامه تمام حقوق دیگر شما را هم ادا کنم و مساوات را هم در جامعه اجرا کنم این سه کار را که کردم بر شما واجب می شود از من اطاعت بکنید.
مجری برنامه سلیمانی اردستانی:
یعنی اطاعت نشد؟
آقای سلیمانی اردستانی:
نه، تصمیمی که با مشورت گرفتید امام علی با مشورتِ با من تصمیم گرفته است. امام علی مدیر و رئیس است تصمیمی که گرفته شد اعلام می کند معلوم است که باید اطاعت و قبول کنم ولی تصمیم را با مشورت می گیرم خود امام علی می فرماید هر وقت این سه کار را کردم اطاعت شما بر من واجب است. یعنی تصمیم را خودم گرفتم خودم در آن دخالت داشتم غیر از اسرار جنگی حضرت می فرماید حق شما است همه چیز را با شما مشورت کنم تعبیرش هم این است حق است وقتی این سه کار را کردم لازم می شود شما از من اطاعت بکنید.
استاد ابوالقاسمی:
اولاً در پاسخ ایشان طرف مقابل شان که انصافاً هم خوب بحث کردند جوابش را می دهد جواب کلیپ ایشان را در کلیپ بعدی ببینیم بعد راجع به آن صحبت خواهم کرد.
کلیپ شماره پنج پاسخ سلیمانی اردستانی توسط کارشناس مناظره کننده:
توقع من از جناب استاد سلیمانی این بود آن مواردی که تقدیم کردم و اظهار لطف کرد دو بار شنیدند اگر در این ها سهو و لغزشی بود تکرار نکنند. این عبارت را تکرار کردند آن جا آوردند این که امیر المؤمنین فرمودند «إنَّ هذه أمرُکم» این حکومت کار شما است هیچ کسی در آن حق دیگری ندارد. شرح داده بودم این در دو منبع اهل سنت آمده طبری و کامل ابن اثیر این را آورده است، خود طبری هم نقل متفاوت در چهار صفحه قبل دارد که صحبت «إنّ هذه امرکم لیس لاحد فیها حق الا من امرته» در آن نیست در موضوع اختلافی ما با اهل سنت، منبع اهل سنت که نمی تواند معتبر باشد خود طبری هم دو قول دارد قول دیگرش را در آن نقل آوردم حضرت وقتی وارد شدند هیچ صحبتی از اختصاص امر نکردند من آن بحث های ابن ابی الحدید را آوردم که ابن ابی الحدید می گوید به جانم قسم عبارات علی ابن ابی طالب می رساند که خود را منصوص در حکومت می داند. فقط مشکل ما این است که مجبور می شویم بزرگان مهاجر و انصار را متهم کنیم. توقع داشتم این ها را عنایت داشته باشید.
مجری شبکه ولی عصر:
تحقیق ایشان خیلی جالب بود و این مطلبی که پاسخ می دهد در حد خودش خیلی کار جالبی بود.
استاد ابوالقاسمی:
خیلی راحت اصلاً فرض کنید نهج البلاغه مگر نهج البلاغه در امور اعتقادی یا فقهی حجت است؟ سوال می پرسم در نهج البلاغه آمده اگر کسی در بیت المال دزدی کرد و بر نگرداند حکمش قتل است حالا مراجع به این فتوا می دهند؟ نه، هیچ کس به این فتوا نمی دهد حکم نهج البلاغه و حکم فقهی است. در نهج البلاغه مطالب اعتقادی است خیلی ها به آن فتوا نمی دهند به این دلیل که اصلاً سند روایات نهج البلاغه برای ما ثابت نشده است. سید رضی (رضوان الله مقدمه) در مقدمه نهج البلاغه توضیح داده گفته من این را بر اساس فصاحت و بلاغت، گزینش کردم یعنی چه؟ ممکن یک روایت چهار، پنج تا قید اضافی داشت نیاورده است.
آن قسمتی که به نظر ایشان فصاحت در کلام امیر مؤمنان بود آورد اجتهادات شخصی خودش هم هست. اصلاً اسمش نهج البلاغه است پس با این حساب استناد به یک روایتی که مصدرش کتاب اهل سنت است خود سنی ها و مخالف این نقل کردند این قطعاً از جهت علمی صحیح نیست. اما یک سوال می پرسم اگر من با کسی مشورت کردم الزاماً او باید از من اطاعت بکند؟
ایشان گفت چون مشورت شد پس دیگر مردم باید اطاعت کنند. کجا مشورت کردن، حق اطاعت می آورد؟ اصلاً چه ملازمه ای است؟ اتفاقاً خیلی جاها ممکن است مشورت بکنم نظرشان را نپسندم به هر دلیلی دلم نخواهد گوش به حرفش بدهم چون مشورت شد باید اطاعت بکند؟ مشورت کردن، دلیل اطاعت کردن مردم از خلیفه نمی شود.
بله مشورت کردن یکی از کارهای است که اگر من انجام بدهم مردم یک مقداری رغبت شان به من بیشتر می شود؛ اما کجای دنیا گفتند وقتی یک مشورتی صورت گرفت به طرف مقابل وجوب اتباع می گویند قضیه اش چطوری است؟ هیچ کجای دنیا، هیچ عاقلی نمی گوید به صرف مشورت گرفتن از کسی واجب می شود که او از شما اطاعت بکند. بلکه اتفاقاً خیلی جاها ممکن است مشورت بگیرم می خواهم مخالفت کنم او هم بگوید حرف من درست بود باید گوش به حرف ما بدهی. پس این هم از جهت منطقی خودش مطابق با منطق نیست.
بنابراین استدلال های ایشان در باب مطالب فقهی، در باب این که حکومت نظر مردم است، مردم باید هر چه گفتند همان باشد. نه قرآن و نه روایات دلیلی دارد و سراغ روایات که می رود سراغ روایات ضعیفی که نه سند دارد نه با اعتبار به قول آقایان مطابقت دارد نه با استدلال های عقلی سازگاری دارد. یعنی ایشان تنها چیزی که حاکم کرده است عقل توهم دار شخصی خودش با آن، هر چیزی موافق بود درست می شود.
می گوییم سند روایت چطور است می گوید با سند کار ندارم دلالتش، قبل و بعدش، نسخه شناسی اش همین روایت را طبری نقل کرده قبلش این تکه ها را ندارد می خواهید چه کارش کنید؟ خود این ها خیلی شک و شبهه ایجاد می کند. ولی برای ایشان اصلاً این ها مهم نیست مهم این است که یک چیزی به نظرش رسیده است همان را باید در رسانه به مردم بگوید و متوجه نیست من وقتی یک مطلبی را می گویم آن هم در رسانه، مسئولیت شرعی تمام تبعاتش گردن من می افتد.
اگر دیگرانی به خاطر حرف من گمراه بشوند و تبعات سو و سلبی داشته باشد گردن من است. چون مردم از خیلی از این مطالب با خبر نیستند. یک آخوندی است دارد یک سری روایت های می خواند خیلی ادعا می کند نظرم این است و همه علمای شیعه تا حالا اشتباه کردند و ... دیگران هم بهره برداری و سو استفاده می کند. به خاطر این که دارد یک مقدار حرف های ضد مبانی کشور و ضد انقلاب مطرح می کند پر رنگش می کنند حرف هایش را بیشتر مطرح می کنند می گویند بحث علمی خاصی نداشت موجب می شود دیگران گمراه بشوند. این راجع به مطالبی که ایشان مطرح کرد.
اما جلسه قبل صحبت کردیم گفتیم ایشان راجع به آیه:
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد! آنچه می گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!
سوره نجم (53): آیات 3 و 4
آیه ای که به صورت مطلق در مورد تمامی فرمایشات نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است قیدی زد که (وَمَا ينْطِقُ) یعنی هر چه قرآن بگوید و هر چه به عنوان قرآن مطرح کرد این (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) در جلسه مناظره طرف مقابل، مچش را می گیرد می گوید (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى) قرآن نیست در کجایش قرآن آمده است؟ می گوید من قرآن نگفتم.
طرف مقابل نمی تواند نگه دارد دوباره چک کنند ببینند چه گفته است، اما ما که داریم به خاطر دارم یکی از جلسات یکی از آقایان این جا آمده بود مطلبی گفت خیلی هم بی ادبانه با استاد قزوینی صحبت می کرد آیه ای را غلط خواند ادعا می کرد شما شیعه ها قرآن بلد نیستید در حالی که قرآن غلط خواند. همان اوایل شبکه ولایت در همین استودیو بودیم در رژی بودم دیدم قرآن را غلط خواند به کارگردان عرض کردم کلیپ این تکه را همین الان می خواهم گفت بعد از میان برنامه کات بدهیم بشود کلیپش را گرفتیم سریع میان برنامه رفتیم کات دادند کلیپش را گرفتیم آقای کیانی مجری بود، به آقای کیانی گفتیم به ایشان بگویید خودت قرآن را غلط خواندی کلیپش همین الان آماده است. ایشان خیلی راحت زیرش می زند اصلاً کلمه قرآن نگفتم کلیپ را ببینیم
مجری:
موضوع کلیپ را متوجه شدیم با توجه به نکته ای که جناب آقای دکتر گفتند کلیپ را ببینیم
کلیپ شماره شش از آقای سلیمانی اردستانی:
یک آیه داریم (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ وَحْي يوحَى) گاهی آقایان از آن استفاده می کنند پیامبر پس هر چه می گوید وحی است. پیامبر مثلاً در خلوت به همسرش می گوید دوستت دارم وحی است (إِنْ هُوَ)، هُوَ اشاره به قرآن است آن جا هم گفتید کجا کلمه قرآن دارد که (إِنْ هُوَ وَحْي يوحَى) این را نگفتم گفتم از جمله قرآن
مجری شبکه ولی عصر:
کلیپ را دیدید آن جایی بود که در مناظره گفته بودند شما قرآن گفتی گفت نه من نگفتم قرآن است این دو تا را جناب آقای دکتر کنار هم گذاشت.
استاد ابو القاسمی:
به صراحت گفت (إِنْ هُوَ) اشاره به قرآن دارد، بحث سر این است نمی آید با ما مناظره کند این که ما ضبط می کنیم می گوییم گفتی کلیپش را هم داریم مشخص است شما گفتید. دقت کنید مطلبی که در همان جلسه خودش گفت منکر می شود آن بنده خدا کلیپ نداشت نمی توانست ارائه کند؛ اما کسی که حرف خودش در آن جلسه را مطرح کرده قبول ندارد.
در مناظرات آدم باید خیلی دقیق صحبت کند باید مراقب باشد کلمه به کلمه ای که مطرح می کند حساب شده باشد ولی ایشان به راحتی حرفش را گفت بعد زیرش می زند می گوید من همچنین حرفی نزدم الان مشخص می شود زدید یا نزدید؟ شما این را گفتید. لذا این که ایشان حاضر به مناظره در شبکه ولی عصر نمی شود به دو، سه علتی که امشب دیدید.
یک: مجری شان می خواهد از خودش باشد که در وقت هم دو به یک بشوند هم در جهت دهی موضوع فشار به طرف مقابل بیاورد؛ طرف مقابل نتواند آن جنبه ای که می خواهد در سوال پرسیدن نسبت به مبانی آقای سلیمانی پیش ببرد. مجری سوال می پرسد طرف مقابل هم مجبور می شود همان مبنای خودش را جلو برود. توضیح مبنای خودش را بدهد تهاجم به مبنای آقای سلیمانی نکند.
دو: اگر یک همچنین جای باشد ما اتاق فرمان، رژی داریم کنترل و ضبط می کنند قابلیت دسترسی دارد نمی تواند حرف های که در مناظره می زند بعدش منکر بشود نه آقا من این را نگفته بودم. تا بگوید نگفتم کلیپش هست مشخص می شود. این که ایشان حاضر به مناظره با ما نشد علتش این است.
نمی دانیم بعداً شاید به خاطر همین فشار رسانه ای مجبور بشود ولی طبیعیش این است که بحث های مناظره ای این شکلی را ایشان قبول نکند اگر هم می خواست می توانست در کانال خودش یا بقیه جاها جواب بدهد که آن ها را هم تا به حال جواب نداده است. این خلاصه بحث امشب ما در مورد ایشان بود.
مجری:
یک سری چیزهایی که یادداشت کردم انحرافات فکری ایشان در عصمت، در وحی، در علم غیب هست در مورد تورات و انجیل نظرش این است که منحرف شدند یا نشدند این را تحمیل کرده است. استدلال های نا درستی از قرآن کریم آورد در مورد آیات، دو نوع ترجمه کرده است نکته دیگری هم در این انحرافاتش دارد؟
استاد ابوالقاسمی:
مقدم کردن عقل ظنی بر روایات، بر قرآن، کنار گذاشتن همه روایات و محدود دانستن دایره وحی به فقط احکام شرعی و اشکالات این چنینی ایشان خیلی زیاد داشتند.
مجری:
این را عرض کردم به خاطر این که بیننده ها متوجه باشند عقایدی که ما در شیعه داریم مشخص است و این ها برخی از آن چیزهایی است که آقای سلیمانی اردستانی یا جهل دارد یا عمداً با توجه به مباحثی که جناب استاد فرمودند آن ها را این گونه تبیین می کند و موجب گمراهی و ضلالت می شود.
جناب آقای دکتر خیلی متشکریم از مباحثی که ارائه فرمودید، در این موضوع باز هم بحث داریم؟
استاد ابوالقاسمی:
ان شاء الله در جلسات بعد
مجری:
در جلسات بعد چیز جدیدی از ایشان مطرح شد ارائه خواهیم کرد. جناب اقای دکتر ابو القاسمی خیلی از شما به خاطر حضورتان در این برنامه تشکر می کنم، ان شاءالله ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید و همچنین تشکر از بینندگان عزیز و گرامی که تا پایان برنامه ما را همراهی فرمودند تا دیدار بعد خدا نگهدار، اللهم عجل لولیک الفرج!