سایر قسمت ها
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و سی و هفتم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 29 07 1404 (قسمت صد و سی و هفتم)

عنوان برنامه: نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ بنی عباس ثانی؛ سفیانی؛ مهدویت؛ مغول؛ عقل؛ انکار امام زمان؛ مرگ جاهلیت؛ شبهه؛ ظن؛ قیاس؛ جهل!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، سلام خدمت شما از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، در دقایقی که پیش رو داریم، برنامه راه روشن را تقدیم حضور شما خواهیم کرد.

برنامه ای که در خدمت جناب آٔقای دکتر ابوالقاسمی هستیم از محضر استاد در خصوص برخی از شبهاتی که در فضای مجازی منتشر شد و ممکن است شبهه ای در ذهن بینندگان عزیز فراهم کرده باشد گفتگو، بحث، نقد و بررسی می کنیم تا ان شاء الله راه مان روشن شود و بتوانیم گام بعدی را درست تر بر داریم.

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی سلام خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

سلام عرض می کنم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند

مجری:

خیلی خوشحالیم که در خدمت تان هستیم ان شاء الله که بتوانیم کمال بهره و استفاده را ببریم. جناب ‌آقای دکتر در این سلسله مباحثی که داشتیم در مورد سلیمانی اردستانی داریم صحبت می کنیم در برنامه تریربون آزاد یکی از بینندگان نسبت به ایشان اعتراضی داشت چرا پی گیری نمی شود.

اما در مباحثی که در جلسه گذشته بحث کردیم یک جاهایی ایشان یک ادعاهایی کرده بود قبلاً در بحث حکومت با شما بودیم آن جا مفصل این را بحث کردیم بنی العباس چیست و بحث علائم ظهور؛ یک ادعایی ایشان کرده بود این بنی العباس و ادعای محبت اهل بیت دارد.

استاد ابوالقاسمی:

در کلیپ های ایشان نبود برای دیگران بود

مجری:

بله، ایشان در کلیپ هایی که پخش شد صحبت های کرده بود.

استاد ابوالقاسمی:

کلاً راجع به جمهوری اسلامی زیاد صحبت کرده است.

مجری:

همچنین ادعایی شده است مفصل این را بحث کردیم امروز پیامک مفصلی رسیده است استدلال کردند این حکومت جزء حکومت بنی العباس است دقیق ترش را از شما بشنویم و بیشتر با این بحث آشنا بشویم.

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم، یکی از بیننده ها پیامکی دادند گفتند شما سابق گفتید در باب بنی العباس ثانی در کتب شیعه روایت معتبر وجود ندارد. عرض کردیم بله در کتب شیعه این مدل اصطلاح به صورتی که آقایان مطرح می کنند هیچ مدرک معتبری ندارد. اصطلاح، اصطلاح سنی است و هدف آن ها، اهداف مختلفی بوده است. بعضی اهداف شان سیاسی بود جنبه های مختلفی داشته است.

 یک روایتی مطرح کردند این روایت را خدمت بزرگواران ارائه بکنم در غیبت نعمانی، صفحه 314 راوی علی ابن ابی حمزه بطائنی اولاً متن روایت و سندش را ببینیم

«أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ يَسَارٍ الثَّوْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْخَلِيلُ بْنُ رَاشِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: زَامَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (علیه السلام) بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَقَالَ لِي يَوْماً يَا عَلِيُّ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ خَرَجُوا عَلَى بَنِي الْعَبَّاسِ لَسُقِيَتِ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ حَتَّى يَخْرُجَ السُّفْيَانِيُّ قُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي أَمْرُهُ مِنَ الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ ثُمَّ أَطْرَقَ هُنَيْئَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ مُلْكُ بَنِي الْعَبَّاسِ مَكْرٌ وَ خَدْعٌ يَذْهَبُ حَتَّى يُقَالَ لَمْ يَبْقَ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ ثُمَّ يَتَجَدَّدُ حَتَّى يُقَالَ مَا مَرَّ بِهِ شَيْ‏ءٌ.»

الغيبة( للنعماني)؛ نويسنده: ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‏، ص302

سند این روایت از آن سندهای بسیار درخشان است جعفر ابن محمد ابن مالک می گوید هر جور بدعتی که بگویید در این آدم بود یک آدمی که همه انواع بدعت در او بود. حسن ابن علی ابن بشّار یا یسّار مجهول، خلیل ابن راشد مجهول، علی ابن ابی حمزه بطائنی هم از رؤسای واقف است. شاید آقایان خیلی خوش شان نیاید ما این سند را کاملاً غیر معتبر می دانیم.

می گوید روزی با امام موسی ابن جعفر (علیه السلام) در بین مکه و مدینه بودم حضرت به من گفتند یا علی ابن ابی حمزه اگر اهل آسمان و زمین بر بنی العباس خروج کنند همه شان کشته خواهند شد تا سفیانی بیاید. گفتم امرش از محتومات است حتماً می آید؟ (راجع به آن صحبت کردیم) فرمودند بله

«قَالَ نَعَمْ ثُمَّ أَطْرَقَ هُنَيْئَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ» مقداری سرشان را پایین انداختند بعد سر را بالا بردند فرمودند «مُلْكُ بَنِي الْعَبَّاسِ مَكْرٌ وَ خَدْعٌ» ملک بنی عباس مکر خداع است «یَذْهَبُ حَتَّى يُقَالَ لَمْ يَبْقَ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ ثُمَّ يَتَجَدَّدُ» آن قدر کم می شود تا گفته شود هیچ چیز از آن باقی نماند از بین رفت.

دوباره می آید «حَتَّى يُقَالَ مَا مَرَّ بِهِ شَيْ‏ءٌ.»، این تازهِ‌ تازه است سند روایت کاملاً ضعیف است. ثانیاً این راجع به یک دوره ای از حکومت بنی العباس توسط حکومت های که در دل او شکل گرفت فاطمیون و دیگران تقریباً از بین رفته بود چیزی از حکومت بنی العباس باقی نمانده بود. ولی دوباره آن ها از بین رفتند و بنی العباس قدرت پیدا کرد این خیلی مهم است یعنی از جهت تاریخی رخ داده است. یک دوره ای رفت خیلی ضعیف شد دوباره آمد تا آخر به دست مغول ها از بین رفت حتی این روایت را بخواهیم تطبیق بدهیم بله رخ داد تمام شد.

می گوید خود بنی العباس بودند وقتی که آمد می گویند «مَا مَرَّ بِهِ شَيْ‏ءٌ.» بنی العباس هست چه ربطی به ایران دارد؟ آن موقع بنی العباس در عراق بود بعد این که مگر ما می گوییم حکومت ما بنی العباس است؟ مگر الان کسی در دنیا می گوید حکومت بنی العباس موجود است؟ یک مقداری نسبت به متونی که در روایات آمده خودمان را متعهد بدانیم متن روایت را بهفمیم چه است؟

روایت دیگری هم مطرح کرده بود قبلاً به آن استناد کرده بودیم

«أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ الْبَنْدَنِيجِيُّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَلَوِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْقُرَشِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّهُمْ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ يَقُومُ وَ قَدْ ذَهَبَ سُلْطَانُ بَنِي الْعَبَّاسِ فَقَالَ كَذَبُوا إِنَّهُ لَيَقُومُ وَ إِنَّ سُلْطَانَهُمْ لَقَائِمٌ.»

الغيبة( للنعماني)؛ نويسنده: ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‏، ص302، ح11

به امام رضا عرض کردم «أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّهُمْ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ يَقُومُ وَ قَدْ ذَهَبَ سُلْطَانُ بَنِي الْعَبَّاسِ» خدا مشکل تان را بر طرف کند می گویند که سفیانی وقتی می آید که بنی العباس رفته باشد. «فَقَالَ كَذَبُوا إِنَّهُ لَيَقُومُ وَ إِنَّ سُلْطَانَهُمْ لَقَائِمٌ.» فرمودند نخیر، وقتی بیاید بنی العباس باید باشند. سفیانی نیامده است...

 این روایت راجع به چه صحبت می کند؟ بنا بود سفیانی بیاید و حکومت بنی العباس را از بین ببرد یعنی بنا بود سقوط ملک بنی العباس به دست سفیانی باشد. بنا بود سفیانی از غرب بغداد بیاید و شیعیانی از سمت شرق بغداد یا صیحه یمانی از آن جا بیاید و ملک بنی العباس را در بغداد از بین ببرند.

این را روایت ما دارد می گوید که آن بدا شد شد مغول ها آمدند لذا هیچ روایتی از این روایات ربطی به مسئله بنی العباس ثانی ندارد. این جواب آن سوالی که بیننده پرسیدند.

مجری:

پیامک آقا امید بود ان شاء الله پاسخ سوالش را گرفته باشد. یک پیامکی هم الان رسید آقای مجتبی سوال کردند ملاک عقل چه است؟ ایشان می گوید با توجه به این مباحثی که شما مطرح کردید اگر بخواهم مثالش را دقیقاً برای شما بخوانم مثالش این است که ما الان داریم کسانی که از نظر علمی، درجات بالای علمی را گرفتند دکتر هستند می روند گاو پرست می شوند. ملاک عقل چه است؟ اگر عاقلانه نیست با این همه درس و سطح علمی چگونه است به همچنین جاهایی می رسند ما چطور می توانیم بگوییم ملاک عقل صحیح است؟

استاد ابوالقاسمی:

استدلال عقلی، استدلالی است که یا بدیهی باشد یا منجر به یک مقدمات بدیهی بشود یعنی چه؟ می گوییم برهان های ریاضی، معادلات ریاضی آن های که ریاضی احتمالی نیست ریاضی قطعی است مثلاً معادلات دو مجهولی را چطور حل می کنند؟ یک فرمول های دارد معادل یک مجهولی را چطور حل می کنند؟ فرمول دارد این فرمول ها، فرمول های قطعی است که بر گرفته از استدلال های قطعی عقلی است.

الان ممکن است یک شخصی که ریاضیات نخوانده نسبت به این ها بگوید نمی فهمم این چه است؟ اما اگر متوجه مقدماتش بشود تک تک این مقدمات، مقدمات درستی هستند این ها را کنار همدیگر می گذارد به یک نتیجه می رسد و آن نتیجه،‌ نتیجه قطعی است که هیچ شکی در آن نیست. از مقدماتی که آن مقدمات قطعی بودند به این استدلال عقلی می گوییم.

مثلاً در مورد گاو پرستی نفیش را ما قطعی می دانیم آیا گاو یک موجودی است که خودش متولد شده است می تواند خدایی باشد که وجود او واجب است قدرت و علم مطلق است این گاو، علم مطلق و قدرت مطلق است؟ این گاو به دنیا آمد وجود مطلق دارد؟ مشخص است که نیست. عقل می گوید دو دو تا چهار تا این، آن قدرت مطلق نیست پس گاو پرستی باطل است.

برای نفی خیلی از این ها نیاز به استدلال به آن صورت نداریم با یک دو دو تا چهار تای ساده به نتیجه و ابتدائیاتی می رسیم به این ها استدلال عقلی می گوییم. چه با واسطه باشد چه خیلی نزدیک باشد به هر صورت باید به این عقل قطعی برسد به این استدلال قطعی می گوییم. اما این که فرض کنیم در اسلام گفت اگر یک انگشت قطع شد ده تا، دو تا بیست تا، سه تا سی تا، چهار تا دوباره بیست تا...

این خلاف عقل است نه این خلاف عقل نیست مصلحت های در زندگی انسان است نمی دانیم شاید آن کسی که چهار تا انگشتش قطع شده سختیش کمتر از آنی است که دو تایش قطع شده است. شخصی که چهار تا انگشت ندارد راحت است چهار تایش یک جا رفت ما متوجه نمی شویم وقتی اسلام آمد هم شیعه و هم سنی این قواعد را گفت بعد امام صادق فرمود:

«إِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُصَابُ بِالْعُقُول‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏‏)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج‏1، ص 324، ح9

برای خروج منی باید غسل بکنی برای خروج بول باید وضو بگیری، احکامی که برای پاکسازی گفتند سخت تر از احکام منی است. چطوری است آن از این، حکمش سخت تر است و بر عکس راجع به زن و مرد احکام فرق می کند. این ها چیزهایی نیستند که ما بخواهیم به این راحتی به آن برسیم چرا؟ چون معادلات چند مجهولی است در مورد ارتباط انسان با بدنش، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با جامعه، ارتباط انسان با دیگران، ارتباط انسان با طبیعت و ملائکه.

معادلات چند مجهولی است که ما متوجه خیلی از این مجهولات نیستیم و نمی توانیم نتیجه گیری بکنیم. لذا ذهن انسان در مورد احکام نمی تواند نتیجه گیری قطعی داشته باشد در مسائل فقهی بخصوص!

مجری:

دانش رابطه مستقیم با عقل ندارد ایشان می گوید سطح بالایی از علم هم دارند.

استاد ابوالقاسمی:

بله، یک سری دکترها هستند سیگار می کشند سیگار ضرر دارد چه کار کند؟ دکتر است می داند سیگار ضرر دارد یقین هم دارد اما سیگار می کشد. رفتار او دلیل نمی شود این حتماً اعتقاد عملی به آن چیزهایی که خودش مطرح کرد داشته باشد.

مجری:

ان شاء الله که این بیننده عزیز پاسخ سوال شان را گرفته باشند. فعلاً به موضوع خودمان بپردازیم تا در بخش آخر سوال های دیگر برسد در خدمت شما باشیم موضوع ما هم چنان بحث تعبیر عادی بگوییم صحبت ها یا یاوه گویی های آقای سلیمانی اردستانی است در خدمت شما باشیم کلیپ هایی که هست را ببینیم

استاد ابوالقاسمی:

کلیپ های که ایشان دارند در اولین کلیپ رسماً می گوید با آقای عقیل هاشمی هم داستان می شود می گوید من امام زمان را قبول ندارم.

مجری:

چارچوب شیعه را ایشان در جلسه قبل گفت چه چارچوبی در اعتقادش دارد؟ این کلیپ را ببینیم بیشتر با آقا و عقایدش آشنا بشویم.

کلیپ شماره یک هاشمی از شبکه وهابی کلمه و اردستانی:

در بحث امام زمان فرض بفرمایید، با این تعریفی که از امام زمان می‌شود من نمی خواهم به این مسئله ورود پیدا کنم چون می‌دانم بسیار در ایران حساسیت بر انگیز است، حالا اعتقاد دارید یا ندارید بحث دیگری است اما من، من حیث کسی که این امام زمان را یک واقعیت نمی‌دانم و یک افسانه می‌دانم فرزند حسن عسکری در متون روایی روایات جوابگوی اثبات شخصیتی به نام محمد ابن حسن عسکری نیست.

آقای سلیمانی اردستانی:

مسئله امام زمان هم به نظر من خردگریز است منتها به شرط این که دلیل نقلی برایش داشته باشیم، اگر دلیل نقلی قطعی داشته باشیم من با یک همچنین چیزی مشکلی ندارم، منتها من شخص خودم را نمی گویم یک همچنین چیزی محال است؛ ولی می‌گویم شخص من کار نکردم که به دلیل قطعی برسم و معتقدم اگر کار هم کنم به دلیل قطعی نمی‌رسم. حداکثر این است که با روایات ظنی می‌رسم و البته به دینداریم چندان لطمه ای نمی‌زند. چون بنده معتقدم که هرکس هر زمانی بخواهد بیاید باید بیاید که قرآن را پیاده کند.

اگر کسی در آینده می ‌آید اگر بخواهد قرآن را پیاده کند کمکش می ‌کنم اگر نخواهد قرآن را پیاده کند کمکش نمی‌کنم؛ پس بنابراین این مسئله، خیلی مسئله من نیست.

مجری شبکه ولی عصر:

غافل از این که اگر یک شب بدون امام باشی کلاً دینت زیر سوال می رود.

استاد ابوالقاسمی:

به مرگ جاهلیت مرده است. ایشان ادعا می کند شیعه هستم ولی امام زمان مسئله من نیست چون برای من مهدی ثابت نشده است ضرورتی هم برای تحقیقش نمی‌دانم، تحقیق هم بکنم به یک ادله ای صرفا ظنی می‌رسم. ما اولا می‌دانیم شما در چیزهای هم که تحقیق کردی و متواتر بود نخواستی!

 اما راجع به ولادت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) این که امام حسن عسکری فرزندی داشتند، این تقریبا یکی از مسلمات تاریخی است حتی در همان نسب نامه ای که اقای عقیل هاشمی ادعا می‌کند که من سید هستم، در کتاب تذکره هاشمی هست.

مجری:

مثلا اقای شریفی در یکی از برنامه‌ها خود کتاب را آورد و نشان داد.

استاد ابوالقاسمی:

کتاب تذکره هاشمی، این کتاب هم داستان دارد. تذکره هاشمی، نسب سادات حسینی، دوبی امارات متحده عربی، در این کتاب [ابو القاسم محمد ابن حسن ابن علی ابن محمد] صحبت می‌کند این شخص و این فرد است ولی شیعه اعتقاد دارند که این در سرداب رفته و منتظرش هستند. پس این آدم متولد شده و دهها کتاب در این جا است فرزندانش، تعداد اولاد یک پسر مسمی به محمد و مکنا به ابو القاسم، ملقب وی به حجت، این جا که دیگر به زعم مذهب امامیه نگفته است. این یکی است، چرا این را می‌گوید؟

چون در کتب اهل سنت هستند تعداد زیادی از علمای شان که می‌گویند ما نسب مان به فرزند امام عسکری می‌رسد به محمد نامی فرزند امام عسکری می‌رسد. از جمله اقای محمد عمر سربازی و دیگران ادعا می‌کردند ما به او می‌رسیم، به هر صورت این که امام عسکری فرزند داشته یک امر مسلم تاریخی است شما برای رسیدن به این که یک شخصی در تاریخ وجود داشته چه کار می‌کنید؟ کسانی که او را دیده اند، نسب نامه‌ها، غیر از این راهی است؟ نه، افراد متعدد امام زمان را دیده اند و در زمان ما هم خیلی‌ها دیدند.

مگر آقای سعید چندانی توسط امام زمان شفا نگرفته است که سرطانش خوب شد؟ شیعه هم نبود، سنی بود، ایشان امام را دیده است. آقای سلیمانی می‌گوید این ها را من نمی‌توانم قبول کنم! تو اصلا نمی‌خواهی قبول کنی، مسئله این است. تعداد زیادی می‌گویند ما او را دیده ایم از علمای شیعه و از علمای اهل سنت معجزه هم داشته است این یک امر مسلم است. حالا نمی‌خواهی قبول کنی، نکند، ولی مسئله این است ما قبلا هم گفتیم، این لباس روحانیت شیعه تن تو است، تو با لباس روحانیت شیعه می‌گویی من امام زمان را قبول ندارم. و از همین جا در یوتیوب و بقیه جاها منبع درآمدت است. این که می‌گویند لباس موجب کاسبی می‌شود این آقایان هستند که با این لباس کاسبی می‌کنند و گرنه ما که فحشش را می‌خوریم! الحمدلله مردم خیلی خوب هستند ولی این اقایان با این لباس کاسبی می‌کنند. این طرف و آن طرف برود این را بگوید و آن را بگوید، تا یک موقعیت پیدا کند مثل آقایان دیگری که دنبال سوء استفاده از این لباس بودند.

 پس ادعایی که مطرح می‌کند می‌گوید من قبول ندارم، البته یک جمله ای گفت، گفت این خرد گریز است و خرد ستیز نیست، خرد ستیز یعنی چه؟ یعنی این که مسئله ضد عقل است. خرد گریز یعنی عقل نظری ندارد. جالب این جا است در خیلی از مسائلی که ایشان می‌گوید خلاف عقل است این خرد گریز است خرد ستیز نیست. خیلی از احکامی که ایشان گفت اگر همچنین حکمی اسلام داشته باشد این خلاف عقل است آن‌جا هم همین بحث‌ها بود؛ چرا آن‌ جا این حرف را نمی‌ زد؟ چون اگر این‌ جا همچنین حرفی می‌ زد می‌ گفت خرد ستیز است پس می‌ گفت اصلا باطل است نمی ‌تواند بگوید امام زمان باطل است بگوید که باید همان ‌جا برخورد دیگری با ایشان بشود می‌ گوید برایم ثابت نشده است.

نکته بعدی که مطرح می‌ کنیم اصل مسئله امامت را شیعه می‌ گوید عقلی است، یعنی چه عقلی است؟ همان که گفتیم با براهین قطعی عقلی ثابت می ‌شود. اگر شما نبوت را قبول کردی نمی‌ شود امامت را قبول نکنی، چرا؟ یا باید بگویی پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دینی را که آورد راه هدایت را آورد معارف را آورد، صحابه هم که یکی شان آیینه گرفته بود داشت به چمشش سرمه می‌کشید، رژ لب می‌ زد و آرایش می ‌کرد، گونه‌هایش را سرخ می‌کرد. یکی دیگر مشغول کشاورزی بود و یکی دیگر در تجارت خانه اش مشغول بود. این‌ها روایت‌ هایشان است.

 پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، نود درصد این جمع با پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) از بیم رفت؛ چون صحابه یا یادشان رفته یا به تواتر نرساندند، تازه متواتر هم شنیده باشند اقای سلیمانی اردستانی قبول نمی‌ کند. تازه در مورد خود قرآن، سوال آقای سلیمانی اردستانی شما گفتید در متواتر هم تشکیک می‌کنم قرآن را که شما می ‌گویید متواتر است کدام قرائتش متواتر است؟ یک سوال خیلی جدی است. اگر مرد است این سوال را پاسخ بدهد. اگر نه در مردی ایشان هم شک بکنید. چون تا حالا چند بار به ایشان گفتیم برای مناظره بیا نیامد.

شما یک قرائت قرآن را بیاور که این قرائت تا پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متواتر باشد. البته جوابش را ما قبلا گفتیم، شما می‌گویی تا زمان امام صادق (علیه السلام) متواتر بوده است، امام صادق معصوم است اما تویی سلیمانی اردستانی امام صادق را قبول نداری می‌گویی برایم ثابت نشده است.

مجری:

بله جلسه قبل کلیپش را پخش کردیم.

استاد ابوالقاسمی:

برای شما ثابت نشده، برای من ثابت شده است، قرآن از زمان امام صادق قرائت ‌هایش متواتر، قرائت حفص از عاصم زمان ایشان متواتر بوده است برای من حجت می‌شود. اما یک قرائت، فقط یک قرائت بیاور که تا زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متواتر باشد وگرنه شما یک چک را بانک می ‌بری رقمش خط خورده تاریخش خط خورده و امضایش دست خورده است بانک به شما پول می‌ دهد؟ نه با یک چک به شما یک میلیون تومان نمی‌ دهند آن وقت می‌خواهید با یک کتابی که طبق ادعای شما، ما که می ‌گوییم نه قابل اثبات است برای شما قابل اثبات نیست می‌ خواهی من دین را بگیرم؟ پس آقای سلیمانی اردستانی این سوال را شما حتما پاسخ بده، اگر چه می دانیم جرأت جواب و توانایی جواب دادنش را هم نداری، طبق مبنای شما اصلا به این سوال جواب نمی‌شود داد.

 اما اهل بیت (علیهم السلام) حتی در کتب اهل سنت این شبهه را جواب دادند. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند:

«إِنَّ هَاهُنَا عِلْماً جَمّاً لَوْ أُصِيبُ لَهُ حَمَلَةً وَ أَشَارَ إِلَى صَدْرِهِ»

در سینه من علم موج می‌زند کاش یک نفری بود این را حملش می‌کرد، می‌فرماید چرا یک سری افراد هستند.

«بَلَى أُصِيبُ لَهُ لَقِناً»

اگر به او بدهم خوب می ‌گیرد. اما:

«غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ»

امین نیست

«مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا»

از دین برای دنیا استفاده می ‌کند.

«وَ يَسْتَظْهِرُ بِحُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ»

حجت ‌های الهی را بر ضد اولیائش استفاده می‌ کند.

«وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ»

نعمت ‌های بر ضد عبادش. این یک دسته هستند.

 دسته دوم مطیع اهل حق هستند اما اهل بصیرت نیستند. عمق ندارند.

«لَا إلیٰ هَؤُلَاءِ ولا إلیٰ هَؤُلَاءِ»

نه به آن ‌ها می شود داد و نه به این ‌ها.

«كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيه‏»

این گونه است که اگر صاحب علم از دنیا بیرود علم از بین می‌ رود. الان کلیپ‌ های زیادی در شبکه ‌ها پخش می کنند می‌گویند تِسلا مرد و نحوه اختراعات خودش را هم با خودش به گور برد، تمام شد. الان ما چه کار کنیم؟ یک اختراعات زیادی از بین رفته است.

در دوران هیتلر یک عده دانشمندان آلمانی داشتند یک سری تحقیقاتی می‌ کردند این ‌ها از بین رفتند تمام شد، کجاست؟ یک عده می‌ گویند نه افرادی هستند این‌ ها را حفظ کردند. اگر بگویی این‌ ها مردند و تمام شد، پس این علم از بین رفته است باید یکی بیاید از اول دوباره این‌ها را در بیاورد. علم دین را مگر پیغمبر جدید می ‌خواهد بیاید‍!

مجری:

نه.

استاد ابو القاسمی:

پس شما باید بگویید یک نفری باید باشد که این علم را تا قیامت حفظ کند. این که شیعه می‌ گوید زمین از حجت خالی نمی شود عقلی است. استدلال واضح شیعه است. خود سنی‌ ها هم از امیر مؤمنان نقل کردند.

«اللَّهُمَّ بَلاى لاَ تَخْلُوا الأرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ»

یک نفری باید این حجت‌ ها را حفظ کند.

«إِمَّا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ، وَإِمَّا خَائِفٍ مَغْمُورٍ لَئِلاَّ تَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَبَينَاتُهُ»

یا همه می‌ داند چه کسی است یا پنهان است. چرا پنهان است؟ از دست دزد‌های لباسی مثل سلیمانی اردستانی می‌ گوید امام زمان را قبول ندارم ولی لباس امام زمان تنم است. تو لباس امام زمان را دزدی، می‌ گویی قبولش ندارم، بعد می‌ خواهی امام زمان بیاید علم را به تو بدهد. یک فردی باید باشد که این علوم را حفظ کند بعد حضرت فرمودند:

«يَا كَمِيلُ أُولائِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ»

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج1، ص109

این ‌ها خلیفة الله در زمین هستند، این بحث عقلی است، شیعه می‌ گوید من با عقل ثابت می‌ کنم، نمی‌ شود خدای حکیم مردم را رها کند و پیغمبر نفرستد. و نمی ‌شود خدای حکیم پیغمبر را بفرستد بعد بگوید پیغمبر تو که مردی معارفی هم که آوردی تمام شد پَرْ، رفتی یک دوره ای زحمت کشیدی به مردم خدمت کردی بعد که مردی همه اش تمام شد و از بین رفت.

سنی‌ ها می‌ گویند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چند تا کتاب غیر از قرآن داشته است عین روایتش را از آلبانی و دیگران خواندیم، این کتاب‌ها کجاست؟ آیا پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که با وحی ارتباط داشت فقط همین یک قرآن را آورده و توضیح هم نداده است، توضیحات قرآن کجاست؟ ما الان چند تا از آیات قرآن را کامل می‌ توانیم بفهمیم؟ خود شما جلسه تفسیر داری می‌ گویی این تفسیر غلط است و آن درست است.

یک تفسیر درستی باید باشد، اگر این قدر ساده و همه فهم بود همه باید درست ترجمه می‌ کردند. همه باید می ‌فهمیدند تفسیر درست و قطعی صد در صدش کجاست؟ کسی هست بتواند بگوید من صد در صد این قرآن را می‌ فهمم. اگر بگویی هست، آن خلیفة الله می‌ شود که همان امام زمان می ‌شود.

اگر بگویی نیست پس دیگر قرآن از حجیت افتاد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم که تمام شد رفت؛ پس خدای شما یک خدایی بی عقل است. این قدر ادعای عقل، عقل نکن!

مجری:

در بحث تفسیر خودش را مفسر می‌داند، پیامبر را نمی‌داد.

استاد ابوالقاسمی:

بله، خیلی جالب بود می‌ گوید پیامبر حق تفسیر ندارد اما خود آقای سلیمانی تفسیر می ‌کند! این استدلال شیعه برای امامت، استدلال عقلی است؛ لذا نمی‌ شود تو اعتقاد به نبوت داشته باشی ولی اعتقاد به امامت نداشته باشی (کوسه و ریش پهن است) آقا من قانون تصویب می ‌کنم اما کاغذ هایش را می ‌گذارم در خیابان بیرون مجلس باد بیاید ببرد. یک موسسه ای برای حفظ این قوانین نمی ‌گذارم. اگر این کار را نکردی به تو آدم بی عقل می‌ گویند.

امامت را شیعه جزء چیزهای عقلی می ‌داند و استدلال عقلی برایش دارد. آقا این را نمی‌ خواهد قبول کند آقای سلیمانی اردستانی اگر همچنین کسی هست چه کسی است؟ نمی‌ خواهی قبول کنی، نمی ‌خواهی عقلت را به کار بیندازی، اگر می ‌خواستی از عقلت استفاده کنی وضعیتت این نبود!

مجری:

خیلی ممنونم، کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره دو از اقای سلیمانی اردستانی:

اما نکته دیگری که شما فرمودید تقلید به باور من به معنای تبعیت کور کورانه و تبعیت صد در صد به باور من این است و این یک بدعت، انحراف و خلاف قرآن مجید است. در قرآن مجید تبعیت کورکورانه پذیرفته نیست، و از هیچ کس نباید تبعیت کرد، اگر از عالمان انسان تبعیت کورکورانه بکند، این در حد شرک شمرده شده است. (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يشْرِكُونَ) این شکلی که حداقل رواج دارد معتقدم که نیاز به اصلاح خیلی جدی دارد. رجوع جاهل به عالم غیر از تقلید و تبعیت کورکارانه است!

استاد ابو القاسمی:

آقای سلیمانی اردستانی! گفتی رجوع جاهل به عالم غیر از تقلید است، شما بگویید رجوع جاهل به عالم یعنی چه برای مان توضیح بدهید؟ نمی‌ شود که اسمش را نیار خودش را بیار، من قبلا هم گفتم یکی از فامیل‌ های ما بود این بنده خدا خیلی خرمالو دوست داشت اما از کلمه خرمالو بدش می‌ آمد تا خرمالو می‌ گفتی عصبانی می‌ شد.

این ‌جا ایشان از کلمه تقلید بدش می‌ آید، جایش چه می ‌خواهید بگذارید؟ رجوع عالم به جاهل، یا جاهل به عالم، ما می‌ گوییم باشد به جای تقلید رجوع جاهل به عالم می ‌گوییم. مراجعی هستند که یک عمری زحمت کشیدند، آیات و روایات و عقلی که شما درست استفاده نمی‌ کنید آن ‌ها درست استفاده کردند، قیاس و استحسانی که کنار گذاشتن عقل است و تحکیم هوا و توهمات است بر دستورات خدا، کنار گذاشتند و سی سال، چهل سال، پنجاه سال در فهم قرآن و روایات زحمت کشیدند الان رجوع به متخصص رجوع به مرجع هست یا نیست؟

مجری:

بارک الله این نکته مهم است، این رجوع به متخصص است.

استاد ابو القاسمی:

این که اسمش را نیار و خودش را بیار نمی‌ شود، نمی‌ شود اسم را عوض کنی و بگویی من تقلید را شرک می‌ دانم؛ اما رجوع جاهل به عالم غیر از تقلید است! پس این چه است؟ اسمش را می‌ خواهی عوض کنی باشد. عوض کن، اسمش را تقلید نمی‌گذاریم، اسم مراجعه به مرجع را رجوع جاهل به عالم می‌ گذاریم. مگر غیر از این است بنا است ما از هر کسی تقلید کنیم آن:

(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يشْرِكُونَ)

(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند يکتائی را که معبودی جز او نيست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتايش قرار می ‌دهند!

سوره توبه (9): آیه 31

(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ) را قبلا هم گفتیم ترجمه شما از (مِنْ دُونِ اللَّهِ) ترجمه وهابیت است. (مِنْ دُونِ اللَّهِ) یعنی خارج از نظام سلطه ای خدای متعال، آن احبار و رهبان خارج نظام سلطه خدا هم هر چه می‌ گفتند انجام می داد، می‌گفت این فامیل ما است به ایشان حد نزنید، این فامیل او نیست حدش بزنید. به من حاکم، به من عالم باید این قدر شما رشوه بدهی تا کارت راه بیندازم. ائمه (علیهم السلام) توضیح دادند خود ائمه گفتند بزرگان یهودی‌ ها چه کار می کردند. این می ‌شد (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ)

 اما زمان خود ائمه فلانی ثقه است که «آخذ عنه معالم دینی»، از او معالم دینم را بگیرم؟ مراجعه کنم به او بگیرم؟ بله، به فلانی مراجعه کن، «الثقة المؤمن علی الدین والدنیا»

«فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِما»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص67، بَابُ اخْتِلَافِ الْحَدِيث‏، ح10

به فلان عالم مراجعه کن من او را حاکم بر شما قرار دادم چه این حاکم قاضی باشد چه فقیه باشد، وقتی قاضی قضاوت می‌ کند می ‌پرسی مدرکت چه است و کدام آیه و روایت است؟ اصلا معنی دارد؟ مثل این می ‌ماند که به دکتر بگویی آقای دکتر مدرک شما کدام صفحه کتاب پزشکی است من خودم به آن مراجعه کنم اگر به دکتر این طور بگویی می‌گوید دفعه بعد حق نداری پایت را به مطب من بگذاری! می گوید سی، چهل سال زحمت کشیدم متخصص شدم، بی کار نیستم که هر کسی می‌ آید بگویم مدرک نسخه ات صفحه فلان و فلان است. اصلا معنی ندارد.

 آقای مهندس شما که می ‌گویی این آلیاژ را در خانه ام به کار ببرم مدرکت کدام کتاب مهندسی است؟ تو اگر می‌خواهی یاد بگیری برو کتابش را بخوان، اگر من متخصص هستم به من متخصص مراجعه می کنی. اتفاقا سوال پرسیدن این گونه به اصطلاح عربی می‌ گویند تَحنُتی، بهانه جویی از متخصص خلاف عقل است. این چیزی که شما می ‌خواهی به مردم یاد بدهی خلاف عقل است. تفصیلی اش را هم می‌ خواهند بدانند تمام مراجع ما بحث مفصل درس خارج شان در فتاوا هست، هر مرجع را بخواهی، هر فتوایی دارد مفصل هم آیاتش و هم روایاتش هم دلیل عقلش را در درس خارجش آورده است.

اما این که من به هرکسی مراجعه می‌ کنم آقای مرجع دلیل شما چیست؟ معنی ندارد. مثل این که در تمام نسخه ‌ها بنویسند این بر اساس صفحه فلان کتاب پزشکی است. این بر اساس جلد فلانش است. نمی ‌شود و معنی ندارد، خنده دار می ‌شود، عقلا هم این کار را نمی ‌کنند. لذا همین رفتار شما درست کردن یک روال غیر عقلائی در مراجعه جاهل به عالم است. این هم در مورد این بحث ایشان. اما این که تند تند برچسب شرک می‌ زند این را قرآن شرک دانست، نه این طور نیست. این که شما برچسب شرک می ‌زنی ناشی از نفهمیدن ملاک شرک است. اتفاقا این را من چند بار در شبکه توضیح دادم بگویم بد نیست، شرک یکی از روشن‌ ترین مفاهیم است اما یک عده روشن‌ ترین مفاهیم را می ‌خواهند گنگ بکنند.

به مثال بعدیش هم می‌ رسیم چند تا مطلب گفته آن‌ ها را هم خواهیم گفت. بعضی از مطالب این ‌قدر روشن است که پیر مرد و پیر زن هم می‌‌ فهمند. یعنی چه؟ الان یک پیر زنی، با نوه اش در خانه زندگی می‌ کند بعد بگوید مادر بزرگ من اجازه دارم در خانه زندگی کنم؟ می‌ گوید بله، اگر این بچه به بنگاهی بگوید من چون اجازه داشتم خانه مادر بزرگم زندگی کنم پس شریک هستم. مادر بزرگ می‌گوید من به شما اجازه تصرف دادم شراکت به تو ندادم، شریک را در فارسی می‌ فهمند در انگلیسی می‌ فهمند در عربی می‌ فهمند بنگلادشی می ‌فهمند، سواحلی‌ ها می‌ فهمند شراکت یک مسئله خیلی، خیلی خیلی روشن در همه دنیا است. شریک یعنی مالک بشود، غیر از خدا ما شیعیان کسی را مالک می دانیم؟ نه.

اگر اعتقاد داشته باشی او در عرض خدا مالک است، خدا نود و نه درصد این یک درصد شریک می ‌شود اما خدا صد در صد به این نود درصد اجازه تصرف داده است این شریک می‌شود؟ نه، این مأذون می‌ شود. مسئله خیلی روشن است؛ اما وهابی ‌ها عقل را بوسیدند و کنار گذاشتند رسما تعطیل کردند. شما هم به عنوان یک کسی که لباس علمای شیعه را دزدی حق را تعطیل کردی اصلا نمی‌ خواهی بفهمی نه عقل و نه عرف را می‌خواهی بفهمی برو هر بنگاهی خواستی بپرس شریک یعنی چه؟ شریک را برایت توضیح می ‌دهند، از هر بنگاهی بپرسی شریک را می‌ فهمد یعنی چه، به هر دفتر اسناد بیروی شریک را می‌ فهمد یعنی چه، از هر پیر مرد و پیر زنی که یک ذره اموال داشته باشند بپرسی به شما توضیح می ‌دهند.

می گوید خانه فلان جایت را فلانی نشسته اون شریک است می‌ گوید اون نشسته اذن تصرف دارد شریک نیست. نه او اذن تصرف دارد، پس من الان بدون اجازه اش می‌ توانم در آن خانه بروم، می‌ گوید خانه را دست او دادم، تو بدون اجازه او حق تصرف در آن خانه را نداری. حق نداری دَرْ را بشکنی داخل بیروی. آخر او مالک نیست، باشد مأذون که است. نه تو داری او را شریک خودت قرار می ‌دهی، دارم او را مأذون قرار می‌ دهم شریک نیست. نمی ‌تواند به بنگاه مراجعه کند خانه را بفروشد این شریک حساب نمی‌ شود اما مأذون است. من بدون اجازه او حق ورود به آن خانه را ندارم، این خیلی روشن است نمی فهمم چرا بعضی ‌ها عقل را تعطیل کردند و ادعای عقل ‌شان هم می ‌شود!

مجری:

با آن همه کبکبه و دبدبه همچنین چیزی ساده ای را نمی فهمند مثال های زیادی می شود زد مثل کسی که آتش روشن کند آتش به آن روشنی هست چیزی نمی بیند یا نمی خواهد این را درک کند.

 (میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، اللهم عجل لولیک الفرج؛ عزیزان بیننده همچنان با برنامه راه روشن در خدمت شما و در محضر استاد گرانقدر جناب اقای ابو القاسمی هستیم و ان شاء الله در دقایقی که در پیش رو داریم باز هم از محضر استاد استفاده می کنیم و بهره می بریم دو تماس تلفنی داریم تلفن‌ها را پاسخ بدهیم و بعد در خدمت شما باشیم. آقای فیض آبادی از کاشمر سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای فیض آبادی از کاشمر – شیعه)

عرض سلام خدمت شما جناب اقای مجری و جناب آقای دکتر ابو القاسمی بزرگوار، خوشحال شدیم که صدای اقای دکتر را دوباره شنیدیم ما یکی از دوستداران اقای دکتر ابو القاسمی هستیم. هم صدای ایشان را دوست دارم و هم مناظرات و صحبت‌های که در شبکه‌های اجتماعی دارند.

آقای دکتر در یک برنامه ای که راجع به آقای حسن اللهیاری داشتید قبلاً با یک سری دیوانه بازی هایش در شبکه های ماهواره ای برای خودش درست کرده بود اعتقادات اهل سنت را در مناظرات و سخنرانی هایی که داشت خیلی لعن و نفرین می کرد مثل آقای ابوبکر، عمر و خانم عایشه را.

بعد خودش گفته ما در ملاء عام جواز لعن و سب اعتقادات اهل سنت را نداریم در شبکه ها می دیدیم ایشان یک ویدئویی در نقد این برنامه شما گذاشته بود به آقای ابوالقاسمی برسانید من همان موقع اعتقادات اهل سنت را لعن، نفرین و سب می کردم الان هم می کنم؛ ولی تنها تفاوتش این است که آن موقع خیلی علنی لعن می کردم الان برای حفظ جان شیعیانی که در افغانستان به دست طالبان هستند دارم می گویم این جواز نباید علنی باشد یا بدون مدرک نباشد و ... پاسخ و جواب خودش می دهد.

ما به عنوان این که در یک کشور اسلامی داریم زندگی می کنیم اهل سنت و اهل تشیع هم دارد به فرموده مقام معظم رهبری وحدت اسلامی را حفظ کنید با این نقدی که آقای اللهیاری کرد در انتهای کلیپش گفت در ملاء عام و جاهای عمومی نباید به اعتقادات اهل سنت نفرین و لعن کنید که شیعیان در امان باشند آن هم در افغانستان؛ شیعیان ایران هیچ، شیعیان یمن هیچ، شیعیان پاکستان هیچ، شیعیان هند هیچ فقط شیعیان افغانستان! ما همچنین برداشتی را درست می دانیم یا غلط می دانیم؟ واقعاً راه روشن همین جا است بقیه همه اش انحراف و تاریکی است مخصوصاً شبکه های وهابی و شبکه آقای عقیل بی عقل!

مجری:

خیلی ممنون از تماس تان، تماس بعدی آقا حامد از بیرجند سلام علیکم ورحمة الله بفرمایید

بیننده: (آقای حامد از بیرجند – شیعه)

عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد بزرگوار دکتر ابو القاسمی و همچنین شما مجری عزیز. بنده دو تا سوال دارم در ادامه سوالی که هفته گذشته پرسیدم در مورد زیارت جامعه کبیره. سوال اول این که لطف کنید سند زیارت جامعه کبیره را از لحاظ قوت و ضعف توضیح بدهید. سوال دوم این که اشکال می کنند بر آن قسمتی که در زیارت جامعه کبیره است می فرماید «وَحِسَابَ الْخَلْق‏ عَلَیْکُمْ»، می گویند اهل بیتی که خودشان در دعاهای شان از خدا می خواهند «حاسبنی حساباً یسیرا» خودشان ظاهراً مورد حساب قرا می گیرند چطور ممکن است این ها حسابرس خلایق باشند؟ این دو تا سوال را اگر بی زحمت پاسخ بدهید تشکر می کنم خدا حافظ.

مجری:

خیلی متشکرم از تماس شما عزیز بیننده، در خدمت آقای دکتر هستیم و ان شاء الله به سوالات شما پاسخ خواهند داد.

استاد ابوالقاسمی:

راجع به سوال دومی که آقا حامد از بیرجند پرسیدند آنی که همه انسان ها را قبض روح می کند چه کسی است؟ عزرائیل ملک الموت است. خدا خودش را قبض روح می کند یا نه؟

مجری:

قطعا نه!

استاد ابو القاسمی:

 این که ائمه خودشان حسابرس مردم باشند چطور می شود خدا آن ها را حساب رسی کند؟ چه مشکلی دارد؟ اصلاً گیرش چه است؟ خدا آن ها را حسابرسی کند آن ها هم مردم را حسابرسی کنند. از جهت منطقی گیرش چه است تا ما بخواهیم جواب بدهیم آیا شبهه ای دارد؟ خدایا می خواهی مثلاً جانِ من عزرائیل را بگیری راحت جانم را بگیر من که جان مخلوقاتت را می گیرم همان طور که دستور می دهی جان مخلوقاتت را می گیرم. نه چون عزرائیل می گوید خدایا جان من را راحت بگیر پس نباید خودش جان مخلوقات را گرفته باشد! اصلاً چه ارتباطی دارد؟ این که خیلی روشن است و اصلاً شبهه به حساب نمی آید.

 اما راجع به زیارت جامعه هم علماء این زیارت را تصحیح کردند مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در بحار الأنوار دارد:

«أقول إنما بسطت الكلام في شرح تلك الزيارة قليلا و إن لم أستوف حقها حذرا من الإطالة لأنها أصح الزيارات سندا و أعمها موردا و أفصحها لفظا و أبلغها معنى و أعلاها شأنا.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص144

 

یک ذره شرح دادند «لأنها أصح الزيارات سندا» سندش صحیح تر است «و أعمها موردا و أفصحها لفظا و أبلغها معنى و أعلاها شأنا» در تشرف های متعدد نه فقط همان یکی، دو سندی که در کتاب های شیعه آمده است در تشرف های متعدد امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) زیارت جامعه کبیره را تأیید کردند. هم علما تأیید کردند هم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأیید کرده است.

 در مفاتیح الجنان و در نجم الثاقب مرحوم نوری طبرسی، جلد 2، صفحه 276 در حکایت هفتادم افراد زیادی را مطرح می کند خدمت امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) رسیدند متنش این طور است می گوید در نجف بودم جناب مستطاب پاکدامن صالح سید احمد ابن سید هاشم ابن سید حسن ابن حسن رشتی به آن جا آمد.

«و قد جائني إلی المنزل»

به منزل ما آمد وقتی که خواستیم بلند بشویم شیخ گفت سید احمد از صلحاء است و داستان عجیبی دارد. دیدم دارد از در بیرون می رود فرصت نمی شود داستان را بپرسم چند روز بعد گفت این سید همچنین داستانی داشت، گذشت تا به کاظمین رفتم سید را دیدم از سامراء بر می گشت می خواست به سمت بلاد عجم برود گفتم داستان را برایم تعریف کن.

گفت در سال 1280 می خواستم به حج بروم فلان جا رفتم در مسیر برف آمد گیر کردیم، آخرش امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می بینند که حضرت تأکیدی به او می کنند جامعه بخوان

 «إقراء الجامعة»

النجم الثاقب؛ نويسنده : ميرزا حسين النوري الطبرسي (وفات : 1320) تحقيق: تقديم وترجمة وتحقيق وتعليق: السيد ياسين الموسوي، ناشر: أنوار الهدى، قم: 1415، ج2، ص273 و 275

می گوید تا آن موقع زیارت جامعه را حفظ نبودم. اما حضرت تا گفتند بخوان بی اختیار شروع کردم کل زیارت جامعه را از حفظ خواندم. گفتند عاشوراء بخوان می گوید کل عاشوراء را با لعن، سلام و علقمه خواندم آن های که می گویند عاشوراء لعن ندارد می گوید با تفضل حضرت، عاشوراء را با صد لعن و سلامش و دعای علقمه همه را از حفظ خواندم. بعد حضرت من را به قافله رساندند فرمودند شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله. چرا عاشوراء نمی خوانید؟ عاشوراء، عاشوراء، عاشورا چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه؛

 یک شخص ثقه از یک شخص ثقه نقل می کند که امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) سه بار دستور دادند جامعه بخوانید سندش کجا است؟ مثلاً سند صحیح داشت قبول می کردی؟ نمی خواهی قبول بکنی، وقتی نمی خواهی قبول کنی چرا سند می پرسی؟ آدم های که بهانه می آورند و در این مسائل اشکال می کنند خیلی وقت ها می گویم با این ها بحث نکنید این ها دنبال جواب نیستند.

 (وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَينَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَينَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)

و (به ياد آوريد) زماني را که از شما پيمان گرفتيم؛ و کوه طور را بالاي سر شما برافراشتيم؛ (و گفتيم:) «اين دستوراتي را که به شما داده‌ايم محکم بگيريد، و درست بشنويد!» آنها گفتند: «شنيديم؛ ولي مخالفت کرديم.» و دلهاي آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آميخته شد. بگو: «ايمان شما، چه فرمان بدي به شما مي‌دهد، اگر ايمان داريد!»

سوره بقره (2): آیه 93

(وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ)؛ تفکر وهابیت در مغز خیلی از این ها رفته است همان حرف ها را شنید از جایی دیگر می خواهد مطرح کند چون در دلش این محبت رفته است از شما قبول نمی کند. شما دلیل داری این دلیل امام زمان فرمودند من هم قبول می کنم تو نمی خواهی قبول کنی، قبول نکن. البته افراد دیگری هم هستند مثلاً در الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة مرحوم حر عاملی (رضوان الله علیه)

«باب التاسع: فى جملة من الاحاديث المعتمدة»

زیارت جامعه را مطرح می کند

«ما رواه الشيخ الجليل رئيس المحدثين أبو جعفر بن بابويه فى كتاب من لا يحضره الفقيه، و فى عيون الاخبار،و الشيخ الجليل رئيس الطائفة أبو جعفر الطوسي فى كتاب التهذيب بأسانيدهما الصحيحة»

نام كتاب: الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة؛ نويسنده: شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1104 ق‏)، محقق / مصحح: رسولى، هاشم، جنتى، احمد، ناشر: نويد، تهران: 1362ش، ص234

با سند صحیح نقل کردند این هم مشخص است.

یا مرحوم شیخ انصار (اعلی الله مقامه الشریف) در کتاب طهارت به فرازهای زیارت جامعه فتوای فقهی داده است.

یا در مصباح الفقاهة آقای خویی (رضوان الله علیه) در جلد اول باز به فرازهای زیارت جامعه فتوای فقهی داده است. من نمی فهمم این آقایان از فقهای ما بیشتر می فهمند، علم شان از فقهای ما بیشتر است. کسی نخواهد قبول کند فایده ای ندارد!

مجری:

در جامعه کبیره آقای صانع آباد تازه به مذهب شیعه روی آورده بود به ایران آمد خودش این خاطره را تعریف می کرد می گفت جامعه کبیره می خواندم بعضی از فرازهاش را نمی خواندم همسرم می پرسید چرا نخواندی؟ گفتم این ها را قبول ندارم این ها شرک است. گفت رفتم کلی در مورد آن ها مطالعه و تحقیق کردم گفت برای تمام عبارت هایش از قرآن و حدیث توانستم دلیل بیاورم.

خیلی جالب است خودش در دسترس بینندگان هست پل ارتباطی دارد می توانند از خودش این قضیه را بپرسند.

استاد ابوالقاسمی:

بیننده دیگری در مورد آقای اللهیاری سوال پرسیدند گفتند آقای اللهیاری گفت همان موقع هم لعن می کردم مثلاً الان شیعه ها را می کشند مگر آن موقع در کشورهای دیگر شیعه کشی نبود؟ مگر همان موقع در مصر، حسن شحاته را به شهادت نرساندند؟ آقای اللهیاری هر وقت کم می آورد شروع به توجیه می کند.

روایت های که گفته لعن علنی نکن گفت اگر استدلال کردی لعن بکن، استدلال نکردی لعن علنی نکن همچنین روایتی داریم؟ نه، یک جا روایت معتبر بیاور همچنین چیزی گفته باشد. نمی دانم بازی ها با دین سر چه است؟ روایت خودت خواندی ثابت می کند مبنایت غلط بود، غلط بود. تعارف نداریم با دین بخواهیم بازی بکنیم.

یا داری با دین اهل بیت بازی می کنی که اعتقاد ما همین است تو دین را بازیچه کردی با آن درآمد داشته باشی. بله یک توانایی بر ضد وهابیت و سنی ها صحبت کنی، چون آن ها توانایی ندارند آن ها واقعاً مشکل دارند. اما شما اعتقادات، رفتارها و دیدگاه هایت نسبت به مکتب تشیع غلط است دیدگاهی درستی نداری. اگر بحث حفظ جان بود آن موقع هم جان در خطر می افتاد پس در خون همه کسانی که در آن زمان شهید شدند شریک هستی. اگر مسئله علنی نبودن است نباید علنی باشد فرقی نمی کند!

ما قبلاً هم گفتیم ایشان هر وقت گیر می کند زیرش می زند می گوید همچنین حرفی را قبول ندارم بعد دوباره یک هفته می گذرد فیلش یاد هندوستان می کند. ایشان توانایی علمی این بحث ها را ندارد.

مجری:

استاد یک سوال پیامکی هم رسید می گوید من معلم هستم به تازگی با برنامه شما آشنا شدم برنامه امشب را که می دیدم پسرم از من پرسید این عبارت ها چه است خرد ستیز و خرد گریز؟ گفت با توجه این که خودم معلم هستم توانستم به او یک توضیحی بدهم اگر زحمتی نیست بیشتر توضیح بدهید که این ها چه هستند؟

استاد ابوالقاسمی:

یک اصطلاحی بعضی از آقایانی که الفاظ های جدید به کار می برند خرد ستیز می گویند یعنی در جنگ با عقل است. خرد گریز یعنی عقل باید دنبالش بدود تا به نتیجه برسد. عقل نمی‌تواند پا به پای او برود مقابل عقل نیست اما عقل از آن عقب می ماند. یعنی از عقل دارد فرار می کند عقل دنبالش است ولی به او نمی رسد نمی‌تواند ثابتش کند به این خرد گریز می‌گویند. خرد ستیز یعنی رو در روی عقل ایستاده و با عقل دارد می جنگد این هم راجع به این اصطلاح.

مجری:

یعنی دو شقه دارد یکی فراری است یا شق سوم هم دارد.

استاد ابو القاسمی:

همین‌ ها است.

مجری:

دوستان اطاق فرمان اگر تماس دیگر نیست ما به ادامه بحث مان نقد سخنان اقای سلیمانی اردستانی بپردازیم.

استاد ابو القاسمی:

بله، در این کلیپ ایشان تأکید می کند می‌گوید اعتقاد من، اعتقاد شیعیان نیست، اعتقادات شیعیان را نمی پذیریم کلیپ را باهم ببینیم.

کلیپ شماره سه آقای سلیمانی اردستانی:

پایه شیعه را زیر سوال بردی، زیراب شیعه را زدی، این روایتی که شما ادعا کردید اجماعی است زیراب شیعه را می‌زند. این مهم ترین دلیل شیعه است. خبرش هم متواتر است «کتاب الله و عترتي» صرفا خواستم بگویم البته قبلش گفتم چه طور شیعه‌ای هستم، برای این که می‌خواهم بگویم اگر زیراب می‌زنم فکر نکنید شیعه نیستم، ولی شیعه شولکی هستم، آن شیعه ای هستم که کم انتظار دارم این که این همه تأکید کردم که من بار کم رویش بار می‌کنم برای این که می‌خواستم بگویم دلیل تان کجاست؟

یاد تان باشد آن روایتی که گفتیم: «انی تارک فیکم الثقلین» مرحوم مطهری گفت متواتر است؛ پس روایت متواتر هم ممکن است که من بگویم با عقلم جور در نمی‌آید، من نمی‌فهمم، من شیعه هستم با دلیل انباشتی، و بهترین تبیین، به من نگو چرا دلیلت بتن آرمه نیست؟ نیست، اما بار زیادی هم رویش بار نمی‌کنم!

مجری شبکه ولی عصر:

کلیپ را دیدیم، استاد در خدمت شما هستیم.

استاد ابو القاسمی:

نه، من طور دیگر می‌گویم شما شیعه هستی با دلار انباشتی، لباس روحانیت تنت می‌کنی با دلار انباشتی، از یوتیوب و بقیه جاها. اما با دلیل انباشتی هیچ کسی... من چرا مسلمان باشم چون پدرم می‌گفت. احتمال می‌دهم دین پدرم درست باشد؛ ولی چون پدرم می‌گفت خیلی بر اسلام هم چیزی بار نمی‌کنم. دقیقا همین مدل را فرض کنید مشرکین بگویند، شما به یک مشرک بگویی چرا مشرک هستی؟ بگوید چون پدرم مشرک بود ولی برای شرک چیزی بار نمی‌کنم من با عقل جلو می‌روم. حرف آن مشرک با حرف شما فرق دارد؟

مجری:

عین هم است، قرآن کریم هم می‌گوید آن‌ها هیچ وقت هدایت نمی‌شوند.

استاد ابو القاسمی:

(وَمَا يتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يفْعَلُونَ)

و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاي بي‌اساس)، پيروي نمي‌کنند؛ (در حالي که) گمان، هرگز انسان را از حق بي‌نياز نمي‌سازد (و به حق نمي‌رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مي‌دهند، آگاه است!

سوره یونس (10): آیه 36

اصول دین در آن ظن جا ندارد، شما در مورد اصول دین باید یقین و قطع داشته باشی، باید استدلال داشته باشی، دو، دو تا چهار تا باید باشد. منِ ابو القاسمی اگر در یکی از اصول دینم یک در میلیارد شک داشتم می‌گفتم من شیعه نیستم. اگر اثبات یکی از اصول دین من یک در میلیارد مورد خدشه بود می‌گفتم من شیعه نیستم. چرا؟ چون اصول پایه‌های دین من است. این چطور استدلال عقلی است که تو می‌گویی؟ می‌گویی من عقل گرا هستم ولی خیلی چون...، اصلا قبول نکن، اگر عقل باشد عقل می‌گوید تا زمانی که قطعی برایم ثابت نشود قبول نمی کنم پس چطوری شما قبول کردی؟ شما عقل گرا نیستی!

البته گفت متواتر هم می‌تواند خلاف عقل باشد، متواتر خلاف عقل باشد یعنی چه؟ یعنی پیغمبر گفته ولی خلاف عقل است. متواتر یعنی این، چیزی که پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) قطعا گفته است خلاف عقل باشد؛ باشد پس شما می‌گوی حرف‌های پیامبر خلاف عقل است این را که قبلا هم گفته بودید. یا تعریف تواتر را نمی‌دانی چیست، گفت طرف را دادگاه بردند قاضی گفت به ایشان هزار ضربه شلاق بزنید، گفت اقای قاضی یا تا حالا شلاق نخوردی، یا هزار را نمی‌دانی چه است؟ اقای سلیمانی اردستانی یا متواتر نمی‌دانی چه است یا متواتر از پیامبر باشد که با عقل نسازد نمی‌فهمی چه است یا عقل شما مشکل دارد.

این که شما می‌گویی متواتر است و خلاف عقل یعنی قطعا پیامبر گفته است اما با عقل سازگاری ندارد، تهش می‌شود همین حرف‌های که الان داری می‌زنی.

اما نکته دیگری که قبلا هم عرض کردم ما به ایشان تحدی می‌کنیم یک سند صحیح متواتر هم نمی‌خواهیم، یک سند صحیح برای یکی از قرائات تا پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بیاورند ما که قبلا گفتیم ما شیعیان مشکل نداریم تا زمان معصوم قرائت متواتر داریم در جواب شبهه اقای سید کمال حیدری قبلا مطرح کردیم جوابش را هم گفتیم جالب بود جواب را در سایت خودش گذاشته است دید جواب درست بود در سایتش گذاشته است.

ولی شمایی که عصمت ائمه را قبول نداری، برایت ثابت نشده است امام صادق را قبول نداری می‌گویی برایم ثابت نشده است هیچ گونه نمی‌توانی حجت قرآن را ثابت کنی. این نیست که فقط تو سوال بپرسی ما از شما سوال داریم، سوال ما را جواب بده. اگر تو این ادعا را می‌کنی الان قرآن را چطوری قبول داری؟ می گوید نه، قرآن را هم خیلی برایش بار نمی‌کنم، چرا؟ چون قبلا گفتم بعضی از جاهای قرآن داستان خلاف عقل و این‌ها است! این هم راجع به این کلپ.

یکی از کلیپ‌ های ایشان که زیاد پخش شد و با اقای قابل باهمدیگر صحبت کرده بودند این کلیپ را ببینیم جوابش را بدهیم و بعد ان شاء الله راجع به کلیپ های قبلیش هم اگر فرصت شد جواب خواهیم داد.

مجری:

کلیپ را باهم ببینیم و پاسخش را جناب اقای ابو القاسمی خواهند داد.

کلیپ شماره چهار آقای سلیمانی اردستانی و هادی قابل:

سلیمانی اردستانی:

آیا ما دست مان باز است هرچه خواستیم مناسک اضافه کنیم؟ بزرگترین ضرری که به دین می‌زند و زده در همه ادیان که من دیدم، در برهه‌های آن پیام اصلی دین به دست فراموشی سپرده می‌شود.

هادی قابل:

آن مقدمات مناسک سازی این حرم‌هایی است که ما می‌سازیم، این مساجد تزیین شده که ما می‌سازیم، این حسینیه‌های تزیین شده که ما می‌سازیم!

سلیمانی اردستانی:

دینی که همه اش بشود مضحک، همه اش بشود عزاداری ابا عبدالله الحسین با این که اصلش ارزشمند است ولی وقتی همه اش شد، دیگر معلوم است بقیه جای نماز را می‌گیرد، جای همه چیز دیگر را می‌گیرد.

هادی قابل:

امیر المؤمنین چهار سال و خرده ای حکومت کرد. ایشان حاکم مسلمین است شما بیاورید که در این چهار سال ایشان یکبار برای پیغمبر اقامه عزا کرده باشد. یا در سالگرد پیامبر ایشان یک صحبت و خطبه ای به مناسبت سالگرد پیامبر داشته باشد. یا برای حضرت زهرا ابدا، یا یکبار قبر پیامبر را تعمیر کرده باشد. آن وقت ما الان دنبال این هستیم که دهه محسنیه، دهه رقیه انواع و اقسام دهه‌ها را داریم درست می‌کنیم. این‌ها مناسک‌های است که داریم اضافه می‌کنیم این‌ها هیچ کدام از دین نیست، هیچ کدام از مذهب نیست، این‌ها به سخره گرفتن دین است، به سخره گرفتن مذهب است.

مجری شبکه ولی عصر:

جناب استاد کلیپ را دیدیم، این ها بحث‌های مسلمی است که تحقیقات شده و پاسخ‌هایش هم داده شده است.

استاد ابو القاسمی:

بله جوابش مفصل داده شده ولی چند جنبه اش را می گوییم اولا این‌ها می‌گویند بله ما نمی‌خواهیم اصل عزاداری را زیر سوال ببریم، خوب است اما یک جا بیاور برای پیامبر عزاداری کرده باشد. پس داری اصلش را زیر سوال می‌بری شتر سواری که دُلّا دُلّا نمی‌شود بگو من با عزاداری مخالف هستم نمی‌خواهم قبول کنم ولی این مدلی می‌گویم. ما که شما را می‌شناسیم تعارف که نداریم، نه با ما تعارف داری و نه با مردم رُک بگو من با اصلش مخالف هستم، نگو اصلش خوب است ولی... توباید اصلش را بزنی.

اما جواب‌های این مطالب، یک سوال می‌پرسم ما برای هر عملی که در دین و شریعت مان داریم باید از همه چهارده معصوم روایت داشته باشیم؟ ما می‌گوییم کلهم نور واحد، اقا برای یک عمل از امام کاظم (علیه السلام) داریم برای یکی از امام صادق (علیه السلام) داریم و برای یکی از امام باقر (علیه السلام) داریم. این مدل مناظره کردن و گفتگو کردن هرکسی این مدلی مطرح کرد بدانید دارید مغالطه می کند و دزد اعتقادات مردم است چرا؟ یک دزدی را پیش قاضی آوردند فیلم سرقتش است می‌گوید نه من فیلم سرقتم را قبول نمی‌کنم فقط اثر انگشت قبول می‌کنم. یک دزد دیگر را آوردند اثر انگشتش است می‌گوید من اثر انگشت قبول نمی‌کنم فقط فیلم سرقتم را قبول می‌کنم.

ما می‌گوییم امام صادق (علیه السلام) عزاداری کرده است، می‌گوید نه من فقط از حضرت علی می‌خواهم. می‌گوییم آقا امام رضا (علیه السلام) هر سال عزا می‌گرفته است. می‌گوید نه، من فقط و فقط از حضرت علی می‌خواهم. ما راجع به شهادت زهرا (سلام الله علیها) صحبت می‌کردیم، می‌گفت عمر وارد شد با پای راست وارد شد یا پای چپ، اگر با پای چپ آمده باشد می‌شود.

آقا این مدل اشکال کردن بهانه جویی است بگو نمی‌خواهم قبول کنم، اگر کلهم را نور واحد می‌دانی، چه امام صادق عزاداری کرده باشد، چه امام عسکری عزاداری کرده باشد چه امام زمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) مگر برای شما فرق می‌کند؟

مجری:

کلهم نور واحد، حجت شان یکی است.

استاد ابو القاسمی:

آن وقت اگر مثلا امام صادق برای امام حسین عزاداری کرده باشد، یعنی دیگر برای پیغمبر نباید عزاداری کرد؟ فرقی می‌کند؟ جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) بالاتر است یا جایگاه امام حسین! می‌گوید نه درست است امام رضا برای امام حسین هر سال عزا می‌گرفت اما امام رضا برای پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) نگرفته است. آن نقل شده این نقل نشده است. مگر همه چیز باید جز به جز برای ما در تاریخ نقل شده باشد، این که خیلی روشن است!

لذا عرض کردم این کسانی که می آیند این مدلی مغالطه می کنند و می‌گویند فقط از فلان کتاب و فقط از فلان امام، مثلا فقط از نهج البلاغه بیاور، این دارد مغالطه می کند چون اگر بخواهد با روال منطقی استدلال فقهی جلو برود آقا مگر مناسک سازی بحث فقه نیست! اگر با روال فقهی جلو برود کم می آورد جواب ندارد چون معصومین کلهم نور واحد فرقی برای ما نمی کند برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) سالگرد بگیریم یا برای امام حسین (علیه السلام)

بله جو یک طوری بوده است شاید برخی از ائمه برای سیدا الشهداء هم نمی‌توانستند سالگرد بگیرند. می‌گوید نه چون امام عسکری در زندان بوده یا در عسکر بوده و نمی‌توانسته سالگرد بگیرد من سالگرد گرفتن برای امام حسین را فقط از امام عسکری می‌خواهم اگر ندارید پس نمی‌شود گرفت. همچنین حرف را کسی می‌زند؟

آقا یک جا بیاور که امام عسکری سالگرد برای امام حسین گرفته باشد؟ ایشان در یک جایی بوده که نمی‌توانسته بگیرد، اما امام صادق گرفته است. پس این مدل استدلال کردن مدل استدلال دزدهای اعتقاد است که فقط از فلان جا بیاور همان طوری که دزد می‌گوید من فقط فیلم سرقتم را قبول می‌کنم اثر انگشت قبول نمی‌کنم این‌ها هم می‌گویند من فقط فلان کتاب و فلان امام را قبول می‌کنم دیگر چیزی را قبول نمی‌کنم.

یک سری مسائل در زمان معصومین (علیهم السلام) آن‌قدر رواج داشته که جزو بدیهیات به حساب می‌‌آمده و لذا به آن نپرداختند. می‌گوید آقا یک روایت بیاورید که امام صادق (علیه السلام) نفس می‌کشیده است. مگر نفس کشیدن روایت می‌خواهد؟ مسجدالحرام قبرستان بوده است در مسجد الحرام پر از قبر بوده روایت هم الی ما شاءالله در کتب شیعه و اهل سنت داریم، همه شان سندهای صحیح هم دارند هم شیعه و هم اهل سنت. اصلا وقتی مسجدالحرام پر از قبر بوده برای کسی سوال پیش می‌آمده که نماز خواندن به سمتی که قبر باشد اشکال دارد. اصلا می‌شد همچنین توهمی بشود؟ اصلا توهمش رخ نمی‌داده است.

لذا یک سری کارها جزو بدیهات بوده است. می‌گوید علما حجاج ابن یوسف را تکفیر کردند؛ چون گفت دور قبر پیامبر نچرخید، چون حجاج گفت دور قبر پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) طواف نکن، علما تکفیرش کردند. اگر الان یکی بگوید دور قبر پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) طواف کنیم می‌گوید نه این شرک است. با این که ما روایت از امام جواد (علیه السلام) داریم طاف بقبر، حجاج ابن یوسف تکفیر شد چون گفت دور قبر پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) طواف نکنید. نه این که هفت دور کامل، این که عوام دور ضریح می‌چرخند فکر نکنید کار عوامانه است این یک سنتی از زمان پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) نسبت به قبرش جاری بوده است. اگر کسی این کار را انجام نمی‌داد و جلوگیری می‌کرد می‌گفتند کافر است.

لذا ما دو تا گزارش داریم که بدیهی بودن این مسئله را برای مردم ثابت می‌کند وقتی یک مطلبی این قدر بدیهی بوده دیگر در گزارشات نمی‌اوردند که رفتیم به قبر طواف کردیم.

مجری:

معمولا چیزی که غیر عادی است را می‌اورند.

استاد ابو القاسمی:

بله غیر عادی را نقل و گزارش می‌کنند، گنبد سازی جزو بدیهیات بوده است که روی قبر گنبد درست می‌کردند، لذا روی قبر پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) زمانی بنی امیه پیغمبر که هیچ حتی روی قبر عثمان گنبد ساختند، این گزارش ابن کثیر در البدایه والنهایه است.

«وقد بنى عليه زمان بني أمية قبة عظيمة وهي باقية إلى اليوم»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج7، ص190

می‌شود بنی امیه برای عثمان گنبد درست کرده باشند، عثمانی که تکه پاره شد و جنازه اش را در قبرستان یهودی‌ها انداخته بودند و بعد یک عده جمع آوری کردند و یا رویش خاک ریختند بعد رویش گنبد درست کردند. بعد آن وقت روی قبر پیامبر گنبد نساخته باشند؟ چرا نقل نکردند؟ چون جزء ابتدائیات و بدیهیات بوده است.

برای این که روشن بشود کتابی است، این کتاب، کتاب مهمی است این گونه مسائل را کسانی که دسترسی‌های جزئی دارند و خاطرات و یاد گاری‌ها را ثبت و ضبط می‌کنند می‌توانیم در آن‌جا پیدا کنیم.

کتاب التاریخ السدانة الحسینه، تاریخ خدمت گزاری حرم سید الشهداء (علیه السلام)؛ خادمان حرم سید الشهداء چه کسانی بودند؟ از چه زمانی مطرح می‌کند؟ می‌گوید از زمان مختار، مختار زمان چه کسی بود؟ در زمان امام سجاد بود. بنو اسد در سال 61 تا سال 66 این‌ها آمدند رسم و یک جایگاه خاصی برای حضرت درست کردند. بعد روایت مطرح می‌کند که نگران نباشید چند وقت دیگر عده ای می‌آیند برای این جا رسمی درست می‌کنند.

بعد از آن می‌گوید این‌ها مراقب قبر بودند، احترام می‌کردند تا صفحه 42 کتاب ابراهیم ابن اشتر، ابراهیم ابن مالک اشتر اولین متولی قبر سید الشهداء (علیه السلام) شد، حرم متولی داشت. حرم بود متولی هم داشت. بعد از آن پسر او، جالب این جا است

«ولما نادی المختار»

 این‌ها رفتند و جنگیدند در صفحه 44 محمد اشتر پسر ابراهیم و نوه مالک اشتر در سال 71 این آقا متولی حرم شد، در سال 66 وقتی مختار ابن ابی عبید بر کوفه مستولی شد.

«أنشأ علی مرقد الشریف قبة من الجسد والآجر»

کامل‌ترین هنر ان زمان گنبد، آجر و گچ بود، آن زمان گچ یک چیزی تشریفاتی بود. می‌گوید روی قبر سید الشهداء آن سال گنبد از گچ و آجر درست کردند. متولی اش هم نوه مالک اشتر بود. زمان کدام امام؟ زمان امام باقر و امام صادق (علیه السلام). بعد تو می‌آیی به حرم ساختن اشکال می‌گیری، چیزهای که ابتدائیات بوده نیا در آن شبهه کن، بله پیدا کردن دلیل برایش سخت است اما محال نیست بگردیم پیدا می‌شود.

جالب این جا است برای حرم سید الشهداء شعر هم گفته بودند.

وجاء بعد ذلک مختار المختار * حین دعاه والجنود الثار

وعمر المسجد فوق الجدث * فهو اذا اول شيء محدث

اولین کسی که روی قبر سید الشهداء مسجد ساخت مختار بود. اولین شخص مختار بوده ک مسجدی با گنبد از گچ و آجر که بهترین ابزار‌ها و مصالح آن دوران بود درست کرد.

وبقي المسجد حول المرقد * اذ کان قد اسس للتعبد

ولم يزل يزار في جناح * حتى اتى الملك الى السفاح

بعد روایت‌ها را هم می‌آورد خیلی قشنگ است می‌گوید آقا مگر در زیارت صفوان جمال امام صادق (علیه السلام) نمی‌گوید وقتی رسیدی

«قف خارج القبة»

بیرون گنبد بی ایست، در زمان امام صادق گنبد داشته است.

«ورام بطرفک نحو القبر»

از بیرون اول به قبر نگاه کن!

«ثم ادخل الروضة»

اصلا تعبیر روضه کرده است.

«وقم بحذائها من حیث یلی الرأس، ثم اخرج من الباب الذی عند رجلی علی بن الحسین»

بعد از در دیگر بیرون بیا، بعد برو تا به حرم حضرت عباس برسی

«فقف علی باب السقیفة»

آن جا هم ساختمان دارد. در زمان امام صادق هم برای سید الشهداء گنبد ساختند و هم برای حضرت عباس.

روایت دیگر:

«امْشِ قَلِيلًا وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ بِالتَّكْبِيرِ وَ التَّهْلِيلِ وَ التَّمْجِيدِ وَ التَّحْمِيدِ وَ التَّعْظِيمِ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

از ابو حمزه ثمالی از امام صادق (علیه السلام).

«ثُمَّ تَخْرُجُ مِنَ السَّقِيفَةِ وَ تَقِفُ بِحِذَاءِ قُبُورِ الشُّهَدَاء»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 98، ص177 و 188

بعد از زیر سقف بیرون بیا به سمت قبول شهدا برو دعا بخوان!

عبارت دیگر صفوان از امام صادق:

«فَإِذَا أَتَيْتَ بَابَ الْحَائِرِ فَقِفْ وَ قُل‏.. ثُمَّ تَأْتِي بَابَ الْقُبَّة»

در آن زمان گنبد داشته است. گنبد سازی در ان زمان بوده است. بله ما یک چیزی می‌گوییم، خیلی از جاها باید مراعات کنیم زیاده‌تر از لزوم کاری انجام ندهیم، اما آن‌جا حرم ائمه نیست.

(فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ)

(اين چراغ پرفروغ) در خانه‌هايي قرار دارد که خداوند اذن فرموده ديوارهاي آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد)؛ خانه‌هايي که نام خدا در آنها برده مي‌شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مي‌گويند...

سوره نور (24):‌ آیه 36

پس در مورد عزاداری‌ها از معصومین مختلف برای معصومین مختلفی سالگرد داریم.

مجری:

اشعار دعبل هم فکر کنم به این چیزها اشاره دارد.

استاد ابو القاسمی:

بله. از معصومین مختلفی برای معصومین مختلفی سالگرد داریم، لازم نیست شما بگردید؛ چون امام عسکری برای امام حسین ندارد و روایت نقل نشده پس من سالگرد امام حسین را قبول نمی‌کنم! این مدل حرف زدن مغالطه است.

دوم گنبد سازی بدیهی ترین رفتار نسبت به قبور اولیاء الهی بوده است و گنبد سازی با احترام و با مصالح خوب؛ یعنی با بهترین مصالح دوران خودشان، با بهترین هنر دوران خودشان، نه این که فقط یک سقفی بزنند و یک چوبی رویش بیندازند نه، یک چیز با شکوه درست می‌کردند. و حرم متولی داشته، حساب و کتاب داشته است، از چه زمانی؟ از زمان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام)!

پس این حرف‌هایی که می‌زنید یک مقدار اول بفهمید چه کار می‌کنید. بله اگر واقعا با امام حسین (علیه السلام) لجاجت دارید و با عزاداریش لجاجت دارید با حرمش دشمنی دارید آن یک بحث دیگر است خودت می دانی و خدای خودت.

مجری:

استاد اقای حسن هم یک پیامی داده است عین همان دغدغه ای که برای محمد طفیلی پیش آمده و در برنامه تریبون آزاد مطرح کرد چرا در مورد این شخص اقدامی نمی کند؟

استاد ابو القاسمی:

پیگیری کنند چون برنامه هایش در تهران است دادگاه ویژه روحانیت تهران بیروند از ایشان شکایت کنند تا با ایشان برخورد بشود.

مجری:

خیلی متشکرم اقای فتحی هم تماس گرفته بودن، فرصت نشد با ایشان صحبت کنیم ان شاءالله در جلسات بعدی با ایشان هم صحبت خواهیم کرد. جناب اقای دکتر خیلی از حضور شما در این برنامه متشکریم به خاطر حوصله ای که بخرج دادید ان شاءالله که بتوانیم در جلسات آینده هم در خدمت شما باشیم.

عزیزان بیننده برای شما هم آرزوی توفیق روز افزون دارم و امیدوارم که این دقایق و ساعاتی که در خدمت شما بودیم جزء صالح اعمال ما و شما با عنایات اقا امام عصر ثبت بشود و آخر برنامه دعای ما در تعجیل آقا امام زمان است و سلامتی ایشان را از خداوند متعال خواستاریم شما را به خدای منان می سپاریم اللهم عجل لولیک الفرج!


نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی>

راه روشن سلیمانی اردستانی بنی عباس ثانی سفیانی مهدویت مغول عقل انکار امام زمان مرگ جاهلیت شبهه ظن قیاس جهل