-
دکتر ابوالقاسمی
1:28:16 دقیقه
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی 11 آذر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:24:17 دقیقه
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی ( پاسخ به شبهات هاشمی و سلیمانی اردستانی در موضوع فاطمیه) 20 آبان 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:26:23 دقیقه
شهادت حضرت جعفر طيار عليه السلام و نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی در مسئله قرآن بسنده بودن، خلافت و غدير 6 آبان 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:27:01 دقیقه
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی 29 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:26:09 دقیقه
از تحریف تا حقیقت: واکاوی تفکرات باطل سلیمانی اردستانی دربارۀ فتح ایران و لعن در قرآن و سنت 22 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:22:25 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی پیرامون حکم ساب النبی، اتهام شرک جلی به شیعه و گفتگوی سلیمانی اردستانی با کارشناس وهابی شبکه کلمه 15 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:29:37 دقیقه
نقدافکار باطل سلیمانی اردستانی در برداشت و تفسیر نادرست از آیات قرآن و اتهام به شیعه 8 مهر 1404 -
راه روشن
1:25:44 دقیقه
نقد سلیمانی اردستانی، اللهیاری و آقای تحریری 1 مهر 1404 -
راه روشن
1:22:39 دقیقه
نقد دیدگاههای باطل سلیمانی اردستانی در خصوص توسل و مقامات ائمه علیهم السلام 4 شهریور 1404 -
راه روشن
1:23:17 دقیقه
بررسی ادعای عدم تحریف تورات و انجیل و نقد سلیمانی اردستانی 14 مرداد 1404 -
راه روشن
1:25:27 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 04 31 تیر 1404 -
خیانت های یهود 3 تیر 1404
56:17 دقیقه -
راه روشن
1:09:22 دقیقه
از فدک تا افشای سر؛ نگاهی نو به اجتهاد، عقلگرایی و عصمت در تاریخ اسلام 20 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:40 دقیقه
نقد علمی دیدگاههای انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل 13 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:57 دقیقه
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03 30 اردیبهشت 1404 -
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02 23 اردیبهشت 1404
1:24:3 دقیقه -
راه روشن
1:25:49 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 2 اردیبهشت 1404 -
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
راه روشن - بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
راه روشن - تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 اردیبهشت 1402
1:24:48 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
راه روشن 19 مهر 1401
1:21:43 دقیقه -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (2) دکتر ابوالقاسمی
قسمت صد و چهل و یکم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه راه روشن 18 09 1404 (قسمت صد و چهل یک)
عنوان برنامه: مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (2)
کلیدواژه: راه روشن؛ تحلیل مناظره؛ سلیمانی اردستانی؛ حامد کاشانی؛ هجوم؛ در چوبی؛ آتش؛ قصد قتل اهل بیت؛ دروغ؛ تناقض؛ استبعاد؛ ادله عقلی؛ برهان!
استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ،اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، به شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) و برنامه راه روشن خیلی خوش آمدید. در خدمت کارشناس عزیزمان جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم می خواهیم از ایشان بهرمند بشویم جناب دکتر ابوالقاسمی سلام خیلی خوش آمدید.
استاد ابو القاسمی:
سلام علیکم ورحمة الله
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!
عرض سلام دارم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر و ان شاءالله هرجا که هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
خیلی متشکرم از این که تشریف آوردید و وقت گذاشتید ان شاء الله بتوانیم کمال بهره و استفاده را ببریم.
عزیزان بیننده برنامه راه روشن متکفل پاسخ به شبهاتی است که در فضای مجازی بخصوص منتشر می شود ممکن است در ذهن بیننده ها و کسانی که در این وادی هستند نقطه تاریکی در خصوص عقاید یا مسائل دینی شان پیش بیاید. این جا جناب آقای دکتر هستند تا این شبهات را برای ما رفع کنند و راه ما را روشن کنند.
جناب آٔقای کتر ابوالقاسمی در خدمت شما هستیم چند وقتی است در مورد شخصی که دارد عقاید بسیار غلطی را نسبت به شیعه می دهد و خودش را شیعه می داند و آن ها را دارد نشر می دهد صحبت می کنیم.
سلیمانی اردستانی اخیراً مناظره ای که داشت در این خصوص در جلسه قبل با شما گفتگو کردیم و بخشی را نقد کردید در ادامه این بحث ها در خدمت شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم، شاید یک سالی است که به شبهات آقای سلیمانی اردستانی جواب دادیم یواش یواش مطالبش رادیکال تر و تندتر می شد. طبیعی است هر چه تندتر بشود مردم برای دیدن نه برای پذیرش، بیشتر اقبال می کنند ببینند کسی است حرف های رادیکال تر می زنند. گفتند برادر حاتم طائی می خواست مثل برادرش مشهور بشود هر کار کرد دید نمی تواند آخر سر در چاه زمزم ادرار کرد مشهور شد.
ایشان هم روش شهرتش را مدلی انتخاب کرد که توهین به مقدسات شیعه و این گونه رفتارها باشد. مطالبی که ایشان مطرح کرد در هفته قبل در این برنامه برای بیست دقیقه اولش نزدیک به ده تناقض مطرح کردیم اما در ابتدای این برنامه دو مطلب را می گویم. قبلاً هم گفتم به هیچ وجه من الوجوه با اساس چنین مناظره ای در چنین استودیویی موافق نبودیم به چه دلیل؟ کسانی که قبلاً برنامه های آن استودیو را دیده بودند می دانستند که این استودیو به دنبال یک گرایش خاصی است و طبیعتاً ما به هیچ وجه آن جا نمی رویم.
نکته دوم این که، این مدل مناظره که شما نتوانی مدرک ارائه کنی فقط صحبت کنید مردم نبینند، روی ادعا و روی کلیات باشد به درد نمی خورد. در چنین مناظره ای مردم خیلی متوجه مطلب نمی شوند.
اما نکته سوم گفتیم این شبکه یا این مجموعه ای که این مناظره را می خواستند برقرار بکنند، قاعدتاً باید برای مناظره وقت تعیین کنند می دانید در مناظرات مان وقت ها را معمولاً پنج یا شش دقیقه برای صحبت کردن هر طرف تعیین می کنیم. وقتی دستگاه شمارش گر نباشد به طرف شبهه گر فرصت بیشتر هم بدهیم چه اتفاقی رخ می دهد؟ طبیعتاً طرف مقابل توانایی و وقت پاسخ به همه سوالات پیدا نمی کند باید سعی کند همه را مدام نیم بند، نیم بند جواب بدهد.
دوستان مان را گذاشتیم این مناظره و بحث های که این کردند را به صورت کامل چک کنند ببینند از جهت وقتی چقدر با هم فرق داشتند، چون برای مان روشن بود آقای سلیمانی بیشتر صحبت کرده است. به اندازه دو وقت شش دقیقه ای یعنی دوازده دقیقه آقای سیلمانی از آقای حامد کاشانی بیشتر صحبت کرده است.
مجری:
در مناظره خیلی مهم است.
استاد ابوالقاسمی:
فرض کنید در مناظره دو رفت و برگشت شده است یک نفر فقط نشست صحبت کرد و شبهه انداخت و به طرف مقابل فرصت ندهد. این خلافی است که آن مجموعه انجام دادند خود همین کار به طرفی که پاسخگو است وقت کمتر بدهند آن شبهه گر شروع بکند وقت بیشتر هم داشته باشد نظام را خیلی به هم می ریزد.
نکته بعد این که آقای سلیمانی اردستانی وسط بحث رفت به سمت این که امامت، به اختیار و انتخاب مردم چنین و چنان است و در همان جا آقای حامد کاشانی گفت بحث در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) است دارد بحث را به آن سمت می برد یک مرتبه می گوید اگر می شود شما این موضوع را جواب بدهید، اولین کلیپ را ببینیم تا مشخص شود این ها دنبال یک بحث منطقیِ مساوی بودند یا دنبال یک بحث سیاسی و سو استفاده از این مسئله که آٔقای حامد کاشانی الحمد لله در این قضیه بحث را به خوبی کنترل کردند مجری هم در این قضیه دنبال جهت دادن بحث است.
مجری:
کلیپ را میبینیم و با این شیوه مناظره بیشتر آشنا میشویم!
کلیپ شماره یک:
مجری برنامه مناظره:
من میگویم به همین شیوه پیش بیرویم روشن است
آقای حامد کاشانی:
به نظر من روشن ولی نا هماهنگ است!
مجری برنامه مناظره:
با مبانی ایشان نا هماهنگ هست یا نه شما با اصل موضوع موافق هستید یا نه؟
استاد ابوالقاسمی:
این که پیغمبر به حضرت علی گفت نباید حکومت دست بگیری شما موافق هستید یا نه؟ تو در این مناظره چه کاره هستی؟ می گوید کار ندارم با مبنای آقای سلیمانی اردستانی می سازد یا نه از شما سوال می پرسم آقای حامد کاشانی آیا این مبنای پیغمبر بود یا نه؟ مگر مناظره این است؟ مجری دوازده دقیقه وقت به آن طرف بیشتر داده موضوع را هم تلاش می کند بعضی جاها به سمت آن طرف منحرف کند.
شاید ایشان هم بچه شیعه باشد دلش برای خیلی از مسائل بسوزد اما آن جا گرایش سیاسیش را بر اعتقادات شیعی اش مقدم کرده است. پس این مسئله را هم باید مد نظر قرار بدهیم که این مناظره یک مناظره برابری که برگزار شد نبود. قبلاً می گفتیم آٔقای سلیمانی اردستانی در شبکه خودمان باید باشد. ما این جا تایمر می گذاریم به خوبی مشخص است و مجری ها هم دخالت نمی کنند. می گوید نه به یک جای بی طرف باید باشد، بی طرفی که ادعا می کند این است دوازده دقیقه وقت بیشتر دادند و مجری هم به نفع او می گوید. می گوید یک بحثی است این را گفتم سلیمانی هم به من کار ندارد من به مبنای او کار ندارم شما باید این را برای من روشن کنید. شما در این قضیه چه کاره هستید؟
این راجع به مسئله کلی مناظره خدمت شما عرض کردیم. اما سراغ کلیپ بعدی برویم هفته قبل جواب این کلیپ را گفتیم مجدداً آقای سلیمانی اردستانی در این مناظره مسئله (وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)، را تفسیر به رأی می کند هفته قبل توضیح دادیم قضیه این آیه چه بود؟ مشهور مفسرین را می گویم در بین عرب جاهلی رسم بود اگر برای حج، محرماً از خانه بیرون می رفتند تا زمانی که حج شان انجام بشود از در خانه وارد نمی شدند، چه کار می کردند؟ آیه قرآن می گوید از ظَهر بیت (در پشتی) نیا این طور نباشد خودت را مجبور کنی در پشتی درست کنی از آن جا به خانه بیایی. (وَلَيسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا) کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره دوم سلیمانی اردستانی:
چون من می خواهم ده ها نکته را کنار هم بگذارم از مجموعش استفاده کنم. اولاً ایشان گفتند از کجای آیه قرآن در می آید که در داشته است؟ وقتی می گوید از در وارد بشوید همین، این تعبیر را دارد یعنی مردم از کجا وارد می شدند؟ بخواهم باز هم قطعی بگویم دیوار آن چنانی مثل دیوارهای امروزی نبود که مردم بخواهند با نردبان بروند پای شان را آن طرف می گذاشتند.
آقای حامد کاشانی:
این الان ادعای صادقی است دیگر!
اقای سلیمانی اردستانی:
نه، ببخشید.
مجری شبکه ولی عصر:
اگر فقط بحث ورود به خانه و در بود منحصر به دیوار کوتاه کرده است.
استاد ابوالقاسمی:
آیه 189 سوره بقره روشن است اولاً در مورد احکام حج است.
(يسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِي مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)
در باره «هلال های ماه» از تو سؤال می کنند؛ بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعيين وقت) حج است». و (آن چنان که در جاهليت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام می پوشيدند، از در خانه وارد نمی شدند، و از نقب پشت خانه وارد می شدند، نکنيد!) کار نيک، آن نيست که از پشت خانه ها وارد شويد؛ بلکه نيکی اين است که پرهيزگار باشيد! و از در خانه ها وارد شويد و تقوا پيشه کنيد، تا رستگار گرديد!
سوره بقره (2): آیه 189
درست نیست از در پشت خانه بخواهید وارد شوید نگفت از روی دیوار بپرید اصلاً صحبت دیوار نیست (وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا) این کار شما تقوا نیست که از سوارخ پشتی بیایی (وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى) می خواهی تقوا داشته باشی کار خوب انجام بدهد (وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا) از در خانه بیرون بیا هیچ اتفاقی رخ نمی دهد.
پس آقای سلیمانی اردستانی:
«مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار»
التفسير الصافي؛ الفيض الكاشاني، محمد محسن (المتوفي 1091ق)، تحقيق: صححه وقدم له وعلق عليه العلامة الشيخ حسين الأعلمي، چاپ: الثانية، ناشر: مكتبة الصدر – طهران، چاپخانه: مؤسسة الهادي - قم المقدسة، سال چاپ: رمضان 1416 - 1374 ش، ج1، ص35
«عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار»
تفسير السمرقندي المسمى بحر العلوم؛ اسم المؤلف: نصر بن محمد بن أحمد أبو الليث السمرقندي الوفاة: 367، دار النشر: دار الفكر - بيروت، تحقيق: د.محمود مطرجي، ج1، ص36
کسی که قرآن را تفسیر به رأی کند شیعه و سنی می گویند باید برای خودش یک جایگاه در آتش فراهم کند تعارف بردار هم نیست. آیه ای که هیچ ربطی به بحث شما ندارد بلکه برعکس است اتفاقاً دارد می گوید خانه ها، در داشتند آیه را چپکی تأویل می کند می گوید دیوارها کوتاه بود از دیوار رد می شدند هیچ جایش همچنین استدلالی ندارد.
کار دیگری که انجام داد استدلال به فیلم محمد رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره سوم سلیمانی اردستانی:
خود شما الان نقل کردید مثل درهای امروز بخواهی بازش کنی باید متخصص بیاید باز کند اگر چوبی هست آتش زده بشود این طور نبود. دَرْ بوده، حتی فیلم محمد رسول الله را نگاه کنید آن جا بازسازی کردند دَرْها را ببینید چطوری بازسازی کردند؟ در قدیم چطوری بود؟ شبیه درِ باغ های که در روستا هست قفل و کلید دارد ولی نه این شکلی یک کلید چوبی است که با انگشت هم می شود حرکتش بدهی!
استاد ابوالقاسمی:
چیزی که ایشان مطرح می کند حتی در گزارش فیلم هم دروغ می گوید. نمی دانم در مورد این آدم چه بگویم. در فیلم محمد رسول الله صحنه های ورود پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه هست می گوید دَرْها را ببندید درِ چوبی کعبه، یک مقدار جلوتر دَرْها را نگاه کنید الان دَرْها را می بندد، دَری که الان بست این چه دری بود؟ آقای سلیمانی اردستانی و الله بالله آدم عادی نمی تواند با یک زور عادی این دَرْ را بشکند.
این در فیلم است یعنی یک آدمی آمد فیلمی که الان هست و همه می توانند ببینند به مردم دروغ تحویل می دهد. چقدر یک آدم باید دروغگو باشد؟ یک ضرب المثلی داریم می گویند (حیا را خورده خجالت را قِی کرده!) این چه وضعیتی است؟ درهای تاریخی مکه و مدینه در موزه ها هست، قفل ها در موزه ها است. حامد کاشانی می گوید در موزه ها قفل های قدیمی هست آقای سلیمانی اردستانی چه ادعایی می کنید؟ ادعای ایشان هم از جهت علمی اشکال دارد هم از جهت واقعیت خارجی یعنی استناد به فیلم اشکال دارد. آن فیلمی هم که به آن استناد کردی دروغ گفتی جدای از این، واقعیت خارجی چیز دیگری بوده است.
در کتاب تاریخ مدینه ابن نجار این آدم با پدرش نفر اول و بزرگ صنف نجارهای مدینه بود. قرن چهار و پنج مدینه صنف نجارها داشت این آدم می گوید ما صنف نجارها مدل درهای که بود برای تان توضیح می دهیم دَرِ فلانی و فلانی این شکلی بوده است.
یعنی یکی از معتبرترین صنفی که می توانند راجع به مدلِ درها صحبت کنند نجارها هستند. کتاب الدرة الثمینة فی تاریخ المدینه للحافظ بن نجار (ابن نجار) پدرش بزرگ نجارهای مدینه بود. حتی در این کتاب می گوید علی ابن ابی طالب (علیه السلام) درِ دو لنگه با میخ آهنی درست کرده بود. پس نمی فهمم این مدل بحث شما چه مدلی است؟
امشب یکی از دوستان تماس گرفته بود می گفت این مدلی که ایشان ادعا می کند پدیدار شناختی است. مدل پدیدار شناختی این نیست که شما دارید می گویید شما کدام مدلش را می خواهید؟ آدم نمی داند نسبت به دروغ ها این افراد چه باید بگوید؟ اما مطلب دیگر در مورد بعضی از تناقضات حرف های ایشان است کلیپ بعدی را ببینیم.
کلیپ شماره چهارم سلیمانی اردستانی:
من فقط گفتم در مثل دَرهای ... از چه می خواهم نتیجه بگیرم؟ می خواهم بگویم طرف نیاز نداشت دَرْ را آتش بزند وارد بشود این درها با یک چه از پاشنه در می آمد!
استاد ابوالقاسمی:
می گوید لازم نبوده درهای آن موقع با یک لگد از پاشنه در می آمد، آقای سلیمانی اردستانی، روایت ها را خواندی یا نخواندی؟ روایت نمی گوید فقط جلوی در هیزم گذاشتند می گوید:
«احرقوا دارها بمن فيها»
الملل والنحل؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الكريم بن أبي بكر أحمد الشهرستاني الوفاة: 548، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1404، تحقيق: محمد سيد كيلاني، ج1، ص57
یکی، دو روایت نیست در کتب شیعه و سنی جمع کردیم نزدیک به بیست روایت است
مجری:
فقط هدف در باز شدن نبوده است.
استاد ابوالقاسمی:
نمی خواست در را آتش بزند این قدر هیزم آوردند که کل اهل خانه و خانه را بسوزانند چرا به قول خودت داستان مشهور را عوض می کنی؟ که ما اعتقاد داریم این داستان این قدر مدرک دارد که قطعی است، مدل عادی خودش مماشاتا میخواهیم با او بحث کنیم طبق مدل شما داستان مشهور این است که فقط خواست دَرْ را آتش بزند یا آن قدر هیزم آوردند دور تا دور خانه چیدند؟ کدامش بود؟
مجری:
خودش دارد می گوید و هر کسی که در آن جا باید آتش زده شود.
استاد ابوالقاسمی:
گفتند:
«يا أبا حفص إن فيها فاطمة فقال وإن»
الإمامة والسياسة؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ.، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.، تحقيق: خليل المنصور، ج1، ص16
سوال می پرسم یک خانه حیاط و در دارد درش را آتش بزنم به اهل خانه آسیب می رسد؟ آن هم دری که این آقا مطرح می کند مدلی که این اقا میگوید یک در کوچک با دیواره کوتاهی است مثل خانه های عشایر که فقط برای مشخص شدن محدوده خانه باشد این دَرْ را هم آتش بزن چه می شود، آسیبی به کسی می رسد؟
مجری:
اگر این طوری بود دیگر لازم نبود به آن شخص تذکر دهند!
استاد ابو القاسمی:
نکته جالب تر تناقض، تناقض این آقا می کند سوال می پرسم آن های که این روایت ها را نقل کردند برای عصر اخیر و عصر پیشرفت بودند یا برای دوران های بودند که مردم همان طوری زندگی می کردند؟ فرض کنیم قرن شش و هفت کارخانه میخ سازی درست شده بود، ما به عصر صنعت رسیده بودیم و همه چیز صنعتی شده بود؟
یا مردم تا قرن ده و یازده تا اوایل صفویه چیزی از صنعت نمی دانستند، زندگی ها، زندگی های قدیم بود. سرعت از اوایل صفویه شروع شد بخار، باروت و ... آمد. سوال: این های که در همان مدل زندگی می کردند ولو تا قرن هشت و نُه آقای سلیمانی اردستانی این ها نباید عقل شان برسد معنی ندارد در را آتش بزنند بعد کل اهالی خانه بسوزند.
مگر شما نمی گویید می خواهید استبعاد بکنید با عقل من جور در نمی آید اتفاقاً نقل روایات آتش زدن وقتی در خانه های آن مدلی زندگی می کنند با عقل جور در نمی آید. یعنی چه؟ یعنی مثلاً در تاریخ، صد نفر و صد کتاب بگویند مردم دیروز دیدیم همسایه مان پرواز می کرد مردم چه می گویند؟ می گویند آدم پرواز نمی کند یک چیزی بگو در عقل مان بگنجد.
یا صد کتاب بگویند عمر می خواست با آتش زدن درِ خانه اهل بیت را بسوزاند، می گویند چرا دروغ می گویی؟ درهای مان مثل در طویله و در خانه های عشایری است دیوارهای مان هم این طوری است آیا اگر در را آتش بگیرد خانه می سوزد؟ این همه آدم دروغگوی جاعل این قدر بی عقل هستند که یک حرفی بزنند کل مردم بگویند این طور نمی شود.
دقیقاً استدلال تاریخی و منطقی اگر یک نفر بخواهد بکند بر عکس شما باید بگوید؛ باید بگوید نمی شود خانه هایشان این طوری بوده باشد، چرا؟ چون این همه گزارش تاریخی نقل شد یک نفر نیامد مثل شما همچنین حرفی بزند. شما فقط یک نفر در تاریخ بیاور گفته باشد درهای خانه، درهای کوچک بود دیوارها هم دیوارهای کوتاه بود لذا اصلاً معنی نداشت با آتش زدن در همه را بکشند.
پس «أحرقوا دارها بمن فيها.» معنی ندارد «قالوا إنّ فيها فاطمة قال: و إن» معنی ندارد هیزم این همه آوردن معنی ندارد. یک نفر پیدا می کنید همچنی استبعادی کرده باشد از آدم های که در این ده قرن زندگی کردند که زندگی هایشان هم همان طوری بوده است؟
شنیدم این آقا گفت مثلاً چهار ساعت مطالعه می کنم دو برابرش فکر می کنم. نه شما اگر فکر می کردی به این جا نمی رسیدی مشکل شما این که فکر نمی کنی من یک مسئله ساده مطرح کردم مگر شما پدیدار شناختی نمی گویی، برای شما چهل گزارش در کتاب های مختلف راجع به آتش زدن می آورم که می خواستند اهل خانه را بکشند. چهل تا بیشتر با تکرارش هست نویسنده ها تا قرن هشت و نُه همه در خانه های آن مدلی زندگی می کردند چون هنوز زندگی صنعتی نشده بود. یک ذره فرق کرده باشد در زندگی های آن موقع ای که هنوز تغییر نکرده بود یک نفرشان اشکالی که بگوید اصلاً خانه های ما این شکلی نیست شما مطرح می کنید آقایان راویان یک نفر نبود از این چه برداشتی می کنید؟ این که برای همه مدل زندگی، همان مدلی است که شیعه ترسیم می کند، نه آنی که شما ترسیم می کنید پس این استبعاد ایشان یک استبعاد واقعاً بی اساس و بدون منطق است.
اما مطلب دیگر در کلیپ بعدی می گوید حضرت علی هیچ جا ادعای نصب نداشت یک جا از نهج البلاغه بیاورید که حضرت علی گفته باشد پیغمبر من را نصب کرده است!
کلیپ شماره پنجم سلیمانی اردستانی:
در سراسر نهج البلاغه و جاهای دیگر یک بار امام علی بیاورید گفته باشد که من نصب شدم، من شایستگی داشتم بعد هم آن جا می گوید من را رها کنید سراغ غیر من بیروید، یک روایت در منابع اهل سنت آمده است می دانم ایشان می خواست اول آن را بگویم ولی من هم بر عکس آخر گفتم عالمان شیعه نقل کردند و تأیید کردند از جمله به ایشان آدرس می دهم
آیت الله سبحانی در کتاب مسائل جدید کلامی یکی دو فصل دارد. یک فصلی دارد تحت عنوان «رأی ملت سرچشمه قدرت» عنوان فصلش است، این کتاب، کتاب قطوری است ایشان در آن جا این روایت را آورده که پیامبر به امام علی فرمود که حکومت مال تو است اگر مردم با رضا آمدند به تو دادند بگیر اگر نیامدند، اختلاف شد رها کن!
مجری شبکه ولی عصر:
از نهج البلاغه شما در همین برنامه چندین سند آوردید.
استاد ابوالقاسمی:
در همین برنامه شاید نزدیک به نیم ساعت فقط مدرک خواندم، عزیزان می توانند مراجعه کنند. ولی فی الجمله چند مطلب بگویم آقای سلیمانی اردستانی اگر بیعت نیست نقض بیعت به چه معنا است؟ این همه در روایت های حضرت علی می گوید آن ها بیعت شکستند. اگر به امامت نصب نشد پس بیعت در غدیر برای چه است؟ مگر برای تبعیت فکری باید با کسی بیعت کرد؟ بیعت با خلیفه می کردند، همین الان هم سنی ها می گویند باید با خلیفه بیعت کرد. اما برویم سراغ این که می گوید در هیچ روایتی نیامده است.
مجری:
ادعا می کند حضرت خودش را شایسته این امر بداند در جایی نیامده است.
استاد ابوالقاسمی:
حضرت علی، خودش را شایسته خلافت بداند از نهج البلاغه یک سری عبارت های قبلاً آورده بودم
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَعْدِيكَ عَلَى قُرَيْشٍ وَ مَنْ أَعَانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَدْ قَطَعُوا رَحِمِي وَ أَكْفَئُوا إِنَائِي وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِي حَقّاً كُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ غَيْرِي وَ قَالُوا أَلَا إِنَّ فِي الْحَقِّ أَنْ تَأْخُذَهُ وَ فِي الْحَقِّ أَنْ تُمْنَعَهُ فَاصْبِرْ مَغْمُوماً أَوْ مُتْ مُتَأَسِّفاً فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي رَافِدٌ وَ لَا ذَابٌّ وَ لَا مُسَاعِدٌ إِلَّا أَهْلَ بَيْتِي فَضَنَنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَنِيَّةِ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 338، خطبه 217
«وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِي حَقّاً» حق من بود نه این که من شایسته تر بودم شایسته تر را بعد از آن می گوید، می گوید حق بود «كُنْتُ أَوْلَى بِهِ» شما حقش را نمی گویی «کُنْتُ أَوْلَى بِهِ» را می گوید، نمی گوید «مَنْصَباً کُنْتُ أوْلَی بِهِ» می گوید حقم «كُنْتُ أَوْلَى بِهِ» است. باز از تحریف های که شما انجام می دهی در ادامه همین روایت که آقای حامد کاشانی خواندند «فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي رَافِدٌ وَ لَا ذَابٌّ وَ لَا مُسَاعِدٌ إِلَّا أَهْلَ بَيْتِي» هیچ کس به کمک من نمی آید فقط اهل بیتم «فَضَنَنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَنِيَّةِ» خواستم حفظ کنم آن ها کشته نشوند یعنی چه؟ نهج البلاغه است یعنی اگر من این کار را نمی کردم چه کسانی کشته می شدند؟ اهل بیتم کشته می شدند، حضرت زهرا شهید شد چه کسی باقی می ماند؟ حسن و حسین (علیهم السلام).
حضرت علی خودشان دارند می گویند اگر من ادامه می دادم حسن و حسینم کشته می شدند این روایت را می خواهی چه کار کنی؟ چرا این را مطرح نمی کنی؟
یا جایی دیگر:
«وَ قَدْ قَالَ قَائِلٌ إِنَّكَ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ لَحَرِيصٌ»
علی می گویند تو حریص هستی اگر دست مردم است منِ علی چرا باید دنبالش بروم؟ اتفاقاً مخالفین حرف شما آقای سلیمانی اردستانی را می زند گفتند علی مال مردم است تو دنبالش چرا می روی؟ مردم ابوبکر را انتخاب کردند حق نداری دخالت کنی!
«فَقُلْتُ بَلْ أَنْتُمْ وَ اللَّهِ لَأَحْرَصُ وَ أَبْعَدُ وَ أَنَا أَخَصُّ وَ أَقْرَبُ وَ إِنَّمَا طَلَبْتُ حَقّاً لِي وَ أَنْتُمْ تَحُولُونَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ»
حق منِ علی است کجای نهج البلاغه آمد؟ در خود نهج البلاغه است.
همچنین در جای دیگر نهج البلاغه آمده است:
«وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِي أَمْراً هُوَ لِي»
مِلک منِ علی ابن ابی طالب است، امامت الهی یا خلافت را دارد می گوید؟ امامت الهی را مگر می شود گرفت؟ مثلاً بگوییم نبوتِ من پیغمبر را از من گرفتند می شود نبوتِ پیغمبر را از او گرفت؟ معنی ندارد آنی که گرفت چه است؟
«ثُمَّ قَالُوا أَلَا إِنَّ فِي الْحَقِّ أَنْ تَأْخُذَهُ وَ فِي الْحَقِّ أَنْ تَتْرُكَه»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 246، الاستنصار على قريش، خطبه 212
حق را می شود گرفت یا رهایش کرد؟ علی حقش را رها کرد، نخیر منِ علی رها کنم شما حق ندارید آن جا بروید دو مطلب است یک: مِلک من است دو: من رها کنم شما چه کسی هستی بگیری مگر لیاقتش را داری؟ یعنی یک نفر در آن عصر نبود که شایستگی خلافت نداشته باشد؟ نخیر این مقام یک مقامی است که فقط برای خود حضرت علی (علیه السلام) بود یا کسی که او اذن بدهد. دیگر از کجای نهج البلاغه برایتان بیاورم!
مجری:
سه مطلب از نهج البلاغه آوردید حرفش نقض شده است.
استاد ابوالقاسمی:
در جای دیگر نهج البلاغه:
«فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي»
قسم به خدا دائم من را از حقم دور می کردند نمی گذاشتند به حقم برسم.
«مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ»
آنی که مال من بود به دیگران دادند
«مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص53، و من كلام له (علیه السلام) لما أشير عليه بألا يتبع طلحة و الزبير و لا يرصد لهما القتال و فيه يبين عن صفته بأنه عليه السلام لا يخدع
پس تا امروز پس در خود این قضیه می گوید در کجای نهج البلاغه آمده؟ در کجایش نیامد؟ بقیه جاها نرفتیم حرف بقیه ائمه را نیاوردیم می گوید برای من است جای دیگر نهج البلاغه:
«زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ»
مختصِ به حق ولایت هستند. حق ولایت فقط برای آن ها است، این یک حقِ است امامت الهی نمی گوید حق ولایت مختص به آن ها است.
«وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِه»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص47
حق به اهلش بر گشت «وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِه» مِلک و حق من است نه این که من شایسته تر هستم حق مردم است مردم به هر کس خواستند بدهند. پس این جا هم آٔقای سلیمانی اردستانی یا نهج البلاغه را ندید می گوید کجای نهج البلاغه است؟ یا دیده وقتی می گوید نیست یعنی دید و باز هم دروغ گفت هفته قبل هم گفتم یعنی این آدم یک دانه روده راست در شکمش پیدا نمی کنید!
جدای از این که می گوید بیعتم را شکستند. بیعت چه را شکستند؟ برای چه با تو بیعت کردند؟ اگر اولویت است بیعت شکنی معنا ندارد و مطالب فراوان دیگر؛ پس این ادعای ایشان هم یک ادعای دروغ بود که مفصل راجع به نقض آن در کتب شیعه و اهل سنت مطلب هست.
مجری:
نکته خیلی جالبی بود این که ادعا کرده بود در نهج البلاغه، امیر المؤمنین هیچ جایی خودش را شایسته، لایق و محق این امر نمی دانست در حالی که در چند نمونه کوتاه و کوچکی که جناب آقای دکتر ابوالقاسمی نمایش دادند واضح بود که امیر المؤمنین امر ولایت و امامت را حق خودش می دانست.
این یک نمونه ای از دروغ ها بود در بخش دیگر در مورد فیلم الرساله محمد رسول الله باز جناب استاد آن را هم خیلی جالب بررسی کردند. حتی در یک فیلم ساختگی معاصر ما هم می بینیم ایشان تلاش می کند واقعیت ها را مخفی کند.
به هرحال در بحث گفتگو و ادعاها باید خیلی حواس مان باشد ممکن است دشمن ما و کسی که شبهه می اندازد از همین مغالطه ها زیاد کند. نکته ای که آقای دکتر اول برنامه گفتند در جایی که نمی شود این ها را نشان داد شرایط مناظره نیست، شاید در مقابل او هم، همان جا کسی باشد بتواند همین ها را نشان بدهد ولی وقتی امکانش نباشد شرایط مناظره در همچنین استودیوی واقعاً فراهم نیست و این یک دلیل دیگری است که جناب آقای دکتر هم گفتند به همین دلیل ها با ایشان در همچنین فضایی مناظره نمی کنیم!
(میان برنامه)
مجری:
سلام خدا بر قلب صبور حضرت آقا امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ همچنان در خصوص تناقضاتی که این فرد منحرف سلیمانی اردستانی دارد در خدمت شما هستیم و در دقایقی که پیش رو داریم بیشتر در این خصوص یاد بگیریم. جناب آقای دکتر در بخش قبل استفاده کردیم و بهره بردیم همچنان در خدمت شما هستیم.
استاد ابوالقاسمی:
در کلیپ بعدی می گوید امام حسن هم می گوید مردم خلافت را به من دادند، نمی گوید من منصوب از طرف خدا هستم خلافت، مِلک من است. کلیپ بعدی را ببینیم
مجری:
کلیپ بعدی را ببینیم بیشتر با فکر و عقائد منحرف اقای اردستانی آشنا بشویم!
کلیپ شماره ششم آقای سلیمانی امیری:
امام حسن وقتی برای معاویه استدلال می کند می گوید چه کسی حکومت را به من داد؟ هیچ وقت گفت پدرم داد؟ می گوید مردم حکومت را به من دادند!
استاد ابوالقاسمی:
مردم دادند؟ شما نه تاریخ بلد هستی نه قبول داری نه جایی ارائه می کنی فقط یک ادعایی می کنی. می گویی امام حسن گفت حکومت را مردم به من دادند برای همین خلیفه شدم؟ عقد الفرید، جلد 4، صفحه 437 عالم سرشناس سنی است.
«حدثني غیر واحد ممن أدركت من المشايخ أن علي بن أبي طالب أصار الأمر إلى الحسن»
العقد الفريد؛ اسم المؤلف: احمد بن محمدبن عبد ربه الأندلسي الوفاة: 328هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت /لبنان - 1420هـ - 1999م، الطبعة: الثالثة، ج 4، ص 437
«حدثني غیر واحد ممن أدركت من المشايخ»، نه یکی، دو نفر چندین نفر از کسانی که من درک شان کردم «أن علي بن أبي طالب أصار الأمر إلى الحسن»، خودِ علی ابن ابی طالب خلافت را به حسن منتقل کرد نه مردم! وقتی امام هست مردم در انتخاب چه کار هستند؟ امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در یک روایت صریحی در کتاب سلیم می فرماید بله اگر خدا، حاکم را تعیین نکرده باشد اولین کار این است که مردم باید یک حاکم تعیین بکنند. یعنی ما بگوییم دست خدا بسته است؟
این که می گویم حرف های آقای سلیمانی اردستانی عین حرف یهود است یهودی ها می گفتند (يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ) یعنی دست خدا بسته است!
(وَقَالَتِ الْيهُودُ يدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ينْفِقُ كَيفَ يشَاءُ وَلَيزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَينَا بَينَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يحِبُّ الْمُفْسِدِينَ)
و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهي) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، ميبخشد! ولي اين آيات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و کفر بسياري از آنها ميافزايد. و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمني افکنديم. هر زمان آتش جنگي افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براي فساد در زمين، تلاش ميکنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.
سوره مائده (5): آیه 64
حتی می گفتند ما از خدا قوی تر هستیم خدا در قضایای زندگی ما حق امر و نهی ندارد. حرف های ایشان هم همین طور است ما انسان هستیم خدا حق ندارد برای ما خلیفه تعیین کند.
به فرض خدا خلیفه تعیین کرد تو می خواهی چه کار کنی؟ شما تورات را قبول داری به آن می رسیم مفصل باید صحبت کنیم یک جا هم حضرت علی نگفته بود دیدیم گفته و مفصل هم گفته، خیلی زیاد است یک برنامه باید راجع به آن صحبت کردم. این جا هم می گوید امام علی خلافت را به امام حسن منتقل نکرد امام حسن می گوید مردم خلافت را به من منتقل کردند پس این ها چه است؟
گزارشی که می گوید علی ابن ابی طالب خلافت را به امام حسن منتقل کرد. گزارش بعدی در کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:
«ثم عهد بها إلى الحسن (علیه السلام) عند موته»
شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، محقق/ مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم: 1404ق، ج1، ص169
هنگام وفاتش به امام حسن منتقل کرد سوال این است ابن ابی الحدید مگر امامت الهی قبول دارد؟ چه را دارد می گوید به امام حسن منتقل کرد؟ چیزی جز خلافت است؟ معنی ندارد به غیر از خلافت باشد.
نمونه بعدی در بسیاری از کتب شیعه و سنی آمده است، از جمله در کتاب الفصول المهمة ابن صباغ مالکی، امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در اواخر عمرشان فرمودند:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ هَذَا ابْنُ نَبِيِّكُمْ وَ وَصِيُّ إِمَامِكُمْ فَبَايِعُوه»
الفصول المهمة في معرفة الأئمة؛ نويسنده : علي بن محمد أحمد المالكي ( ابن الصباغ ) (وفات : 855)، تحقيق: سامي الغريري، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر، قم: 1422، ص717
باید با او بیعت بکنید «بایِعُوه» امر است نه این که خوب است یا او از همه بهتر است. یک جا بیاورید گفته باشد مردم، حق شما است اما شما می توانید بیعت تان با امام حسن یا معاویه باشد ولی به نظر من امام حسن بهتر است. یک جا در طول تاریخ برای یکی از ائمه ما یک نفر همچنین حرفی زده است؟
آن که علمای شیعه در قرن اخیر زحمت کشیدند مثل مرحوم امام، مقام معظم رهبری و مرحوم آٔقای مصباح (رضوان الله تعالی علیهم) و دیگران این که ثابت کردند در روایات مان برای وقتی که امام در جامعه حاضر نباشد به صورتی که ما به او دسترسی داشته باشیم مردم می توانند این کار را انجام بدهند. یعنی روایات و سنت را کلاً کنار هم بگذارید این که مردم می توانند.
شما یک جا بیاور به صراحت گفته باشد نه مردم این حق شما است، من این جا هیچ کاره هستم. شما باید انتخاب کنید من را انتخاب نکردید کنار می روم. راجع به وصیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید مفصل صحبت کنیم که ایشان می گوید پیغمبر در مورد حضرت علی وصیت کرد چند کلیپ هم دارد پخش خواهیم کرد.
مگر این همه در روایات شیعه و حتی کتب اهل سنت نیست که حضرت علی (علیه السلام) فرموده بود اگر من چهل تا یاور داشتم قیام می کردم. یعنی چه؟ یعنی اکثریت با من بود؟ یا قیام می کردم؟ کدامش است؟
مجری:
قیام می کردم با همان چهل نفری که اگر بودند.
استاد ابوالقاسمی:
با چهل نفر قیام می کردم امام حسین با هفتاد و دو نفر قیام کرد همه هم مخالفت هستند وظیفه امام یک چیز است تنها باشد نباید بیاید یک تعدادی یاور آمد باید قیام کند ولی شهید می شود یاور زیاد باشد پیروز هم می شود. یک جمله ای از آیت الله العظمی سبحانی خواندند ایشان گفت آقای سبحانی گفتند رأی مردم موجب تقویت حکومت است بله موجب تقویت حکومت است. مگر ما می گوییم موجب تقویت نمی شود؟ چه موقع گفتیم موجب تقویت نیست که شما این حرف را می زنی؟
مجری:
همان گونه که در قضیه غدیر برای تقویت آن قضیه و جا افتادن در ذهن شان گفت بیایید بیعت کنید.
استاد ابوالقاسمی:
همه چیز را با هم خلط کرده است. این هم راجع به امام حسن (علیه السلام) اما کلیپی آماده کردیم.
مجری:
تا کلیپ را پیدا کنید یکی از بینندگان پیامکی فرستادند مطرح کنیم چیز جالبی است ایشان می گوید این که کعبه، در داشته در داخل کعبه کسی زندگی نمی کرد در به آن محکمی گذاشتند حتی کلید دار داشت و عده ای آن را به عنوان کلید دار آن جا می شناختند. آن را چگونه می خواهد جمع کند با این حرفی که الان ایشان می زند اصلاً خانه ها در و دیوار نداشت.
استاد ابوالقاسمی:
باید ایشان (سلیمانی اردستانی) جواب بدهد در کلیپ بعدی یکی از اشکالات اصلی آقای حامد کاشانی به آقای سلیمانی اردستانی این که شما نهایتاً استبعاد می کنید چیزی که شما اسمش را عقل گذاشتید چیزی جز استبعاد نیست. این اشکال آقای حامد کاشانی به ایشان است. جواب آقای سلیمانی اردستانی چه است؟ می گوید من کِی کلمه استبعاد به کار بردم؟
آقای حامد کاشانی می گوید چیزی که اسمش را عقل گذاشتی همان استبعاد است، مگر می شود پیغمبر به حضرت علی گفته باشد دفاع نکن، مگر می شود پیغمبر به حضرت علی بگوید خلافت را بگیر، مگر می شود حضرت علی در خانه باشد همسرش را بزنند، مگر می شود، مگر می شود اسمش چه است، شما عقل می گویی!
چیزی که شما اسمش را عقل گذاشتی ما به این استبعاد می گوییم. جواب آٔقای سلیمانی، جواب خیلی منطقی و قویی است من هیچ وقت کلمه استبعاد به کار نبردم. آقای حامد کاشانی می گوید من نگفتم تو به کار بردی دارم توضیح می دهم. می گوید من هم استبعاد را قبول ندارم اما این های که من می گویم استبعاد نیست همه دیدند استبعاد است. کلیپ بعد را ببینیم.
کلیپ شماره هفتم آقای حامد کاشانی:
ایشان که اسمش را عقل گذاشتند که عقلی نیست، وقتی عقل می گوییم همه ما در مدرسه هندسه خواندیم یونانی، ایتالیایی، ایرانی، فرانسوی و چینی گزاره های هندسی را به عنوان یکی از نمونه های مباحث عقلی می دانند فرض، حکم، صورت استدلال داریم آن عقل می شود برهان عقل می شود. اما ایشان آن چه نپسندد را می گوید با عقل جور در نمی آید در واقع استبعاد می کند.
آقای سلیمانی اردستانی:
من هیچ وقت کلمه استبعاد به کار نبردم، کلماتم را با دقت انتخاب می کنم از این مجموعه شواهد و قرائن به اطمینان رسیدم.
آقای حامد کاشانی:
آن روش عقلانی ایشان را من اسمش را استبعاد گذاشتم نگفتم شما استبعاد گفتی روش ایشان یک استبعاد است. عقلانیت شما من گفتم استبعاد است شما صرف استبعاد می کنی نگفتم شما گفتی!
مجری شبکه ولی عصر:
در واقع کشف از واقعیت آن اندیشه اش را آقای کاشانی می گوید.
استاد ابوالقاسمی:
یعنی آقای سلیمانی اردستانی به جای این که فرق روش خودش با استبعاد را بگوید مغالطه می کند من کِی کلمه استبعاد به کار بردم؟ مگر آقای حامد کاشانی گفت شما کلمه استبعاد به کار بردی؟ از اولش توضیح می دهد می گوید این کار شما استبعاد است نه استدلال نه پدیدار شناختی؛ ایشان می گوید من کلمه استبعاد به کار نبردم!
می دانیم به کار نبردی انتهای سطح استدلال ایشان همین است کلیپ بعدی را ببینیم.
کلیپ شماره هشتم آقای سلیمانی اردستانی:
کلمه ای که جناب آقای کاشانی به کار می برد و من از آن گریز دارم هیچ استبعادی را من قبول ندارم. خیلی چیزها بعید است ولی در تاریخ رخ داده است من از این کلمه مدام دارم فرار می کنم!
استاد ابوالقاسمی:
ایشان می گوید خودم استبعاد را قبول ندارم آقای سلیمانی اردستانی این باز جواب نشد فرق مدل استدلال شما با استبعاد چه است؟ مثلا من نگاه می کنم مقدمه با نتیجه تناسب ندارند پس به نظر من نمی شود!
مجری:
آن هم واقعه تاریخی که مسلم است
استاد ابوالقاسمی:
به نظر من نمی شود خیلی هایش را هم بر عکس دارد مطرح می کند. در کلیپ بعدی آقای حامد کاشانی می گوید آقای سلیمانی اردستانی شما با استبعادهایت نمی توانی یک چیزی را قطعی رد کنی یا نکنی نهایتاً حرف های شما ادله ظنی می شود. ما یک ادله منطقی قطعی داریم باید به صورت قطعی و منطقی صحبت کنیم. کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره نهم آقای سلیمانی اردستانی:
ایشان استدلال، برهان و هندسه را هم مثال زدند در مسائل این گونه مگر می شود برهان ریاضی آورد؟ به ریاضی یا برهان فلسفی بسیار متفاوت است من با چه شواهد و قرائنی، اصل رسالت حضرت محمد را ثابت می کنم؟ برهان فلسفی دارم اصلاً ایشان برهان فلسفی آورد؟ صغری، کبریٰ نتیجه مو لای درزش نرود.
باید مجموع شواهد و قرائن را ببینم همین جا می خواهم اثبات بکنم که قرآن یک کتاب زمینی معمولی نیست کتاب خدا است. چگونه می توانم اثبات بکنم؟ با استدلال ریاضی؟ یا حتی استدلال فلسفی؟ سنخ مسئله فرق دارد سنخ بحث، بحث فلسفی نیست ما این جاها مجبور هستیم مجموعه شواهد و قرائن را در نظر بگیریم!
مجری:
چه جالب با کلمات بازی می کند.
استاد ابوالقاسمی:
این در جواب چه بود؟ عرض کردیم آقای حامد کاشانی به ایشان گفت باید استدلالت منطقی باشد می گوید نه نمی توانیم اصلاً در دین استدلال منطقی داشته باشیم در کلیپ بعدی آقای حامد کاشانی می گوید این مدل بحث شما یک مدل منطقی نیست.
کلیپ شماره دهم آقای حامد کاشانی:
یک شاهد برایش بیاورم قبل از این که شاهد بیاورم این استبعاد ایشان را بشکافم. شیوه ایشان که اسمش را عقل گذاشتند که عقلی نیست وقتی عقل می گوییم همه ما در مدرسه هندسه خواندیم یونانی، ایتالیایی، ایرانی، فرانسوی و چینی گزاره های هندسی را به عنوان یکی از نمونه های مباحث عقلی می داند.
فرض داریم، حکم داریم، صورت استدلال داریم آن عقل می شود برهان، عقل می شود اما ایشان آن چه نپسندد را می گوید با عقل جور در نمی آید یعنی در واقع استبعاد می کند. یک رفیقی داشتیم از سیرابی خیلی بدش می آمد می گفت با عقلم جور در نمی آید مردم پول بدهند سیرابی بخورند این یعنی ذوقیات، ذوقیات یک نفر ربطی به عقلانیت و عقل برهانی بین مردم ندارد.
با روش ایشان تمام مجرمان عالم تبرئه می شوند چون هم ایشان هم من هیچ وقت به جرائم سنگین فکر نمی کنیم، می گوییم مگر می شود یک پدر و مادری فرزند خودشان را خرد کنند در یخچال بگذارند؟ جنایتی راجع به هنرمندی چند سال پیش رخ داده بود پدر و مادرش انجام دادند با عقل عرفی و استبعاد اولی می گوییم مگر می شود همچنین جنایتی رخ بدهد؟
مگر می شود یک بچه ای مادرش را بکشد یا یک پدر و مادری بچه شان را خرد کنند داخل یخچال بگذارند؟ یعنی با صرف استبعاد شما راجع به یک رخداد تاریخی و نفی آن نمی توانی حرف بزنی؛ نهایت بگویی من نمی پسندم مثل آن رفیق ما که بگوید من سیرابی را دوست ندارم.
مجری شبکه ولی عصر:
تحلیل زیبایی گفتند.
استاد ابوالقاسمی:
آقای حامد کاشانی می گوید برهان داریم یکی از مثال های برهان، بحث های ریاضی و هندسه است. ما عقلی را مسائل برهانی می دانیم. در جواب آقای اردستانی می گوید نه سِنخ مسائل دینی با ریاضیات فرق می کند. سطح استدلال را دقت بکنید بعد این آدم می گفت مراجع شیعه کجا هستند با من بحث کنند، اگر مرد هستید بیایید با من بحث بکنید! تو جرأت نکردی با ما بحث بکنی همه فهمیدند.
یک سوال دیگر برای شما پیغمبر هم با دلیل قطعی ثابت نشده است؟ اصول دین پنج تا است بارها گفتیم یعنی چه؟ یعنی پنج تا را با عقل می شود ثابت کرد سوال میپرسم خود خدا با دلیل عقلی فلسفی قطعی برای شما ثابت شده است یا نه؟ یا شما می گویی خدا هم با عقل ثابت نمی شود آقای سلیمانی اردستانی خدا را با دلیل انباشتی یا عقل ثابت کردی؟
خدا اگر برایت ثابت شده باشد عدل خدا، با عقل ثابت شد یا دلیل انباشتی برایت ثابت شده است؟ مدل سنی ها که می گویند ما ندیدیم خدا کار خلاف عدل بکند ندیدیم ممکن، است کار خلاف عدل بکند. عادت الله یا دلیل انباشتی است یا نه دلیل قطعی است که خدا ظلم ندارد؛ چون ظلم از ذات خدا سر نمی زند مَناشی ظلم در خدا موجود نیست.
سوال بعدی این خدا که خدای عادلی است و این همه تجهیزات پیشرفته به ما داد روحی و جسمی داد که این قدر قدرت دارد این خدا برای این روح و جسم کتابچه راهنما نمی فرستد؟ استدلال بر نبوت عقلی است عقلِ قطعی صد در صدی مو لا درزش نرو؛ وقتی خودت بلد نیستی وقتی در خدا و پیغمبر گیر کردی فکر می کنی همه همین طور هستند.
اتفاقاً از بچگی به بچه شیعه ها یاد می دهیم اصول دین پنج تا است اصول یعنی آن پایه ها نه این که با دلیل انباشتی درستش کنیم پایه باید محکم و عقلی باشد. آن وقت این خدا، نبیی که می فرستد باید به آن علامتی بدهد که تشخیص بدهیم یا نباید بدهد؟ میگوید نه هر کسی آمد احتمال دادیم پیغمبر است به سمتش می رویم منِ سلیمانی اردستانی می روم چون با مدل انباشتی می روم.
شما این طور هستی ما این طور نیستیم ما می گوییم باید خدا به این پیغمبر دلیل عقلی بدهد ما برهانی جلو می رویم. مشکل اساسی این است که این آقا پیغمبر را در حد پستچی میداند (قبلاً هم گفتیم) نهایتاً پستچی این آدم یا شخص دیگری باشد. این ها هم می خواهند حرف های کلی خدا را بیاورند خدا هم حرف هایش را در عقل من گذاشته است با عقلم همه را درک می کنم.
لذا اصلاً نیازی نیست و نفهمم این پستچی هست یا نه؟ پستچی می خواهد یک پیغامی برایم بیاورد که خودم درک می کنم نفهمم پستچی راست یا الکی است دقیقاً حرف های ایشان همین است. اینی که حقیر دارم می گویم دقیقاً مبنای ایشان است. بعد می گوید من قرآن بسنده نیستم روایت هم قبول ندارم. تو قرآن را قبول نداری و روایت را هم قبول نداری، فقط و فقط توهمات شخصی خودت را قبول داری حتی قرآن هم قبول نداری قبلاً هم نمونه هایش را دیدیم.
یعنی قرآن بسنده بر تو خیلی شرف دارد. مدلی که شما جلو رفتی خیلی پرت تر از مدل قرآن بسنده ها است؛ پس خیلی حرف آقای حامد کاشانی روشن و حرف ایشان خیلی واضح البطلان است.
مطلب بعدی: یک صحبتی آقای حامد کاشانی از او مطرح می کند که آقای سلیمانی اردستانی شما گفته اید که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وصیت به حضرت علی کرده است. پس اگر حضرت علی به این وصیت عمل نکند فاسق می شود. کلیپ بعدی را ببینیم
کلیپ شماره یازدهم آقای حامد کاشانی:
ایشان این طوری می فرماید، می فرماید وقتی مردم با ابوبکر بیعت کردند (این جا را کار دارم) پیغمبر وصیت کرده بود که علی همراهی کند. من از ایشان می خواهم که این را هم به روش هدایتی صحبت کنند که پیغمبر وصیت کرده بود علی همراهی کند استدلال ایشان در ضمنش این است علی وصیت پیغمبر را اگر بیعت نکرده باشد عمل نکرده و این خلافت دستور پیغمبر است. ایشان به هر روشی که می خواهند ثابت کنند پیغمبر همچنین وصیتی داشتند؟
آقای سلیمانی اردستانی:
آن وقت جزو بحث امروز هم است؟
آقای حامد کاشانی:
بله مگر این جزو استبعادهای شما نیست؟ یک بار تقریر کنم
آقای سلیمانی اردستانی:
اجازه بدهید می خواهم بگویم ربطی به این که امام علی را گفتیم...
آقای حامد کاشانی:
حضرتعالی وقتی می خواستید بفرمایید روایت آتش و فلان را قبول ندارید فرمودید چون مردم با ابوبکر بیعت کرده بودند و پیغمبر وصیت کرده بود علی، همراهی کن اگر علی همراهی نکرده باشد بخواهند او را بکشند و ببرند این خلاف عدالت است و علی ابن ابی طالب خلاف وصیت پیغمبر عمل کرده است از شما می خواهم این جمله وصیت پیغمبر را اثبات کنید!
اقای سلیمانی اردستانی:
باشد.
استاد ابوالقاسمی:
اول آقای حامد کاشانی گفت شما گفتید پیغمبر وصیت کرده تقریر من این است. تقریش را می خواهد بیان کند در حرف می پرد. آقای حامد کاشانی تقریرش را می گوید بعدش هم می گوید درست است اگر بخواهد این را اگر جواب بدهد گیر می کند آقای سلیمانی اردستانی جواب هم ندهد آبرویش می رود چه کار کرد؟ گفت نه من اصلاً همچنین حرفی نزدم. کِی گفتم اگر همچنین کاری نکند خلاف عدالت است؟
مجری:
جالب است همان موقع هم گفت این جزو بحث اصلاً نیست.
کلیپ شماره دوازدهم آقای سلیمانی اردستانی:
عرض کنم خدمت تان، کجا من این جمله آخری که شما می گویید که دیگر ضبط شد کجا این را گفتم، چون علی نرفت بیعت کند و فرمان پیامبر را زیر پا گذاشت عدالت علی زیر سوال رفته. اگر کسی همچنین جمله ای از من پیدا کرد من کِی این را گفتم؟
استاد ابوالقاسمی:
گفت در مسجد یکی از علمای شیعه داشت با یکی از علمای اهل سنت بحث می کرد گفت در صحیح بخاری آمده است پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510
مثلاً هجده صفحه بعدتر آمده:
«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَت»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1549، ح9998
گفت می روم نگاه می کنم رفت پس فردایش آمد جوابش چه است؟ این رافضیِ فلان فلان شده دروغ گفت. گفتند مگر در بخاری نبود؟ چرا بود فاصله شان هجده صفحه نبود بیست و چهار صفحه بود. شما گفتی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همچنین وصیتی کرد و اگر وصیت کرد. (یک جور دیگر بگوییم)
پیغمبر اگر وصیت کرده باشد حضرت علی مخالفت کند چه می شود؟ شما می گویید پیغمبر قطعاً وصیت کرد از همه شواهد این طور به دست می آید که حضرت علی باید اطاعت کند اگر اطاعت نکند چه می شود؟ جوابش فاسق می شود. می گوید کلمه فاسق را من به کار نبردم من فقط گفتم این دستور شریعت است، نگفتم اگر انجام ندهد فاسق است این تِه جواب آقای سلیمانی اردستانی است این جمله را من نگفتم.
مضمون را که گفتی نه من دقیقاً من این جمله را از شما می خواهم در کلیپ بعدی ببینیم ایشان در شبکه کلمه چه گفت؟
کلیپ شماره سیزدهم آقای سلیمانی اردستانی:
اما به هرحال این را هم می دانیم که به هر دلیلی که بود روزهای بعد مردم بیعت کردند و بنابراین طبق آن چه که خود شیعه هم نقل می کند طبق وصیت پیامبر وقتی مردم بیعت کردند علی (علیه السلام) هم باید با حکومت همراهی می کرد، طبق مبانی که خود شیعه می گوید و آن چه که از پیامبر نقل می کنند.
استاد ابوالقاسمی:
باید این طور می کرد، این باید یعنی چه؟ اگر نکرد چه میشود؟ اگر نکند فاسق است! یک کسی باید به دستور دینی عمل کند اگر عمل نکند چه میشود فاسق میشود.
جالب است در یکی از کلیپهایش در شبکه کلمه میگوید من متنش را بخوانم "طبق وصیت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وقتی مردم بیعت کردند علی (علیه السلام) هم باید با حکومت همراهی میکرده است، طبق مبانی که خود شیعه میگوید و از آن جهت از پیامبر نقل میکند؛ بنابر این از نظر من این حادثه دوم هم به هیچ وجه یعنی عقلایی نیست یعنی به لحاظ درون دینی درست نیست."
دینی نمیشود، اگر حضرت علی این کار را کرده باشد از جهت دینی خلاف شرع کرده است. اگر کسی از جهت دینی خلاف شرع کند چه میشود؟ میگوید من سلیمانی کلمه فاسق را نگفتم یک جا پیدا کنید من گفته باشم! مفهومش را گفتی، کلیپش را هم پخش کردیم.
در مورد دَرْ که صحبت میکنیم میگوید کجا من گفتم خانهها دَرْ نداشت و درهایش چوبی نبوده است، کلیپی از ایشان پخش کردیم که گفت اصلا در نبوده است. بعد گفت درها چوبی نبوده است بعد گفت درها چوبی بوده ولی مثل الان نبوده است. درها چوبی بوده در فیلم محمد رسول الله بوده! ای کاش روی حرف خودت میایستادی. این قدر به اندازه نوک بند انگشت مردانگی داشتی و روی حرف خودت میایستادی و حرفت را عوض نمیکردی! این هم راجع به دروغ بعدی ایشان؛ یعنی ایشان یک بند دروغ می گوید.
شبهه بعدی میگوید چرا حضرت علی با خلفا ارتباط مثبت داشته است مگر میشود به ایشان حمله کرده باشند و ارتباط مثبت داشته باشد. کلیپ بعدی را ببینیم.
کلیپ شماره چهاردهم اقای سلیمانی امیری:
بعد چه شد که بعد از این که این دست را بردند و با زور در دست ابوبکر گذاشتند، گفت خیلی خوب حل شد، از این به بعد من دیگر کمک تان میکنم، مشورت میدهم چه میکنم و چه میکنم. هرچه مشکل داشتید پیش من بیایید بگویید، این شد!
استاد ابو القاسمی:
یک جور هم میگوید انگار تا حضرت زهرا ضربت خورد فردایش حضرت علی رفت شروع کرد با آنها همکاری کردن، یک نفر همچنین مدلی گفته است؟ بعد اقای حامد کاشانی به ایشان پاسخ میدهد کلیپ را ببینیم.
کلیپ شماره پانزدهم آقای حامد کاشانی:
فقط بفرمایید این که امیر المؤمنین را با تناب ببرند ثمره اش این است، در همان نهج البلاغه ای که ایشان میفرماید در نامه 28 میفرماید:
«لَقَدْ أَرَدْتَ أَنْ تَذُمَّ فَمَدَحْتَ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص388
من تا حالا سعی کردم نقل نخوانم میخواستم ببینم، در روش ایشان نقلها بی ضابطه است. اما الان چون دارم به عنوان احتمال مطرح میکنم. به معاویه میفرماید تو گفتی من را روی زمین کشیدند خواستی من را مذمت کنی مدح کردی، چرا؟ (عذر میخواهم مثال میزنم از باب صرفا مثال) یک جریان مسلح وارد میشوند یک بانکی را میدزدند، چند تا از کارمندان هم همراهی میکنند، یک نفر در آن وسط میبیند زورش به این جریان نمیرسد و بعدا هم متهم میشود با جریان سارقین همراه بوده است (به عنوان مثال و صرفا مثال میگویم این را عزیزان تطبیق به تاریخ نکنند.) یک نفر آن وسط میبیند اگر من تحرکی بکنم و سارقین من را دستگیر کنند روشن است که من آن کارمند بانکی که با اینها همراهی کردم و در را باز کردم نبوده من با اینها همراه نیستم. این یک ویژگی است بعدا برای مصالح امت اسلام ممکن است با اینها تا حدی همراهی بخواهم بکنم.
مثلا مگر میشود علی را گرفته باشند و برده باشند بعد آن طرف گفته دست را به دستم بزن برای این که بیعت زوری بگیرم، بیعت زوری به چه درد میخورد. ما انگار در دنیای دیگری زندگی میکنیم. اقای سلیمانی میگوید این با عدالت علی سازگار نیست که آنجا بشینند.
مجری برنامه مناظره:
این که با عدالت امام علی سازگار نیست من میگویم...
آقای حامد کاشانی:
اول صورت بندی این ادعا را شما ببینید!
مجری برنامه مناظره:
به نظرم حالت متوازن این است شما بگویید چگونه از نظر شما سازگار است.
آقای حامد کاشانی:
من به نظر خودم بعد از این که رسیدیم به این که ایشان در این زمینه نقدهایش کار ساز نیست نظر خودم را میگویم.
مجری برنامه مناظره:
طرف مقابلش الان چون نیست
آقای حامد کاشانی:
ایشان ادعا میکند قول مشهور شیعه است، کجا گفته است این قول مشهور شیعه است؟
مجری برنامه مناظره:
حالا شما قول خودتان را بیان بفرمایید
آقای حامد کاشانی:
ایشان یک ادعای الان فرمودند و فرمودند بیعت زوری، شنیدید و من هم نوشتم که حضرت را زوری با تناب بردند و حضرت بیعت کرد و گفت دیگر هرچه مشکل داشتید به من بگویید، کجا حضرت این طوری گفته است. حضرت در جنگها و دوران فتوحات شرکت نکرد با این که مهمترین فرمانده نظامی جهان اسلام بود. چرا حضرت در این جنگها شرکت نکرد؟ این که مشورت داد به معنای همراهی تمام و همه جانبه نیست خیلی روشن است.
ایشان ادعا فرمودند این که یک نفر را با تناب بگیری و ببری بیعت از او بگیری این به چه دردی میخورد و چه ارزشی دارد که دستی به یک دستی بخورد. روزگار خودمان را عرض میکنم، ایشان فیلم محمد رسول الله را مثال میزند من از وقایع معاصر میگویم داعش چگونه بیعت میگرفت؟ کسی جرأت میکرد مخالفت کند؟ یا صدام چگونه همراهی از مردمش میخواست؟ فیلمهایش است که یک ذره کارگزارش با او فاصله داشته چطوری اعدام کرده است. پس این که یک جریانی بخواهد استبدادی عمل کند و بخواهد قوه قاهره خودش را بر مردم مسلط کند از مردم زهر چشم بگیرد برایش ارزش دارد که پهلوان جهان اسلام را روی زمین بکشد تا بقیه حساب کار دست شان بیاید این یک محتمل است دیگر توجه فرمودید.
بعد محضر شما عرض میکنم میگویند چطور ممکن است آنها دنبال بیعت صوری باشند؟ آنها میخواستند نفس بقیه را در سینه شان حبس کنند کما این که یزید این کار را کرد. باز ماجرای یزید روشن است، از سال 54 و 55 که از طرف معاویه شروع شد برای یزید بیعت جمع کنند امام حسین بیعت نکرد، یزید برای چه بگوید مگر امام حسین شخصیت کوچکی است؟ یا بیعت کن یا گردنت را میزنیم، که امام حسین مجبور به خروج از مدینه بشود. ایشان میفرماید بیعت زوری استبعاد دارد، اسمش را شواهد عقلی میگذارد ولی صرفا یک استبعاد است من میگویم در دوره معاصر ما مکرر رخ داده است در زمان امام حسین رخ داده، زمان مالک ابن نویره رخ داده و تازه من برایش شاهد آوردم. دو تا شاهد یک این که مخالفت اولیه امیر المؤمنین ثبت در تاریخ است که من یک فکر دیگری غیر از جریان حاکم داشتم.
مرحله دوم ایشان ادعا کردند امیر المؤمنین بعدش گفت دیگر هر مشکلی داشتید نزد من بیایید اصلا همچنین چیزی که نمیتوانیم بگوییم چون این باز گذاره تاریخی است و گذاره الهیاتی نیست گذاره شواهد مکرر داشته باشد نیست. بله گزارش شده مشورتهای دادند اما یک فرمانده نظامی مثلا حاج قاسم سلیمانی که اسم بردند و من و ایشان در تشیع شان خدا رحمت شان کند شرکت کردیم حاج قاسم یک جنرال نظامی است ایشان را برای مشاورههای فرهنگی ازش استفاده میکنیم یا اگر بتوانیم به عنوان فرمانده نظامی استفاده میکنم چون یک جنرال نظامی است مثل امیر المؤمنین تاریخ به خودش جنرال نظامی ندیده است، امیر المؤمنین در هیچ یک از جنگها شرکت نکرده؛ یعنی نمیخواست در سبد اعتبار دستگاه خلافت بیفزاید اما یک جاهایی برای مصلحت اسلام و مسلمین که من مثال معاصر را میزنم ممکن است حضرت مشورهای داده باشد برای این که آن فرد الان مسول جهان اسلامی است که تصمیماتش به آن مردم ربط دارد؛ اما ایشان را حمایت نکرده و در جنگها شرکت نکرده و در تأیید اولیه اش هم خواسته شرکت نکند.
این که مثلا فرض بفرمایید فی الجمله کمک کند شما یک دختر و پسر را در نظر بگیرید زن و شوهر هستند باهم اختلاف دارند پدر و مادر طرفین بعضی وقتها با این که حق را میدانند چه است برای این که این مصلحت بچههای آن خانه است یک وقتهای در مصالحی صبر میکنند این ربطی به آن ندارد که آن شوهر، خیلی شوهر خوبی است و یا عروس، عروس خیلی خوبی است. پس امیر المؤمنین برای مصلحت مسلمین مشورتهای داده است ولی میخواسته مخالفتش ثبت بشود این یک، و در مسائل اساسی ورود نکرده با این که بزرگترین جنرال نظامی تاریخ در جنگها است ولی در فتوحات شرکت نکرده است.
مجری شبکه ولی عصر:
خیلی مفصل بحث را دیدیم
استاد ابو القاسمی:
جواب روشن است، شبهه اقا چرا تا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شهید شد حضرت علی رفت شروع کرد از اول تا آخر حکومت برای شان درست کرد؟ جواب خیلی ساده است حضرت علی فرمانده نظامی است این همه جنگ بوده یک جنگ را بیاورید که حضرت شرکت کرده باشد.
مشورت را هم که اقای حامد کاشانی توضیح داد، و دارای دو جنبه کرد یک جنبه جنگها که اصلا شرکت نکرد، جنبه دوم گاهی اوقات برای حفظ اسلام مشورت داده است. راجع به این دو تا اقای سلیمانی اردستانی چه میگوید. ما دو جنبه جواب داشته باشیم که بعید میدانم به هردوی آن برسیم. راجع به جنگها میگوید بله من قبول دارم حضرت علی در جنگها شرکت نکرده است کلیپ ببینیم
کلیپ شماره شانزده اقای سلیمانی اردستانی:
در جنگها معلوم است امام علی شرکت نداشته یک عالم معروفی که در قرن ششم میزیسته من الان ذهنم یاری نمیدهد که اسمش را بگویم یک کتاب به اسم «الرد علی الروافض» نوشه شده و ایشان این عالم شیعی جواب آن را داده است.
اقای حامد کاشانی:
النقض - عبدالجلیل رازی قزوینی جواب آن کتاب را داده است.
اقای سلیمانی اردستانی:
عبدالجلیل رازی قزوینی درست است. بله اسم کتاب النقض است من حافظه ام یاری نکرد، کتاب الرد دست مان نیست، ولی کتاب النقض که جواب آن است از این بر می آید آن اقا ادعا کرده بوده که شما چه میگویید ائمه شما در فتوحات چه نقشی داشتند که این قدر ادعا دارید؟ این عالم اقای عبدالجلیل قزوینی میگوید بله قبول داریم هیچ نقشی نداشتند؛ ولی امام علی در فتوحات خود پیامبر چه نقشی داشته است؟ برای من نمیخواهم بگویم مسلم است میخواهم بگویم که یک چیزی بوده که در قرن ششم این اقای عبدالجلیل قزوینی میگوید قبول دارم که نبوده است؛ یعنی آن طرف ایراد میگیرد و ایشان قبول میکند. روی آن بحث ندارم معلوم است.
آقای حامد کاشانی:
عدم حضور را قبول میکند؟
اقای سلیمانی اردستانی:
بله.
اقای حامد کاشانی:
این که روشن است.
اقای سلیمانی اردستانی:
نه کار ندارم، میخواهم بگویم این که میگویند امام علی در جنگها امام حسن و امام حسین را فرستاده غلط است، چون امام علی اصلا از نظر من جنگ را قبول نداشته است، حمله به ایران را قبول نداشته است، اصلش را قبول نداشته است.
استاد ابو القاسمی:
پس آن که حل شد، دو جنبه را اقای حامد کاشانی مطرح کرد، در همکاریها دو جنبه مطرح میشود یک مسئله جنگ و دوم مشورت. جنگ که اصلا امیر المؤمنان نرفته است با این که اصل و مهمترین مسئله بوده است. مشورت هم برای حفظ اسلام داده است. جنبه اصلی را قبول کرده که مسئله جنگ است میگوید بله نرفته است در فرعی میگوید نه مشورت زیاد داده است چون مشورت زیاد داده پس آنها را قبول داشته است. ان شاءالله هفته بعد راجع به این مفصل بحث خواهیم کرد.
مجری:
خیلی ممنون یک نکته جالب میشود از این بحثهای که گذشت گرفت و به دست آورد خیلی وقتها جناب اقای دکتر و کارشناسان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر به ایشان میگویند برای مناظره بیا، ولی ایشان از مناظره درواقع فرار میکند. یکی از علتهایش کامل مشخص شد در همین نمونه کلیپهای که پخش کردیم و اقای دکتر تحلیل کردند این است که خیلی وقت این تناقضات را این جا خیلی راحت مطرح میکنم، چون حضرت استاد نزدیک پنجاه – شصت کلیپ استخراج کرده و ریز، ریز اینها را در اختیار دارد اگر یک روزی بخواهد مناظره کند با مشکل میخورد چون این جا امکانات است و خیلی راحت میشود این تناقضات را در جا نشان داد.
طبیعی است که این شخص از مناظره با کارشناسان شبکه و جناب اقای دکتر فرار میکند و سعی میکند در جای برود مناظره کند که راحت بتواند دروغ ها و تناقضاتش را ارائه کند و بعد هم خیلی راحت منکر بشود.
درست است جناب اقای دکتر شما دروغهایش را نشان دادید که راحت در بحث حرفش را عوض میکرد و عبارتش را تغییر میداد وقتی امکانات نباشد چگونه بیننده همراهی کند و متوجه بشود و این بحث را دنبال کند.
جناب اقای دکتر خیلی متشکرم از وقتی که گذاشتید استفاده کردیم، وقت مان به پایان رسیده است دعا میکنیم و شما را به خدای منان میسپارم اللهم عجل لولیک الفرج خدا حافظ!