سایر قسمت ها
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (3) دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و چهل و دوم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

برنامه «راه روشن» - 25-09-1404 (قسمت صد و چهل و دوم)

عنوان برنامه: تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (3)

کلیدواژه: راه روشن؛ مقتول فی سبیل الله؛ روضه شریف؛ سلیمانی اردستانی؛ سروش؛ استبعاد؛ سقیفه بنی ساعده؛ حدیث «لولا علی لهلک عمر»؛ جنگ های رده؛ گزاره تاریخی؛ مالک بن نویره!

استاد: دکتر ابوالقاسمی

مجری: آقای غضبانی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت یکایک شما عزیزان بیننده، بینندگان و همراهان گرامی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و برنامه «راه روشن». امیدواریم که بتوانیم در خدمت شما باشیم و از محضر کارشناس محترم برنامه جناب «دکتر ابوالقاسمی» بهره مند شویم.

ان شاءالله بتوانیم به برخی از شبهاتی که در فضای مجازی منتشر می‌شود و احیاناً نقطه تاریکی را در ذهن ما فراهم کرده باشد را روشن کنیم و از راهنمایی استاد بهره مند شویم.

شما عزیزان بیننده از طریق تلفنی که زیرنویس می‌شود و پیامک «3000151515» می‌توانید با ما مشارکت داشته باشید و نقطه نظرات و سؤالات خود را برای ما ارسال کنید یا به صورت زنده مطرح کنید. ان شاءالله در خدمت شما خواهیم بود.

عرض سلامی خدمت استاد داشته باشم و توضیحات دیگر را خدمت شما عرض خواهم کرد. استاد عزیز سلام، وقت شما بخیر، خیلی خوش آمدید؛

دکتر ابوالقاسمی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحُجَّةِ بن الحسن، صلواتُک علیه و علی آبائهِ، فی هذه السّاعة و فی کلِّ ساعةٍ، ولیاً و حافظاً، و قائداً و ناصراً، و دلیلًا و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً، و تُمتّعَهُ فی‌ها طویلا

علیکم السلام و رحمة الله؛ عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت شما جناب آقای غضبانی و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». امیدوارم که هرکجا هستند موفق و پیروز باشند. در خدمت شما هستم.

مجری:

ان شاءالله که بتوانیم تحت عنایت امام عصر ساعات و دقایق خوبی را فراهم کنیم برای شما عزیزان بیننده.

سایت شبکه در اختیار شماست. علاوه بر ماهواره از طریق سایت و اپلیکیشن می‌توانید ما را دنبال کنید و به صورت زنده برنامه‌ها را ببینید.

امکان خوبی که از طریق سایت و اپلیکیشن در اختیار شما قرار داده می‌شود، کنداکتور و جدول برنامه‌هاست که در آن می‌توانید ببینید که چه برنامه‌هایی در چه زمانی پخش می‌شود.

سه شنبه شب‌ها طبق هر هفته ما در خدمت شما هستیم با برنامه «راه روشن» که ان شاءالله بتوانیم برخی از شبهات را پاسخ بدهیم. بیشتر شبهاتی که در فضای مجازی منتشر می‌شود.

دکتر ابوالقاسمی زحمت می‌کشند کلیپ‌هایی را برای ما آماده می‌کنند، آن‌ها را پخش می‌کنیم و با توضیحات ایشان برایمان روشن‌تر می‌شود.

آقای دکتر امروز برای ما چه دارید و چه موضوعی هست، علاوه بر آن موضوعی که ما نقد «سلیمانی اردستانی» را داریم؟!

دکتر ابوالقاسمی:

در ایام فاطمیه بچه‌های شیطان شبکه‌های وهابی خواستند شیطنتی کنند، اما دسته گلی بر ضد همان شبکه‌ها به آب دادند. آن‌ها کلیپی درست کردند که مثلاً بیایید یک روایت پیدا کنید.

ما چندین سال است چندین روایت آوردیم و روی سایتمان هم هست، بدون هیچ مشکلی گفتیم و همه هم می‌توانند مراجعه کنند و روایات را ببینند.

ایشان ادعا می‌کند که من ماشین پانزده میلیاردی می‌دهم. ما گفتیم: شما اگر ماشین پانزده میلیاردی داری، چرا داری برای شبکه‌ات گدایی می‌کنی؟!

او گفت: روایتی می‌خواهم با این تعریفی که می گویم. ما گفتیم که این شروط را خود «بخاری» هم ندارد. ایشان شرطی گذاشته که خود «بخاری» هم نمی‌تواند چنین روایتی را بیاورد.

ایشان خلق کرده بود بین شرط شیعه و سنی که این را هم ثابت کردیم. اسم راویان را اشتباه گفت و ملغمه‌ای از اشتباهات بود.

ما گفتیم: ما یک چیز خیلی ساده از شما می‌خواهیم. مگر شما نمی‌گویید که می‌خواهید شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را ثابت کنیم، شهادت در لغت یعنی مقتول فی سبیل الله.

ده‌ها کتاب لغت گفتند که شهید یعنی مقتول فی سبیل الله. شما هم در طرف مقابل یک روایت معتبر بدون هیچ اشکالی برای ما بیاورید که ثابت کند عمر بن خطاب شهید یا مقتول فی سبیل الله است. خیلی مسئله شاقی است؟!

آقا می‌داند که نمی‌تواند چنین روایتی بیاورد و گیر کرده است. بنابراین دارد خود را به در و دیوار می زند. اگر اتاق فرمان کلیپ را پخش کنند ممنونیم.

من گفتم که شهید مقتول فی سبیل الله است و این را همگان می‌دانند. من گفتم که یک روایت بیاورید ثابت کند عمر بن خطاب مقتول فی سبیل الله است و اشکال هم نداشته باشد. کلیپ را با همدیگر ببینیم:

کلیپ 1:

"دکتر ابوالقاسمی:

سؤال من این بود که یک روایت بیاور که مقتول فی سبیل الله بودن عمر بن خطاب را ثابت کند. آیا توانست بیاورد؟!

-                     مقتول فی سبیل الله! الآن مسئله‌اش فی سبیل الله است. می‌خواهد قتل حضرت فاطمه زهرا را ثابت کند، می‌گوید که باید ثابت کنید که عمر بن خطاب مقتول فی سبیل الله است. فی سبیل الله یک چیز الهی است.

ایشان می‌گوید که تو اول باید ثابت کنی که عمر بن خطاب به قتل رسیده است. وقتی ما روایت را نشان می‌دهیم، می‌گوید که باید ثابت کنی که قتلش فی سبیل الله بوده است.

یهود چطور به پیامبرانش می‌گفت که خدا خود باید پایین بیاید و بگوید!! این هم الآن باید خدا را پایین بیاوریم العیاذ بالله.

پروردگار متعال باید آیه نازل کند و به اینها بگوید که فی سبیل الله بود. حال تو دلیلی برای قتل حضرت فاطمه زهرا داری؟! مگر فی سبیل الله بودن یک مسئله الهی نیست؟!

·                     من هم می گویم شما بهتر است همانجا بروید تکلیف روشن می‌شود.

دکتر ابوالقاسمی:

اصلاً روایت‌هایی که آوردند در این باب نیست. من گفتم یک روایت بیاورید که ثابت کند مقتول فی سبیل الله است و در راه خدا کشته شده است.

-                     ایشان می‌گوید که باید "در راه خدا" را بیاورید! یعنی در راه خدا بودن را در روایت ذکر کنید. یعنی خداوند اعلام کرده باشد که عمر بن خطاب در راه من کشته شده است و سپس من به سراغ آن سؤال تو می‌روم و پاسخ می‌دهم!!

دکتر ابوالقاسمی:

یعنی دقیقاً می‌شود مثل مناظره با آقای «اردستانی» که اصلاً نمی‌فهمد چه چیزی می‌خواهد بگوید. ما با مدرک علمی می‌خواهیم صحبت کنیم. طرف «مِسوَر بن مخرمه» را «مَسور بن مخرمه» می‌خواند. من به او چه بگویم!!!

·                     امشب من مناظره‌ای را دیدم با آقای «شیخ حسن اخباری» و «عقیل هاشمی». شما چرا آنجا مناظره نمی‌کنید؟!

دکتر ابوالقاسمی:

اولاً من نه «عقیل» را در حد مناظره می دانم و نه «موحد» را. این‌ها مجری و تلفن چی هستند. کارشناسانشان بیایند، «خدمتی» بیاید با ایشان بحث می‌کنم. حتی آقای «حسینی» از «شبکه نور» هم بیایند من حاضرم با ایشان بحث کنم.

آقای «شریفی» برای مناظره دعوت کردند، اما حاضر نمی‌شوند. آیا حاضر است با آقای «شریفی» بحث کند؟!

-                     عزیزان من یک سند بیاورید برای اینکه حضرت فاطمه زهرا به قتل رسیده است؟! مگر شما نگفتید که یک سند برای مقتول بودن عمر بن خطاب بیاور؟! من سه سند آوردم و هیچ جوری نمی‌توانی ایراد بگیری!!

«عدل ضابط» روایت کرده بدون شذوذ و علة، روایت معتبر تاریخی. تو مثل همین را بیاور، اصلاً این قضیه مناظره نمی‌خواهد. خودتان را مسخره کردید یا بینندگان را؟!

ایشان می‌گوید که ثابت کنید عمر مقتول فی سبیل الله بوده است!! ببینید چطور خر فرضتان می‌کنند!! ببینید چطور عقل بینندگان را کوچک فرض می‌کنند!!

ایشان می‌گوید برای اینکه من بخواهم روایت صحیح السند در مورد قتل حضرت فاطمه زهرا بیاورم، باید اول ثابت کنید که قتل عمر بن خطاب فی سبیل الله بوده است!! اصلاً فی سبیل الله نبوده است!!!"

مجری:

چطور هوچی گری می‌کنند در برنامه!!

دکتر ابوالقاسمی:

بینندگان عزیز خوب دقت کنید که این آدم اگر بگوید من روایت دارم عمر بن خطاب شهید است، ما هم روایت داریم که حضرت فاطمه زهرا شهیده است که سند آن هم صحیح است. شهید مقتول فی سبیل الله است.

تا بیاید بگوید ما روایت داریم که عمر بن خطاب شهید است، ما هم می گوییم که حضرت فاطمه زهرا شهیده است و مقتول فی سبیل الله می‌شود.

اگر نخواهد شهید بودن عمر بن خطاب را بیاورد، باید قتل فی سبیل الله را ثابت کند. شهید مقتول فی سبیل الله است و همه هم این را می‌دانند. این قضیه اینقدر بازی ندارد که اسمش عجیب و شاخ دار باشد!!

هرکسی شهید شد یعنی مقتول فی سبیل الله شد. چرا اینقدر می‌پیچانید! بینندگان ببینید که می‌خواهد سر شما کلاه بگذارد، اما نمی‌تواند.

او ابتدا گفت "شهادت فاطمه"، بعد گفت "قتل فاطمه"، زیرا اگر بگوید "شهادت حضرت فاطمه زهرا" مگر داریم؟! "قتل حضرت فاطمه زهرا" هم داریم. ما هردو مورد را آوردیم و در سایت هم مفصل آمده است، سند آن هم معتبر است، بررسی سندی هم کردیم.

این آقا چرا الآن به سراغ "قتل" می‌رود، در حالی که قبلاً واژه "شهید" را به کار می‌برد؟! ما گفتیم که شهید همان مقتول فی سبیل الله است. ما که برای شهیده بودن حضرت فاطمه زهرا روایت آوردیم، شما برای شهید بودن عمر بن خطاب روایت بیاور!!

شما یک روایت برای عمر بیاور، ببینیم که می‌توانی ثابت کنی یا خیر. او سه روایت آورده است که عمر بن خطاب چاقو خورده است. چاقو خورده باشد! مگر هرکسی که چاقو خورد مقتول فی سبیل الله محسوب می‌شود؟!!

اتفاقاً روایات اهل سنت می گویند که دعوای «ابو لؤلؤ» با عمر بن خطاب دعوای شخصی بوده و در راه خدا نبوده است.

اهل سنت در این قضیه تصریح دارند که دعوای «ابو لؤلؤ» مسلمانی که نمازخوان بوده و در مسجد پشت سر عمر بن خطاب ایستاده بود دعوای شخصی بوده است. «عینی» در کتاب «عمدة القاری» روی مسلمان بودن «ابو لؤلؤ» تصریح هم کرده است.

همچنین انسانی عمر بن خطاب را سر دعوای شخصی با چاقو زده است. چرا می گویید شهید است؟! چرا می گویید مقتول فی سبیل الله است؟!

او خودش می‌داند و شبکه‌ها هم به او اشکال کرده‌اند. الآن که اعصابش اینقدر خرد است سر همین قضیه است. شما که ادعا کرده‌اید، یک روایت بیاور. او گیر کرده و نمی‌تواند پاسخ بدهد.

اگر او روایت شهید بیاورد، خودش قبلاً کلمه "شهید" را خراب کرده است. اگر نیاورد که نمی‌تواند بیاورد، گیر می‌کند. البته اگر روایت شهید را هم بیاورد ما خراب می‌کنیم. ما مثل خودش بلد هستیم چطور با خودش بازی کنیم.

زحمت نکش! بگو بزرگترت بیاید! او در ادامه می‌گوید که مناظره نمی‌خواهد. مناظره نمی‌خواهد؟! حالا که ما گفتیم یک روایت بیاورید مناظره نمی‌خواهد؟! قبلاً که دائماً ادعا می‌کردید بیایید مناظره برای اثبات شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها).

حال که ما یک روایت طلب کردیم که سخت هم نیست، می‌گوید مناظره نمی‌خواهد. ما گفتیم که از یهودی خواستی بیاور، از مسیحی خواستی بیاور، از دروزی خواستی بیاور، از بودایی خواستی بیاور، از شیعه خواستی بیاور، از سنی خواستی بیاور!

از هرکسی خواستی روایتی بدون اشکال بیاور که ثابت کند که عمر بن خطاب شهید است.

مرد باشید! این همه شبکه زدید، پول نفت عربستان را گرفتید و ماشین پانزده میلیاردی خریدید، یک روایت نمی‌توانید بیاورید؟! ما که چیز سختی از شما نخواستیم!!

ایشان ادعا می‌کند که مناظره نمی‌خواهد. او در نهایت می‌گوید که بر فرض هم مقتول فی سبیل الله نباشد!! مقتول عادی که شهید نیست. بنابراین عمر بن خطاب شهید نیست.

"بر فرض که نباشد" خیلی تبعات دارد. مگر چه می‌شود؟! خیلی چیزها می‌شود!! اگر بگوید مقتول فی سبیل الله نیست، یعنی شهید نیست. یعنی اینهمه سال که می‌گفتید "خلیفه دوم شهید است" روی هوا رفت.

تازه ما هنوز به سراغ خلیفه سوم نرفتیم. ما هنوز روی خلیفه دوم ماندیم. ما یک روایت خواستیم، اما نتوانستند.

بینندگان عزیز! این افراد دارند با شما بازی می‌کنند. همان موقع هم که این مطالب را مطرح کردند، می‌دانستند که ما دلیل صحیح داریم، اما حالا که اینجا آمده قضیه دو طرفه شده است و گیر کرده است می‌گوید که اصلاً فرض می‌کنیم نباشد.

مگر نمی‌گویید ساده است، روایت بیاور! خیلی ساده است، مناظره هم نمی‌خواهد. در همان شبکه‌ات یک روایت بیاور که اشکال نداشته باشد.

آن سه روایتی هم که می گویی، خودت می دانی نه بررسی سندی‌شان کردی، هم راویانش مشکل دارند، هم اتصالشان مشکل دارد که حالا نمی‌خواهیم وارد آن شویم.

به حرف گربه سیاه باران نمی‌بارد. اگر ادعا کنی صحیح است که باید یکی یکی بررسی کنی و خودت هم جرئت نداری، زیرا که بسیاری از راویان دو سه روایتی که آوردی مشکل دار هستند.

اگر تو جرئت نکردی اینها را بگویی، بعداً اگر جرئت کردی با ما تماس بگیری یا مناظره شد، ما تک تک راویان آنها را برای شما بررسی می‌کنیم و اشکالات متعدد سندی این روایات را برایتان ثابت می‌کنیم.

فی الجمله روایتی از «بخاری» خوانده است که یکی از راویان روایت در حکم کافر یا ملعون است به گفته اهل سنت. یکی دیگر از راویان جزو خوارج و رهبر خوارج بوده است. این وضعیت روایت اوست.

من فی الجمله فقط گفتم که حالا شما ببینید قضیه چیست. بقیه راویان که راویان ضعیف و کذاب و الی ماشاءالله است.

بنابراین این هم در مورد ادعا و تحدی ایشان. پرونده تحدی بسته شد. آقایان، بچه شیعه‌ها یاد بگیرید. هروقت گفتند یک روایت بیاورید که حضرت فاطمه زهرا شهید است، ما که متعدد روایت آوردیم با سندهای صحیح.

شما بگویید که مناظره طرف مقابل هم دارد. شما هم یک روایت بیاورید که عمر بن خطاب شهید است، عمر بن خطاب مقتول فی سبیل الله است.

هر روایتی هم که آوردند از هر کتابی برای ما فرستید ببینید که ما چطور ثابت می‌کنیم که این روایت از نظر سندی مشکل دارد.

مجری:

آخر هم شما فرمودید این تنازلی که آخر انجام داد، اصلاً جایگاه تو نیست که تنازل کنی. تو در مقام جواب هستی، تو نمی‌توانی تنازل کنی.

خیلی متشکرم از این بحثی که مطرح کردید. فکر می‌کنم بازهم موضوع دیگری هم داریم. کلیپ دیگری هم داریم که بازهم در خدمت شما باشیم و ببینیم که در آن کلیپ موضوع چیست و چه می‌خواهد بگوید.

دکتر ابوالقاسمی:

نکته دوم کلیپی است که در فضای مجازی پخش شد برنامه‌ای است با موضوع تاریخ که در فضای مجازی پخش می‌شود و بینندگان زیادی هم دارد. ما از کارشناسان این برنامه تشکر می‌کنیم، زیرا بسیار برنامه و مطالب خوبی مطرح می‌کنند.

نکته‌ای که هست این است کلیپی که اخیراً از این برنامه پخش شده است، مقداری استنتاجات غیر صحیح دارند انجام می‌دهند. استنتاجات برخلاف روش تاریخی است و آمدند چند روش را با هم خلق کردند که آن هم در مورد مدفن حضرت فاطمه زهراست.

من یک مقدمه عرض کنم. در مورد محل دفن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در کتب شیعه دو دسته روایات صحیح هست. یک دسته می‌گوید که حضرت در روضه منوره بین قبر و منبر شریف دفن هستند که سند آن هم صحیح است.

دسته دوم می گویند که در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خانه‌ای که چسبیده به قبر یا حجره رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.

بنابراین دو مکان می‌شود. مکان اول حجره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که بعدها این حجره را غصب کردند و چسباندند به حجره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مکان دوم روضه شریف است.

متأسفانه برخی عادت کردند تا یک روایت صحیح دیدند، دیگر ادعا می‌کنند که مسئله برای ما حل است. اجتهاد که اینطور نیست. بر فرض هم برای شما حل شود، یعنی در مسئله اختلافی وجود ندارد؟!

کارشناس برنامه دیده که یک روایت صحیح السند از امام رضا (علیه السلام) است، البته در مورد صحیح السند بودن بعضی آقایان می گویند موثقه است. فرض کنیم روایت معتبر است.

روایت معتبر از امام رضا (علیه السلام) نقل شده که حضرت فاطمه زهرا در خانه خودشان دفن شدند. دیگر تمام شد؟! همه علما می‌دانند که حضرت در کجا دفن هستند. اینطور نیست!!

اگر بنا باشد براساس روایات جلو بروید، هنوز اختلاف هست. همانطور که اهل سنت تصریح کردند که محل دفن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مجهول است، علمای شیعه هم می گویند ما اجتهاد می‌کنیم براساس روایات.

یکی می‌گوید نظر من این است که در حجره شریف است، یکی می‌گوید نظر من این است که در روضه شریف است. عده‌ای هم می‌گفتند حضرت فاطمه زهرا در بقیع دفن هستند، البته اقل هستند.

مجری:

بالاخره اگر کسی در جستجوی یک گمشده باشد، سعی می‌کند به آنجایی که فکر می‌کند نزدیک‌تر باشد بررسی و تحقیق کند. این به قول شما موجب حل اختلاف و روشن شدن تمام قضیه نیست. کلیپ را می‌بینیم و در خدمت شما و آقای دکتر خواهیم بود.

"کلیپ 2:

-                     قبر حضرت فاطمه زهرا در بقیع نیست. چرا در بقیع آدرسش را می‌دهید؟! مدفن و مخفی بودن قبر حضرت آنطور که در روضه‌ها می گویند نیست. امام رضا (علیه السلام) در زمان حیاتشان محل قبر را توضیح دادند.

·                     چرا ما الآن نمی‌دانیم؟!

-                     می دانیم. علمای ما در کتاب‌هایشان به صراحت نوشته‌اند.

·                     کجاست؟!

-                     حضرت فاطمه زهرا در منزلشان دفن شدند. اگر می‌خواستند حضرت فاطمه زهرا را بیرون بیاورند که معلوم می‌شد. حضرت فاطمه زهرا در منزلشان دفن شدند.

حال ممکن است کسی بگوید چطور حضرت علی و حسنین در خانه‌ای که حضرت فاطمه زهرا آنجا دفن شدند زندگی می‌کردند؟! زندگی نمی‌کردند!!

امیرالمؤمنین دو خانه در مدینه داشتند. یکی خانه دیوار به دیوار خانه پیغمبر اکرم که زمان حیات حضرت فاطمه زهرا آنجا بودند و دیگری هم خانه‌ای که آنطرف تر بود و یکی از انصار به امیرالمؤمنین هدیه داده بودند و بعد آنجا زندگی می‌کردند.

بنابراین در روایاتی که در منابع اصیل ما از امام رضا (علیه السلام) آمده است، به صراحت فرموده‌اند که مادر ما در خانه‌اش دفن شد و بنی امیه آن را جزئی از مسجد قرار دادند، اما محل تقریبی آن مشخص است.

اولین کسی که تحقیق جامعی راجع به این نوشت، مرحوم آقای «نجمی» بود. ایشان آثار متعددی نظیر «سیری در صحیحین» دارد. ایشان در کتاب «تاریخ حرم بقیع» این مطلب را توضیح دادند که اصلاً قبر حضرت فاطمه زهرا در بقیع نیست.

همچنین آقای «جاودان» در کتاب «دختر پیامبر» هم به این قضیه پرداختند و آن را توضیح دادند."

مجری:

این کلیپ را دیدیم و یک سری مطالب مطرح شد. استاد در خدمت شما هستیم.

دکتر ابوالقاسمی:

اگر بنا باشد کسی روایات را به صورت جامع کار کرده باشد، مجتهد است. اگر بنا باشد کسی از جهت عرفانی هم در این قضایا چیزی دیده باشد، بازهم باید شخصی از عرفا باشد.

جامع این دو قضیه مرحوم آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) بود. کلیپی از آیت الله العظمی بهجت هست که رسماً می گویند نظر من این است که حضرت فاطمه زهرا در روضه شریف دفن هستند. اتاق فرمان کلیپ را پخش کنند.

مجری:

کلیپ هم در راستای همان پاسخ به کلیپ قبلی است.

"کلیپ 3:

·                     قبر حضرت فاطمه زهرا مخفی است یا جایش مشخص است؟!

-                     اولی این است که در روضه مدفون است.

·                     در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایتی است که می‌فرمایند کنار قبر پیامبر خداست.

-                     در روضه مدفون هستند."

دکتر ابوالقاسمی:

این پاسخ مرحوم آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه). ملاحظه فرمودید؟! بزرگواران! اینکه یک نفر نظیر آقای «نجمی» و دیگران اجتهاد کرده‌اند از ادله دلیل نمی‌شود که روشن باشد. این نظر آن مجتهد می‌شود.

الآن تسبیحات اربعه را در نماز سه بار باید گفت یا یک بار کفایت می‌کند؟! یک عده می گویند یک بار کفایت می‌کند، اما یک عده می گویند که سه بار باید گفت.

حال اگر کسی گفت من نظرم این است که یک بار کفایت می‌کند، یعنی کسی که گفته سه بار باید گفت کلاً نظرش اشتباه است؟! شما به یک روایت معتبر استناد کردید و او هم به یک روایت معتبر استناد کرده است.

این وظیفه شما برای زیارت را راحت‌تر می‌کند که وقتی می‌خواهم حضرت فاطمه زهرا را زیارت کنم، کجا بروم نزدیک‌تر است. من تحقیق کردم و به نظر من اینجا بهتر است، اما این قبر را از مخفی بودن درنمی آورد.

جالب اینجاست کسانی که این روایت‌ها را نقل کرده‌اند یکی «مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه)» بود. ایشان در کتاب «المبسوط» می‌نویسد:

«ویستحب الصلاة بین القبر والمنبر رکعتین فإن فیه روضة من ریاض الجنة، و قد روی أن فاطمة علیها السلام مدفونة هناک، وقد روی أنها مدفونة فی بیتها، وروی أنها مدفونة بالبقیع وهذا بعید، والروایتان الأولتان أشبه وأقرب إلی الصواب وینبغی أن یزور فاطمة علیها السلام من عند الروضة»

المبسوط، نویسنده: الشیخ الطوسی، ج 1، ص 386، فصل: فی الزیادات من فقه الحج

بعد از «المقنعة» اثر استادش «شیخ مفید» نقل می‌کند که نزدیک‌ترین فقیه به عصر غیبت است. ایشان می‌نویسند:

«آنک تأتی الروضة فتزور فاطمة (ع) لأنها مقبورة هناک»

اصلاً نظر شیخ مفید در روضه بوده است.

«وقد اختلف أصحابنا فی موضع قبرها، فقال بعضهم: انها دفنت بالبقیع، وقال بعضهم: انها دفنت بالروضة، وقال بعضهم: انها دفنت فی بیتها، فلما زاد بنو أمیة لعنهم الله فی المسجد صارت من جملة المسجد»

سپس از قول «شیخ مفید» که حدیث شناس هستند و به عصر غیبت هم نزدیک هستند و همه روایت‌ها را دیدند، می‌نویسد:

«وهاتان الروایتان کالمتقاربتین»

این دو روایت به هم نزدیکند.

«والأفضل عندی ان یزور الانسان من الموضعین جمیعاً»

افضل نزد من این است که انسان از هردو جا زیارت کند.

«فإنه لا یضره ذلک»

زیارت کردن هردو مکان به او ضرر نمی‌زند.

«ویحوز به اجرا عظیما»

سپس می‌نویسد:

«واما من قال إنها دفنت بالبقیع فبعید من الصواب»

تهذیب الأحکام، نویسنده: الشیخ الطوسی، ج 6، ص 9، ح 10

خیلی از کسانی هم که آمدند ترجیح دادند، نگاه کنید:

«فروی أنها مدفونة فیه. وروی فی بیتها وهو الأصح. وروی أنها فی البقیع وهو بعید»

الجامع للشرایع، نویسنده: یحیی بن سعید الحلی، ص 232، باب وداع البیت والإتیان بالمدینة وزیادات

تعبیر «الأصح» را وقتی فقها به کار می‌برند، یعنی یک نظر قوی هست که این نظر قوی‌تر است. «شهید اول (رضوان الله تعالی علیه)» شبیه همین قضیه را مطرح می‌کند.

«ودفن فاطمة علیها السلام فی الروضة ان صح فهو من خصوصیاتها»

سپس دو طرف را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«وقد روی البزنطی قال: سألت أبا الحسن علیه السلام عن قبر فاطمة، فقال: " دفنت فی بیتها، فلما زادت بنو أمیة فی المسجد صارت فی المسجد "»

ذکری الشیعة فی أحکام الشریعة، نویسنده: الشهید الأول، ج 3، ص 132، باب المطلب الثالث: فی مباحث المساجد

«شهید ثانی» همین قضیه را مطرح کرده است و می‌نویسد:

«وزیارة فاطمة علیها السّلام فی الروضة، وبیتها، والبقیع»

سپس می‌نویسد:

«والقول بدفنها فی الروضة باطل، وفی البقیع بعید جدّا»

فوائد القواعد، نویسنده: الشهید الثانی، ص 406، باب المطلب الثانی فی العود إلی منی

نظر ایشان این است که در روضه باطل است و در بقیع بعید است. یعنی ایشان احتمال را بین بقیع و بیتشان می‌دهد. «مرحوم مجلسی اول» سه نظر را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

" و احادیث صحیحه وارد شده است از ائمه هدی صلوات الله علیهم که نماز کردن در آن خانه افضل است از نماز کردن در روضه که ما بین قبر و منبر است و افضل مواضع مسجد آن حضرت است صلوات الله علیه.

جمعی را اعتقاد آنست که آن حضرت را در روضه دفن کرده‌اند و جمعی را اعتقاد آنست که در بقیع و اکثر عامه در بقیع در پیش قبله قبور ائمه بقیع صلوات الله علیهم زیارت می‌کنند و قول اول اظهر است و احادیث آن صحیحتر است. "

کتاب: لوامع صاحبقرانی (شرح الفقیه) (فارسی)، نویسنده: محمد تقی المجلسی (الأول)، ج 3، ص 216، باب فضل المساجد و حرمتها و ثواب من صلَّی فی‌ها

در اینجا نمی‌گوید احادیث آن صحیح است و این ضعیف است. نظرشان این است که احادیث آن طرف صحیح‌تر است.

مجری:

یعنی در هیچ صورتی رد نمی‌کنند.

دکتر ابوالقاسمی:

اینکه ما بیاییم همینطور بگوییم که تمام شد و چون من یک روایت صحیح السند دیدم قضیه تمام است، چنین نیست. روایتی که می‌گوید قبر حضرت در روضه هست هم سندش صحیح است.

روایتی نقل شده است از «محمد بن موسی بن متوکل» از «علی بن حسین سعدآبادی» که ثقه است از «احمد بن أبی عبدالله برقی» که ثقه است از پدرش از «ابن ابی عمیر» که از اصحاب اجماع است.

در ادامه «و بعض اصحابنا» آمده است که وقتی «ابن ابی عمیر» باشد مشکلی نیست و قطعاً صحیح است از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فاطمه زهرا؛

«لأن قبر فاطمة علیها السلام بین قبره ومنبره وقبرها روضة من ریاض الجنة، وإلیه ترعة من ترع الجنة»

همان روایتی است که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را در مسجد دفن کرد، زیرا شب خلوت بود و کسی مسجد نیامده بود. خاک مسجد را با زمین یکی کردند، سپس به بقیع رفتند و چهل شبیه قبر آنجا درست کردند.

در هر صورت اگر همه اقوال را کسی بخواهد بداند، کتابی به نام «أین قبر فاطمة (سلام الله علیها)» اثر «شیخ حسین راضی» است که آمده همه اقوال را جمع کرده است.

ترجیح صاحب این کتاب هم این است که در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، اما چیزی که ایشان مطرح می‌کند این نیست که فقط و فقط این و همه جعلی و یقیناً و قطعاً.

ایشان می‌نویسد: ما یک بررسی کردیم، روایات اینگونه است و نهایتا این نتیجه گیری را کردیم.

بنابراین دوستان دقت کنند اینکه بگوییم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مخفی است را با یک روایت این چنینی نمی‌شود از مخفی بودن درآورد. بزرگواران اشتباه نکنند. این مطالب هم در مورد مسئله‌ای که در این کلیپ مطرح شده است.

مجری:

جناب دکتر ابوالقاسمی خیلی متشکریم. اگر اجازه می‌دهید یک فاصله بگیریم، بعد بیاییم روی موضوعی که هفته‌های اخیر در خدمت شما بودیم و استفاده می‌کردیم. عزیزان فاصله‌ای می‌گیریم و برمی گردیم.

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

همچنان در خدمت شما هستیم از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» و ان شاءالله بتوانیم برنامه «راه روشن» را ادامه بدهیم و مباحثی را با جناب دکتر ابوالقاسمی به گفتگو بگذاریم.

کلیپ‌هایی را آماده کردیم و در این بخش می‌خواهیم به نقد صحبت‌های «سلیمانی اردستانی» بپردازیم. استاد در خدمت شما هستیم.

دکتر ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم. ما برویم به سراغ بحثی که چند هفته قبل می‌خواستیم آن را تمام کنیم، اما به خاطر مناظره مجبور شدیم ادامه بدهیم و جلو برویم.

دیگر بعید می دانم خیلی بیشتر از این بخواهیم ادامه بدهیم، زیرا به اندازه کافی ثابت کردیم پرت از وادی بودن و دروغگو بودن آقای «سلیمانی اردستانی» را.

من امشب قبل از اینکه بخواهم راجع به آن صحبت‌هایی که در مناظره شده و آن کلیپ‌ها صحبت کنم، چند نکته را عرض کنم.

اولاً آقای «سروش» اخیراً یک فایل صوتی در دفاع از آقای «سلیمانی اردستانی» منتشر کرده است. ایشان ادعا کرده است که شما چرا با مناظره مخالفید؟! مناظره باید باشد! فحش نباید بدهید!!

آقای «سروش»! یادت رفته است آن موقع که ما گفتیم بیا در شبکه مناظره کنیم و حرف‌های خودت را پخش می‌کردیم، شما از مناظره فرار کردید؟! الآن شما طرفدار مناظره شدید؟!

یادتان رفته است آن زمانی که در «شبکه جهانی ولایت» بودیم، از امارات شاگردتان زنگ زد به شبکه و کنار دست ایشان نشسته بودید و صدای تو در گوشی می‌آمد و می‌گفتی که این را بگو؟!

یادتان رفته است در فضای مجازی وقتی به شما گفتند که ابوالقاسمی دارد شما را نقد می‌کند، گفتید که من اصلاً خبر ندارم ابوالقاسمی دارد مرا نقد می‌کند؟! من بی خبر بودم!! شما خبر نداشتید؟! شما ادعای مناظره‌تان می‌شود؟!

شما اصلاً نباید ادعای مناظره‌تان شود. آخرین کسی که ادعای مناظره می‌کند شما هستید.

دوما می گویند که چرا شاکی شدند که «سلیمانی اردستانی» معمم است؟!! چرا شاکی نشویم؟!

طرف می‌گوید که من شیعه نیستم و امام زمان را قبول ندارم و به خیلی از جاهای قرآن کریم اشکال می‌کند و خلقت آدم مجاز و قصه است، او تواتر را قبول ندارد، روایت را قبول ندارد. بعد بگوییم که او شیعه است؟!

او خودش می‌گوید که من ناراحتم از اینکه این لباس را پوشیدم و نمی‌خواستم بپوشم، اما با قصد و غرض پوشیدم.

ما از اینکه بیاییم با این شخص بحث کنیم که مشکلی نداریم. این شخص بیاید با همدیگر بحث کنیم، اما این آدم شیعه نیست!!

خودش می‌گوید که من قرآن بسنده‌ام. من در یکی از کلیپ‌هایش دیدم که گفته بود: من قرآن بسنده نیستم. من روایات را هم استفاده می‌کنم. مگر قرآن بسنده‌ها می گویند که ما روایت را استفاده نمی‌کنیم؟!

من نمی‌فهمم که این آدم چقدر پرت از ماجراست!! آقای «سروش» گفته بود که مناظره باشد و فحش داده نشود.

مناطره خیلی خوب است. ما که از خدایمان است که مناظره باشد و فحش داده نشود. آقا در مناظره می‌گوید که هرکسی غیر از من باشد کافر است.

(لَکمْ دِینُکمْ وَ لِی دِین)

(حال که چنین است) آئین شما برای خودتان و آئین من برای خودم!

سوره کافرون (109): آیه 6

او به کل عالم و آدم فحش بسته و تکفیر کرده است، بعد شما می گویید که فحش نباشد؟! آقای «سروش» از او دفاع می‌کنید؟! یک مقداری سطح حرف‌هایتان را بالاتر بیاورید.

ایشان می‌گوید که جامع مدرسین گفته است اسلام را باید از ما یاد بگیرید. جامعه مدرسین حق دارد. شما که چیزی در اسلام کار نکردید، آقای «سلیمانی اردستانی» که اینقدر از وادی پرت است می‌خواهد اسلام را به مردم یاد بدهد؟!

ما دو سؤال ساده از شما پرسیدیم و شما گیر کردید. ما گفتیم: آقای «سروش»! حرف‌هایی که دارید می‌زنید ته آن کجاست؟! من فقط کلیپ‌های خودتان را پخش کردم که ته آن اباهی گری بود، انکار تمام اعمال بود، رقص و شراب خواری بود.

شما که داری مردم را به سمت اباهی گری می‌برید، می‌خواهید دین را به مردم یاد بدهید؟! باید جامعه مدرسین یاد بدهد! این هم راجع به حرف‌های آقای «سروش» و شخصی که مثلاً خواسته او را برای خود مدافع پیدا کند.

طبیعتاً همه کسانی که خرده شیشه‌ای نسبت به اهلبیت (علیهم السلام) دارند، باید آخرالزمان قشنگ خود را نشان بدهند. اساس عالم ولایت اهلبیت (علیهم السلام) هستند.

شما که قبلاً تنقیص پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را کرده بودید، تنقیص اهلبیت (علیهم السلام) را کرده بودید و «مولانا» را از پیغمبر اکرم بالاتر برده بودید، ادعای مناظره نکنید!!

شما به هیچ وجه مرد مناظره با ما نبودید. آقای «سلیمانی اردستانی» هم مرد مناظره با ما نبود.

حال به سراغ کلیپ‌های آقای «سلیمانی اردستانی» برویم. به نظرم دیگر به اندازه کافی به او جواب دادند. بنده تنها فی الجمله یک سری مطالبی که ایشان مطرح کرده بود را بگویم که چه اتفاقاتی رخ داد و تا اینجا به کجا رسیدیم.

اولاً او گفت که رشته من اسلام شناسی براساس پدیدارشناختی یا پدیدارشناسی است. نه اسلام شناسی او اسلام شناسی بود، نه پدیدارشناسی او پدیدارشناسی بود. ما نشان دادیم که هیچ کدام را درست قبول نداشتیم.

آقای «حامد کاشانی» به ایشان گفت: تو که ادعای پدیدار شناسی می‌کنی، چطور منکر هجوم و ماجرای در و دیوار شدی؟! او گفت: من اصلاً منکر وجود در و دیوار نشدم. ما کلیپش را پخش کردیم که به صورت کامل دروغ گفته است.

او گفت: من منکر شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نشدم. ما کلیپی پخش کردیم که ایشان دقیقاً گفته بود: "افسانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)".

او که می‌خواست قدری تلطیف کند، گفت: اگر هم من تشکیک‌هایی دارم، حضرت فاطمه زهرا را هادی می دانم. ما کلیپی پخش کردیم که او گفته است من هیچکسی را جز خدا هادی نمی‌دانم.

او گفت: من مسلمانم و به طریق انباشتی اسلام را از بقیه ادیان بهتر می دانم، اما ما کلیپی پخش کردیم که می‌گوید: من اسلام را از همه بدتر می دانم. اسلام مزخرف‌ترین دین اسلام است.

او گفت: من انکار شهادت می‌کنم تا اختلاف افکنی نشود، در حالی که رفته است در اختلاف افکن ترین شبکه مطالب ضد شیعه گفته است که اختلاف افکنی نشود!! همان هم مبنای تو را قبول نداشتند.

او گفت: من به «شبکه کلمه» رفتم تا حرفم را بزنم، کاری به سوء استفاده دیگران ندارم. چرا اینجا نیامدید؟! چرا مرد نبودید که اینجا بیایید و با ما بحث کنید؟!

او گفت: من امامت امام زمان را منکر نشدم، اما کلیپی پخش کردیم که گفته است اصلاً امام زمان قابل اثبات نیست.

او گفت: تاریخ ظنی است. آقای «حامد کاشانی» به او گفت: تاریخ همه چیزش ظنی است و ثابت نمی‌شود؟! او گفت: من نگفته‌ام تاریخ همه‌اش ظنی است. برای من قابل ثابت شدن نیست، چون من تخصص ندارم.

او گفت: هدف من شناخت دفاع نیست، اما مشخص شد که کاملاً دارد دفاع از عقیده باطل می‌کند و دنبال شناخت نیست. او در همین مناظره شیعه را تکفیر کرد، آیه:

(وَ أْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوابِها)

و از در خانه‌ها وارد شوید.

سوره بقره (2): آیه 189

را دقیقاً برعکس تفسیر کرد. او ماجرای وارد شدن عمر بن خطاب از دیوار به جای در را دقیقاً برعکس تفسیر کرد. او گفت: درهای آن زمان با یک لگد شکسته می‌شد و نیاز به آتش زدن نداشت.

آقای «حامد کاشانی» گفت: اگر چنین بود، این همه واژه قفل که در روایات آمده است، به چه معناست؟! قفل برای چه می‌زنند؟!

او گفت: دلیل من فیلم محمد رسول الله است. تو فیلم را هم تحریف کرده‌ای! تو همان فیلم را هم قبول نداری.

او گفت: خانه‌های آن زمان مدل خانه‌های عشایری بود!! آقای «حامد کاشانی» گفت: خانه‌های عشایری ایران و کردستان و کهکیلویه و بویر احمد ایران چه ربطی به هزار سال قبل عربستان سعودی و مدینه دارد؟!

آقای «سلیمانی اردستانی» گفت: مبنای من عقل است. آقای «حامد کاشانی» گفت: تو عقل را قبول نداری. مبنای تو استبعاد فردی است.

«سلیمانی اردستانی» گفت: من کلمه "استبعاد" را به کار نبردم. «حامد کاشانی» گفت: بحث سر کلمه استبعاد نیست، کار تو استبعاد است. «سلیمانی اردستانی» گفت: من خودم استبعاد را قبول ندارم. من استدلال عقلی می‌کنم.

اشکال بعدی که آقای «حامد کاشانی» کرد، این بود که گفت: شما ادعا می‌کنید که پیغمبر اکرم به حضرت علی وصیت کرده است. بنابراین اگر بیعت نکرده باشد فاسق است. «سلیمانی اردستانی» گفت: من هیچ وقت چنین کلمه‌ای را به کار نبردم.

ما کلیپی پخش کردیم حرفی که زده بود نتیجه‌اش این بود که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جهت دینی به حضرت علی دستور داده است که باید بیعت کند. بنابراین اگر بیعت نکرده باشد طبیعتاً فسق می‌شود.

ما نشان دادیم که مجری آن شبکه دخالت می‌کرد و به بحث‌ها جهت می‌داد. خود شبکه وقت را مراعات نکرده بود و دوازده دقیقه بیشتر به آقای «سلیمانی اردستانی» وقت داده بود، چندین جا در حرف آقای «کاشانی» پریده بود که به هم بزند.

به جهت اینکه داشتیم طبق روال جلو می‌رفتیم، آقای «سلیمانی اردستانی» در جواب اینکه من وصیت را ثابت می‌کنم که به حضرت علی وصیت شده بود، چند مثال آورد.

او گفت که حضرت علی هیچ جا ادعای نصب نداشته است. ما روایاتی از «نهج البلاغه» و دیگر کتب آوردیم که حضرت ادعای نصب داشتند.

«سلیمانی اردستانی» گفت که حضرت علی امام حسن را جانشین خود نکرده است، اما ما ثابت کردیم که امام حسن را جانشین کرده است.

«سلیمانی اردستانی» گفت: امام حسین به «مسلم بن عقیل» گفته است رأی مردم. ما گفتیم که حرف شما حرف بیخودی است. امام حسین وقتی از مکه بیرون آمد که مردم با یزید بیعت کرده بودند و رأی مردم معنایی نداشت.

او اینجا گیر کرد و گفت: اصلاً چرا حضرت علی با خلفا همکاری کرده است؟! آقای «حامد کاشانی» در جواب گفت: اگر می‌خواست همکاری کند، به دو سه مورد مشورت بسنده نمی‌کرد و باید در جنگ‌ها شرکت می‌کرد.

در مقابل حضرت علی (علیه السلام) در هیچ جنگی از جنگ‌های خلفا شرکت نکرده است.

الآن تا اینجا رسیدیم. از اینجا به بعد برای اینکه برای بینندگان روشن شود، آقای «سلیمانی اردستانی» گفت شیعیان زیاد نقل می‌کنند که عمر بن خطاب گفته است:

«لولا علی لهلک عمر»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 6، ص 41، فصل قال الرافضی وکان قلیل المعرفة بالأحکام أمر برجم حامل

بنابراین معلوم می‌شود که حضرت علی صبح و شب داشت به عمر بن خطاب مشورت می‌داد. کلیپ 65 را با همدیگر ببینیم:

کلیپ 65:

"سلیمانی اردستانی:

الآن شنوندگان دارند می‌بینند که این قضیه «لولا علی لهلک عمر» را آخوندهای شیعه چند بار نقل می‌کنند و می گویند عمر بن خطاب این عبارت را گفته است و برای چه گفته است.

شما که می گویید خلیفه دوم روزی چند بار این عبارت را می‌گفت و می‌خواهید مقام امام علی را بالا ببرید. آنجا که می‌خواهید مقام امام علی را بالا ببرید، می گویید در همه قضاوت‌هایی که عمر گیر می‌کرد با حضرت علی مشورت می‌کرد و نهایت می‌گفت:

«لولا علی لهلک عمر»

شما می گویید که این عبارت را عمر بن خطاب چند بار گفته است. نمی‌شود که وقتی خواستید منبر بروید می گویید که عمر بن خطاب روزی هشت بار این عبارت را می‌گفت، اما الآن می گویید که اصلاً امام علی به عمر بن خطاب مشورت نمی‌داد!! عبارت:

«لولا علی لهلک عمر»

را کدام شیعه است که از آخوندها نشنیده است؟! شما می گویید که به قدری عمر بن خطاب این عبارت را گفته بود که مردم آن را حفظ کرده بودند و هیچ منبری نیست که این عبارت را در آن نگویید!! حال می گویید حضرت علی به عمر بن خطاب مشورت نمی‌داد!!

حجت الاسلام حامد کاشانی:

من گفتم مشورت نمی‌داد؟! ضبط شده است. ان شاءالله مردم می‌بینند."

دکتر ابوالقاسمی:

آقای «کاشانی» گفت ضبط شده است، مردم می‌بینند. چقدر تو وقیحی!! حرفی که زدی را انکار می‌کنی و می گویی نزدم. حرفی که طرف مقابلت نزده است را می گویی زدی.

مردم نگاه کنید که ما هفته گذشته کلیپ‌های متعددی از آقای «کاشانی» پخش کردیم که گفت: موارد مشورتی هم که بوده است، اگر حضرت علی می‌خواست کمک جدی کند باید فرماندهی جنگ‌ها را قبول می‌کرد نه در موارد محدود بیاید مشورت بدهد.

جواب خوب آقای «کاشانی» از دروغی که آقای «سلیمانی اردستانی» به آقای «کاشانی» بست در کلیپ شماره 72 آمده است.

مجری:

در این کلیپ چه می‌خواهیم بگوییم؟!

دکتر ابوالقاسمی:

در این کلیپ خود آقای «کاشانی» دقیقاً جواب دروغ آقای «سلیمانی اردستانی» را داده است.

مجری:

خیلی جالب است. این کلیپ را ببینیم.

کلیپ 72:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

ببینید من نگفتم امیرالمؤمنین مشورت نداده است. عرض کردم امیرالمؤمنین که ژنرال نظامی بزرگی است، در جنگ شرکت نکرده است. در مقابل گاهی مشورت داده است.

اولاً ببینید که بیان ایشان بی ضابطه است. ایشان ادعا می‌کند که شیعیان روزی چهار پنج بار می گویند:

«لولا علی لهلک عمر»

بار دیگر می‌گوید که شیعیان روزی هشت بار این عبارت را می گویند. این بیان بی ضابطه است. در اینکه امیرالمؤمنین مشورت داده است بحثی نیست. عرض کردم اینکه همه جانبه همراهی کند نکرده است. در جنگ نیاز بوده است و همراهی نکرده است.

موضوع مشورت‌ها بعضی‌هایش خود جنگ است. یعنی گاهی در جنگ آنها حمله می‌کردند و گاهی در جنگ دفاع می‌کردند.

انواع و اقسام جنگ داشتند. امیرالمؤمنین گاهی در بعضی از جنگ‌ها مشورت داده است. در همان جنگی هم که مشورت داده شرکت نکرده است. یعنی حضرت نمی‌خواست حضورش اعتبار به آنها بدهد، اما برای مصلحت مسلمین مشورت داده است.

من عرض کردم که حضرت امیرالمؤمنین مشورت داده است، اما حاضر نشده است. اینکه شیعیان می گویند:

«لولا علی لهلک عمر»

بله می گویند، اما روزی چهار بار و روزی هشت بار را ما در اینجا نمی‌خواهیم طنز بگوییم. ما داریم گفتگوی علمی می‌کنیم.

به عنوان مثال بنده پنج هزار ساعت سخنرانی ضبط شده دارم. آیا ایشان ده بار این عبارت را از بنده شنیدند؟! شیعیان روزی پنج بار یا هشت بار می گویند!!

ما که اینجا نمی‌خواهیم با همدیگر شوخی کنیم. شأن من و ایشان، وقت شما، وقت بینندگان این نیست.

مشاوره دادند، اما در همان جنگی که مشاوره دادند هم حضور پیدا نکردند. یعنی حضرت نمی‌خواستند اعتبار به آنها بدهند."

مجری:

خیلی تحلیل زیبایی داشتند.

دکتر ابوالقاسمی:

خیلی دقیق است. من متن روایت را بیاورم که بینندگان عزیز ببینند. در کتاب «الفتوح» اثر «ابن اعثم» آمده است که خلیفه دوم دچار مشکل شد. خبر دادند که ایرانی‌ها می‌خواهند حمله کنند و نیروی زیادی آمده کرده‌اند.

این نیرو می‌خواهد ابتدا بیاید دور بزند مسلمانانی که در میدان جنگ هستند به کوفه حمله کند، بعد هم به مکه و مدینه حمله کند و همه را از بین ببرد.

به جهت اینکه نیروهای نظامی هم در سمت مرزها بودند و درگیر بودند، عمر بن خطاب آنها را فرستاده بود جنگ راه انداخته بود و نمی‌توانستند کاری کنند.

«فلما ورد الکتاب علی عمر بن الخطاب رضی الله عنه وقرأه وفهم ما فیه وقعت علیه الرعدة والنفضة»

وقتی عمر بن خطاب این عبارت را خواند، بدنش لرزید.

«حتی سمع المسلمون أطیط أضراسه»

مردم صدای به هم خوردن دندان‌های عمر بن خطاب را می‌شنیدند.

«ثم قام عن موضعه حتی دخل المسجد وجعل ینادی: أین المهاجرون والأنصار؟ ألا! فاجتمعوا رحمکم الله وأعینونی أعانکم الله»

او بلند شد و فریاد کشید: مهاجر و انصار همگی را جمع کنید. همه را جمع کردند. او قضیه را گفت. صد و پنجاه هزار نفر آماده شدند و می‌خواهند به مدائن و کوفه بروند، سپس به مکه و مدینه بروند. مشورت می‌خواهم.

اولین نفر «طلحه» بود و نظرش را گفت. عمر بن خطاب گفت: تو فعلاً حرف نزن. نفر دوم «زبیر» بود و او هم نظرش را گفت.

«فقال عمر: أرید غیر هذین الرأیین»

عمر بن خطاب گفت: من اینها را نمی‌خواهم.

«عبدالرحمن بن عوف» بلند شد و صحبت کرد، اما عمر بن خطاب گفت: این را هم نمی‌خواهم. عثمان بلند شد و نظرش را گفت، اما عمر بن خطاب گفت: این را هم نمی‌خواهم.

«أرید غیر هذا الرأی»

سپس می‌نویسد:

«فسکت الناس»

به ادامه روایت خوب دقت کنید. آقای «سلیمانی اردستانی» چشمانت را باز کن و خوب روایت را ببین. سپس می‌نویسد:

«والتفت عمر رضی الله عنه إلی علی رضی الله عنه فقال: یا أبا الحسن! لم لا تشیر بشیء کما أشار غیرک؟»

عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نگاه کرد و گفت: یا أبا الحسن! چرا شما به من مشورت نمی‌دهید؟!

یعنی من از اول گفتم مردم بیایند که حضرت علی را از مسجد بیاورند و مشورت حضرت را بگیرند. ما که بلد نیستیم قضیه را حل کنیم.

«لولا علی لهلک عمر»

را برای اینجور موارد می‌گوید، چون خودش می‌داند نمی‌تواند کاری انجام دهد. همین متن را اگر شما بخوانید داد می زند که حضرت علی (علیه السلام) با اکراه در آن جلسه آمده است.

«لم لا تشیر بشیء کما أشار غیرک؟»

همه حرف زدند. تو که از آنها کمتر نیستی. تو که از «عبدالرحمن بن عوف» کمتر نیستی. نظرتان را بفرمایید.

حضرت نظرشان را فرمودند، وقتی تمام شد عمر بن خطاب گفت: بهترین نظر همین است.

«فقال عمر رضی الله عنه: یا أبا الحسن! فما الحیلة»

حضرت بازهم مشورت دوم دادند. مطلب اول را فرمودند، مقدمه چینی کردند و مطلب دوم را هم فرمودند. وقتی به مرحله سوم رسیدند، مطلب سوم را هم برایشان توضیح دادند.

«فلما سمع عمر مقالة علی کرم الله وجهه ومشورته أقبل علی الناس وقال: ویحکم! عجزتم کلکم عن آخرکم أن تقولوا کما قال أبو الحسن»

وقتی عمر بن خطاب سخن امیرالمؤمنین و مشورت حضرت را شنید، فرمود: همه‌تان نتوانستید مثل حرف علی بن أبی طالب را بزنید.

«والله! لقد کان رأیه رأیی الذی رأیته فی نفسی»

به خدا سوگند! اصلاً نظر خود من هم همین بود.

«ثم أقبل علیه عمر بن الخطاب رضی الله عنه»

سپس گفت:

«فقال: یا أبا الحسن! فأشر علی الآن برجل ترتضیه ویرتضیه المسلمون أجعله أمیرا وأستکفیه من هؤلاء الفرس، فقال علی رضی الله عنه: قد أصبته قال عمر: ومن هو؟ قال: النعمان بن مقرن المزنی، فقال عمر وجمیع المسلمین: أصبت یا أبا الحسن! وما لها من سواه»

عمر بن خطاب گفت: یا أبا الحسن! یک نفر را معرفی کنید که این طرح را پیاده کند. حضرت «نعمان بن مقرن» را معرفی کردند. عمر بن خطاب گفت: این هم خیلی خوب است.

الفتوح، نویسنده: أحمد بن أعثم الکوفی، وفات: 314، رده: مصادر سیره پیامبر وائمه (ع)، خطی: خیر، تحقیق: علی شیری (ماجستر فی التاریخ الإسلامی)، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411، چاپخانه: دار الأضواء، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزیع، ج 2، ص 291، باب ذکر کتاب عمار بن یاسر إلی عمر بن الخطاب رضی الله عنهما

چرا خود حضرت علی نرفت؟! آقای «سلیمانی اردستانی» خلفا را تطهیر نکن. نیا چیزهایی که در تاریخ آمده و روشن است را منکر شو. این مطالب خیلی واضح و روشن است. تو چشم‌هایت را بستی و نمی‌خواهی قبول کنی!

آقای «حامد کاشانی» گفت مشورتی بوده است، اما این آدمی که این مشورت را داده است خودش باید می‌رفت فرماندهی جنگ را به عهده می‌گرفت. یک مورد از جنگ‌ها را رفته است؟! خودش که اعتراف کرده نرفته است.

چرا نرفت؟! چرا این مدلی مشورت می‌داد؟! التماس می‌کرد که خیلی اوضاع خراب است و همه صدای به هم خوردن دندان‌هایم را شنیدند. آبرویم رفت. خواهش می‌کنم تو هم نظرت را بگو!!

مشخص است که حضرت امیرالمؤمنین به حکومت آنها راضی نبوده است. این چه حرفی است که شما می‌زنید!!

مجری:

ماجرای حضرت یوسف را هم می‌شود در اینجا استفاده کنیم؟! آنجا که حضرت یوسف خودش مشورت داد و خودش هم گفت که من می‌توانم این کار را کنم، نیامد به کسی دیگر بگوید.

دکتر ابوالقاسمی:

آن را هم می‌شود استفاده کرد. نکته بعد این است که آقای «کاشانی» گفته بودند که شما می‌آیید می گویید پیغمبر اکرم به حضرت علی وصیت کرده است. وصیت پیغمبر اکرم به حضرت علی چه بوده است؟!

وصیت کرده است که هیچ کار نکن؟! وصیت کرده است تا جایی که ثابت کنی تو از بقیه جدا هستی صبر کن. چه باید بگوید؟! کلیپ 34 و 36 را اگر پخش کنید ممنونم.

آقای «کاشانی» می‌فرمایند که شما می گویید پیغمبر اکرم به حضرت علی وصیت کرده است. یکی از احتمالات این باشد: علی جان! شما اول نرو بیعت کن. رسول اکرم وصیت نکردند که تا خلافت را گرفتند برو بیعت کن.

حضرت فرمودند: شما اول نرو بیعت کن. کمی صبر کن تا مشخص شود خط تو از خط این افراد جداست. بعد که مجبور شدی بیعت کن.

نمی‌شود این وصیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد که «سلیمانی اردستانی» در آخر گفت: اصلاً این موضوع بحث ما نبوده است. من چیز دیگری مطرح کرده بودم.

مجری:

استاد کلیپ‌ها را آماده کردند، ببینیم تا بهتر مطلب را درک کنیم.

کلیپ 34:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

حرفی را که می زند معلوم نیست از کجا آوردند، زیرا جمله را باید روی جمله بیاوریم و حرف بزنیم.

پیغمبر اکرم به علی بن أبی طالب وصیت کرده بود که چی؟! ایشان نتوانستند ثابت کنند پیغمبر اکرم وصیت کرده است. شما با شواهد و قرائن قولی را به یک نفر نمی‌توانی نسبت بدهی.

نمی‌توانی در دادگاه بروی و بگویی دیدم که این بقال این رفتار را کرد، آن خشکشویی این رفتار را کرد. بنابراین همسایه ما این را گفته بود. ایشان می‌گوید: وصیت پیغمبر اکرم به امام علی، یعنی دارند یک گزاره‌ای را به پیغمبر اکرم نسبت می‌دهند.

تازه چون خبر واحد را قبول ندارند ایشان باید شواهد برای اینکه قول، قول پیغمبر اکرم است بیاورند. روی این می‌خواهند بگویند که مگر می‌شود علی بن أبی طالب با آن مخالفت کرده باشد.

برای جمله‌ای که معلوم نیست چیست، می گویند: مگر می‌شود علی بن أبی طالب با آن مخالفت کرده باشد. این را توجه فرمودید؟! ادامه‌اش را من عرض می‌کنم.

اولاً اگر این جمله را پیدا کردیم، باید ببینیم پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین می‌فرمایند وارد جنگ شو یا نه، صبر کن یا نه یا اینکه برو تأیید اولیه هم بکن.

اولی را نتوانستند اثبات کنند. اتفاقی در جامعه می افتد که این خلاف است. شما ابتدا ورود نمی‌کنی، برای اینکه نمی‌خواهی در این خلاف ورود کنی و نمی‌خواهی از عنوان و شخصیت و اعتبار شما در تأیید آن انحراف استفاده کنند. بنابراین مخالفت می‌کنی.

بعد که کار می‌گذرد و آسیب‌هایی می‌خورد، نظرت معلوم شده چیست و حجت ثابت شده که بعداً بگویند: یا علی! یک کلمه می‌گفتی که قبول نداری. حال که تمام شد، بعداً ممکن است به مصلحتی مثلاً دشمن بیرونی یک همراهی یا بیعت تقیه‌ای رخ بدهد.

این ربطی به این ندارد که ما بگوییم از اول باید همراهی می‌کرد. اینطوری فرموده بودند، می‌خواهم بگویم که خاطرشان بیاید. می گویند وقتی مردم با خلیفه اول بیعت کردند، ادعا می‌کنند که پیغمبر اکرم هم به علی بن أبی طالب وصیت کرده بود.

حال این متن وصیت چیست و جزئیات آن چیست. عرض کردم سه حالت می‌توان در نظر گرفت. بعد اگر علی بن أبی طالب نرفته باشد بیعت کند، به دستور پیغمبر اکرم عمل نکرده است.

دستوری که معلوم نیست چیست را مقابل عدالت قرار می‌دهند، سپس می گویند: این خلاف عدالت می‌شود!

حال من مثال برای شما بزنم. مردم مسلمان و حکومت بر مردم مسلمان که مال یک دوره نیست. در دوره امام حسین و یزید، مردم به هر دلیلی با یزید بیعت کردند. چرا امام حسین بیعت نکرد؟! اصلاً علت خروج امام حسین از مدینه چه بود؟! چون بیعت نکرده بود.

وصیت پیغمبر اکرم تنها این بود: یا علی! تو همراهی کن و پسرانت هرکاری دلشان خواست بکنند؟!

استبعاد ایشان چون صرف ذوق است، با جاهای مختلفی از واضحات برخورد می‌کنند. اینکه امام حسین در مدینه با یزید بیعت نکرد و به خاطر این مجبور شد از مدینه بیرون بیاید که کشته نشود، یکی از واضحات تاریخ است.

این دیگر خبر واحد نیست. اگر قرار باشد ما اینها را انکار کنیم، آنجا امام حسین چرا بیعت نکرد؟! وصیت ادعایی ایشان که بدو برو همراهی کامل بکن، به امام حسین نرسیده بود که امام حسین مخالفت کرد و با یزید بیعت نکرد؟!

چرا امام حسین از مدینه خارج شد؟! چون حضرت را نکشند. چرا می‌خواستند حضرت را بکشند؟! زیرا بیعت نکرده بود!!

این شیوه استبعادی ایشان که الهیاتی نیست و ذوق ایشان است، مثل این است که من می‌روم کتابی را می‌خوانم و خیلی خوشم می‌آید اما شما بدتان می‌آید. من فیلمی را خیلی خوشم می‌آید، اما شما بدتان می‌آید.

شما فوتبالی را خیلی می‌پسندی، اما من بدم می‌آید. اشکالی ندارد که ایشان می‌گوید من اینها را دوست ندارم، آن‌ها را خوشم نمی‌آید.

در حالی که اینها را نمی‌توانند بگویند این استدلال الهیاتی من است مبنی بر عدم عدالت. چون علی بن أبی طالب ابتدای کار نرفته همراهی کند، بنابراین عدالتش زیر سؤال می‌رود."

دکتر ابوالقاسمی:

کلیپ 55 هم شبیه همین است. اگر اتاق فرمان می‌توانند آن را هم پخش کنند ممنونم.

مجری:

کلیپ 55 را با همدیگر می‌بینیم و همین مطالب را می‌خواهیم به گونه‌ای دیگر بشنویم.

کلیپ 55:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

ببینید مجموعه ادعاهای تاریخی که کردند از آن قول وصیت پیغمبر اکرم درنمی آید. آن قول وصیت ادعایی سه احتمال دارد که نمی‌دانند کدام است.

مثلاً فرض بفرمایید اینکه امیرالمؤمنین مخالفت کند در تاریخ ثبت شود من یک جریان پرقدرت تاریخی را که بعداً مسلمین را به سمت‌هایی می‌برد قبول ندارم. بعد از اینکه این ثبت شد، بعداً تا حدی همراهی کند.

این هم یک حالت است. توجه می‌فرمایید؟! ایشان نمی‌داند که در این رابطه باید چه بگوید."

مجری:

این نکته خیلی مهمی است و باید در تاریخ ثبت شود.

دکتر ابوالقاسمی:

آقای «سلیمانی اردستانی» در اینجا جوابی می‌دهد و می‌گوید: اینکه شما دارید می گویید آنها به حضرت فاطمه زهرا هجوم بردند و به خانه حضرت حمله کردند، زیرا می‌خواستند زهره چشم بگیرند.

ایشان می‌گوید: آن‌ها در آن زمان متزلزل بودند. اصلاً حکومت متزلزل که چنین کاری نمی‌کند. یعنی دقیقاً برعکس واقعیت تاریخی را ترسیم می‌کند. کلیپ 67 را ببینیم.

مجری:

یعنی یک روی دیگر را نشان می‌دهد.

دکتر ابوالقاسمی:

دقیقاً برعکس ترسیم می‌کند. کلیپ 67 را ببینیم:

کلیپ 67:

"مجری:

ناظر به نکته دوم ایشان می گویند به زور بردن برای بیعت یک معنایی داشته است که مخالفت خودشان را نمایش بدهند. این از نظر شما چه اشکالی دارد؟!

سلیمانی اردستانی:

به نظر شما فرض کنیم حادثه یک ماه یا دو ماه بعد از چه رخ داده است؟! هنوز این حکومت متزلزل اقتدار پیدا کرده بود که بخواهد قدرت خودش را به رخ مردم بکشد؟!

در زمان ابوبکر که می گویند حوادث رده، اعتراضات، برگشت‌ها چقدر رخ داده است؟! آن زمان پایه‌های حکومت محکم نبوده است که بخواهد قدرت خودش را نشان بدهد!!"

دکتر ابوالقاسمی:

برعکس است. وقتی که قدرتش کم است می‌خواهد بترساند. آقای «حامد کاشانی» دقیقاً همین جواب را می‌دهد. کلیپ 73 را با همدیگر ببینیم که جواب این بحث است.

کلیپ 73:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

مرحله بعدی این است که بازهم ادعاهای تاریخی می‌کنند. می گویند حکومت آن زمان اقتدار این را نداشت که بخواهد قدرتش را به رخ بکشد. این دوباره گزاره الهیاتی است یا گزاره تاریخی است.

حکومت آن زمان این اقتدار را نداشت!! شما باید شواهد و مدارک بیاورید که این اقتدار را نداشت. بنده ادعایم با شواهدش این است که کودتا کردند، جمعیت آوردند و اقتدار داشت.

در کودتا اتفاقاً در روزهای اولیه سعی می‌کنند گربه را دم حجله بکشند و زهرچشم بگیرند."

دکتر ابوالقاسمی:

آقای «سلیمانی اردستانی» حرف شما دقیقاً از جهت استدلال برعکس است. اتفاقاً چون قدرت ندارند، اینطور برخورد می‌کنند. وقتی که ثابت و مستقر شد که چنین کاری نمی‌کنند.

راجع به جنگ‌های رده آقای «حامد کاشانی» به زیبایی توضیح می‌دهد و می‌گوید: اتفاقاً جنگ‌های رده در آن زمان نبود.

وقتی جنگ‌های رده شروع شد امیرالمؤمنین مجبور به بیعت شدند، زیرا در آن زمان خیلی خطر برای جامعه اسلامی زیاد شد و حضرت مجبور به بیعت شدند.

مجری:

اینجا دیگر جامعه اسلامی آمده است، نه شخصی.

کلیپ 74:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

آن‌ها ظواهر را رعایت می‌کردند. این گزاره الهیاتی است یا گزاره تاریخی. ببینید ایشان مکرر ادعای تاریخی دارد بی ضابطه و با ادعای صرف. ظواهر را کاملاً رعایت می‌کردند.

این جمله گزاره تاریخی است، یعنی به هرکسی هم در خیابان بگوییم همه ظواهر را رعایت می‌کردند با فعل ماضی استمراری. این یعنی یک گزاره الهیاتی یا یک گزاره تاریخی بدون سند و بدون دلیل صرف ادعا.

می‌فرمایند جنگ‌های مرتدین و اهل رده هم همان موقع بود. اگر اهل تاریخ بودید می‌دانستید جنگ‌ها با اهل رده که وضعیت را به هم ریخت، مربوط به روزهای بعد است. پنجاه روز اول یا صد روز اول این اتفاق نیفتاد.

یکی از نکاتی هم که ما می گوییم امیرالمؤمنین مجبور شد بعد از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مثل پدری که دندان روی جگر خودش می‌گذارد و به مصلحتی عروس یا داماد را تحمل می‌کند بیاید و آنها را اجباراً و تقیتا و اکراها همراهی کند.

این بدان جهت بود که جنگ‌های اهل رده طوری بود که ممکن بود اصل جهان اسلام آسیب بخورد و همه آسیب بخورند. روزهای اولیه ما درگیری با اهل رده نداریم در حدی که مرزهای مدینه در خطر باشد و این دوباره یک گزاره تاریخی است."

مجری:

جالب است آن آقایی که ادعا می‌کند در تاریخ چیزی ندارد مرتب دارد گزاره تاریخی مطرح می‌کند.

دکتر ابوالقاسمی:

آقای «حامد کاشانی» گفت: امام حسین چرا با یزید بیعت نکرد؟! مگر نمی‌گویید که پیغمبر اکرم وصیت کرده بود که اگر مردم با کسی بیعت کردند، شما هم بیعت کنید؟!

اصلاً امام حسین از مدینه نباید بیرون می‌رفت. مردم زمان معاویه با یزید بیعت کردند. اصلاً نباید امام حسین می‌گذاشت کار به اینجا برسد که معاویه بمیرد و یزید دستور کشتن حضرت را بدهد.

آیا «سلیمانی اردستانی» در جواب می‌گوید که یزید یک دیوانه است و نباید با خلفا قیاس شود. این قضیه در کلیپ 68 آمده است.

اینکه یزید دیوانه است یا نیست کاری نداریم، مردم با یزید بیعت کردند. امام حسین باید چکار می‌کرد؟! امام حسین باید مثل بقیه مردم می‌رفت و بیعت می‌کرد یا خیر؟! کلیپ 68 را با همدیگر ببینیم:

کلیپ 68:

"سلیمانی اردستانی:

امام حسین در زمان معاویه و یزید بیعت نکرد. یزید به والی مدینه نامه نوشت که یا از امام حسین بیعت بگیر یا سرش را از تن جدا کن.

اگر یزید دستور کشتن حضرت را نمی‌داد و تنها می‌گفت که با زور از حضرت بیعت بگیر، به نظر شما حتماً امام حسین بازهم فرار می‌کرد یا از مدینه بیرون می‌رفت؟!

آن موقع که جلوی لشکر «حر» دوبار در خطبه گفت که اگر شما نامه ندادید، اجازه بدهید برگردم. هرگاه یزید از کشتن دست برمی داشت، امام حسین کوتاه می‌آمد. دست مرا با زور بگیر، خب بگیر و بگذار. اگر می‌خواهی با زور بگیری، خوب بگیر و بگذار!

همه حرف امام حسین این بود که من حکومت یزید را تأیید نمی‌کنم. اگر دست مرا با زور گرفتید و همه مردم دیدند که با زور گذاشتید، تأیید کردم؟!

-                     ایشان می گویند که در مورد امام علی هم همین اتفاق افتاده است.

سلیمانی اردستانی:

عرضم این است که اولاً گفتم یزید فرق دارد. یزید را هیچوقت نباید با خلفا اشتباه بگیریم. حتی یزید با معاویه فرق دارد. معاویه گفت این کار را نکن، اما یزید یک دیوانه بود که این کار را کرد. چه زمانی خلفا این کار را می‌کردند!!"

دکتر ابوالقاسمی:

اینکه یزید با خلفا فرق دارد یا ندارد را بعداً آقای «حامد کاشانی» پاسخ می‌دهند. سؤال این است که شما می گویید پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وصیت کرده است که اگر مردم بیعت کردند، تو هم بیعت کن.

مردم با یزید در زمان معاویه بیعت کردند. این همه صغری و کبری چیدن ندارد. چرا خودت را داری به در و دیوار می‌زنی!

مجری:

اینجا را نمی‌تواند حل کند، مجبور است.

دکتر ابوالقاسمی:

من کلیپ آخر را به شما نشان بدهم که ایشان در آخر چه می‌گوید. ایشان در کلیپ 71 می‌گوید: اصلاً این بحث مهم نیست، من یک چیز دیگر مطرح کردم. من اصلاً این بحث را مطرح نکرده بودم. این دلیل من نبود.

مجری:

الآن مطلبی که اینجا نشان دادید آنجا چیز دیگری است. کلیپ 71 را با همدیگر ببینیم:

کلیپ 71:

"سلیمانی اردستانی:

الآن به آن ماجرا هنوز نرفتم.

مجری:

الآن می‌خواهیم روی همان تمرکز کنیم. آقای «کاشانی» می گویند که سکوت امام علی که شما عدم مشارکت را به عنوان بی مروتی و نافی عدالت می دانید، یک فرض این است که ایشان خودش را موظف می‌دانست که نجنگد اما مخالفتش را هم ثبت کند. از نظر شما این سناریو، سناریوی قابل قبولی نیست؟!

سلیمانی اردستانی:

معذرت می‌خواهم من مروت را برای اینجا نگفتم.

مجری:

برای سکوت ایشان ...

سلیمانی اردستانی:

خیر.

مجری:

برای کجا گفتید؟!

سلیمانی اردستانی:

آنکه در خانه‌اش بنشیند و همسر باردارش را دم در بفرستد! من یک مسئله‌ای برای شما بگویم.

حجت الاسلام حامد کاشانی:

اگر می‌شود این را بگذاریم مرحله بعد، چون می‌شود موضوع جدید. این یک موضوع جدید است.

سلیمانی اردستانی:

من اگر مروت گفتم برای اینجا گفتم."

دکتر ابوالقاسمی:

من این را نگفتم!!! آقا یک ساعت سر همین بحث کردید و بعد می‌گوید که من با شما بحث ندارم!!!

تو که در حرف خودت که پنج دقیقه قبل زدی گیر می‌کنی، مجبوری مناظره کنی؟! بعد ادعا می‌کند که مراجع بیایند با من بحث کنند. آقای سبحانی بیاید با من مناظره کند!

این حرف‌ها خیلی برای دهان تو بزرگ است و اصلاً در حد این حرف‌ها نیستید!! مردم دیدند که ته استدلالش این بود.

دیگر آمده است و می‌گوید خلفا ظواهر را مراعات می‌کردند و مثل یزید نبودند. کلیپ 69 را با همدیگر ببینیم. ایشان می‌خواهد فرق بین خلفا و یزید را مطرح کند.

مجری:

می‌خواهد فرق بگذارد برای اینکه این را حل کند.

کلیپ 69:

"سلیمانی اردستانی:

خلفا اولاً اینکه هنوز حکومتشان متزلزل بود. دوما کاملاً ظواهر را رعایت می‌کردند. اینکه یک حکومت مستبدی که هرکاری بخواهد انجام دهد نبود.

مقداری از حکومت در زمان عثمان این چنین شد که همان هم باعث کشته شدن خودش شد. ظواهر را رعایت می‌کردند."

مجری:

چقدر این حرف‌ها واقعیت دارد؟!

دکتر ابوالقاسمی:

سقیفه بنی ساعده چه شد؟! عمر بن خطاب گفت:

«والله ما یخالفنا إلا قتلناه»

به خدا سوگند هرکسی با ما مخالفت کند او را می‌کشیم.

الریاض النضرة فی مناقب العشرة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الله بن محمد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الغرب الإسلامی - بیروت - 1996، الطبعة: الأولی، تحقیق: عیسی عبد الله محمد مانع الحمیری، ج 2، ص 207، ح 413

خلفا با چوب و چماق آمدند و از مردم بیعت گرفتند.

«ما هو إلا أن رأیت أسلم فأیقنت بالنصر»

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 2، ص 244، باب ذکر الخبر عما جری بین المهاجرین والأنصار فی أمر الإمارة فی سقیفة بنی ساعدة

این مطالب را شیعه نقل نکرده است، بلکه همه را اهل سنت نقل کرده‌اند. آن‌ها در کتب خود آورده‌اند که ما افرادی را چماق به دست آوردیم و از مردم بیعت گرفتیم.

«زبیر» با شمشیر بیرون آمد، اما او را به قصد کشت زدند. این مطالب را شیعه نقل نکرده است بلکه کتاب‌های اهل سنت با سند صحیح نقل کرده‌اند. آتش آوردن در خانه حضرت فاطمه زهرا را شیعه نقل نکرده است، خودتان نقل کردید و تنها بیست تصحیح دارد.

چرا می گویید که خلفا فرق می‌کردند؟! چرا دارید تطهیر می‌کنید؟! داری از چه کسی دفاع می‌کنی؟! واقعاً ارزش دارد که هرچه در تاریخ می‌بینید بگویید که آنها با خلفا فرق می‌کردند؟! چرا می گویید که خلفا هیچوقت چنین کار نمی‌کردند؟!

کشتن قبیله «مالک بن نویره» چه بود؟! آتش زدن بعضی از مسلمانان چه بود؟! مگر خودش نگفت که‌ای کاش من فلان کار و فلان کار را نمی‌کردم؟!

خلفا با قبیله «مالک بن نویره» چکار کردند؟! سر مالک را با خیانت بریدند و به جای سنگ پایه دیگ کنار آتش گذاشتند. همان شب «خالد بن ولید» با همسر «مالک بن نویره» همبستر شد.

این کارها را نمی‌کردند؟! این مطالب را کتب اهل سنت با سند صحیح نقل کرده‌اند. عمر بن خطاب به خاطر همین کار می‌خواست «خالد بن ولید» را بکشد، اما ابوبکر گفت: این شمشیر خداست. شمشیری که در راه خدا از نیام بیرون آمده را در غلاف نمی‌گذارم!!

این‌ها با همدیگر فرق داشتند؟! در چی فرق داشتند؟! در آدم کشی فرق داشتند؟! در شراب خواری فرق داشتند؟! در ترساندن مردم فرق داشتند؟! در بیعت به زور فرق داشتند؟! در تحریف دین فرق داشتند؟! چه فرقی با همدیگر می‌کردند؟!

مجری:

در عملکرد کاملاً نعل به نعل است دیگر!

دکتر ابوالقاسمی:

لذا آقای «حامد کاشانی» جواب این را هم می‌دهد و خیلی قشنگ بیان می‌کنند. من تعجب می‌کنم تک تک اینها را آقای «حامد کاشانی» پاسخ داده‌اند. کلیپ شماره 75 را با همدیگر ببینیم:

کلیپ 75:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

ایشان می گویند که امام حسین فرق داشت. اگر وصیت امیرالمؤمنین این بود که تو باید همراهی کنی و تأیید کنی یا صرفاً سکوت کنی، این را تنها به امیرالمؤمنین فرمودند یا به امام حسین هم فرمودند؟!

یزید بد یا خوب مسئله نیست. مردم با او بیعت کردند و حکومت هم شما می‌فرمایید که مال مردم است. امام حسین که نباید مخالفت می‌کرد.

امیرالمؤمنین اگر وظیفه‌اش این بود که همراهی کند و بیعت کند، امام حسین هم وظیفه‌اش بود که همراهی کند. یعنی نعوذ بالله تخلف کرده بود و یزید هم گفته بود که باید بیعت کنی!!

به جهت اینکه متن‌ها روشن نیست، همانطور که امام حسین می‌خواست حکومت یزید را تأیید نکند، گفتند که امیرالمؤمنین هم می‌خواست حکومت آنها را تأیید نکند.

اینکه یزید دیوانه بود و خلفا این کار را کردند، این یک گزاره تاریخی است و دوباره استدلال لازم دارد. بنده معتقدم میوه ارگانیک جریان دستگاه سقیفه یزید بود. یزید میوه ارگانیک است، یعنی خیلی طبیعی آن رفتار به این رفتار منجر شد.

اینکه شما می گویید یزید دیوانه بود، اولاً مردم جهان اسلام و اهل سنت یزید را نوعاً خلیفه مشروع می‌دانند. می‌توانید به کتاب «تاریخ الخلفاء» اثر «سیوطی» مراجعه کنید. وهابیت او را خلیفه مشروع می‌دانند. اهل سنت او را خلیفه مشروع می‌دانند. اینکه می گویید یزید دیوانه بود، دارید گزارش تاریخی می‌دهید."

مجری:

واقعاً همینطور است که آقای «کاشانی» می‌گوید.

دکتر ابوالقاسمی:

به درستی جواب دادند. شبهه دیگری که آقای «سلیمانی اردستانی» مطرح کرد، این بود که گفت: من یک چیز دیگر گفته بودم. چرا حضرت علی نشست و حضرت زهرا پشت در رفت.

آقای «حامد کاشانی» به این شبهه هم جواب داده است و در کلیپ 77 و 78 و 79 و 80 به این قضیه پرداخته است. این کلیپ‌ها را با همدیگر ببینیم.

مجری:

شیوه کار ایشان خیلی جالب است. ایشان هرجایی که گیر می‌کند، وارد موضوع دیگری می‌شود.

دوستان بیننده باید در بحث و مناظره خیلی دقت کنند. کسی که طرف حق هست این کار را نمی‌کند. کلیپ را ببینیم:

کلیپ 77:

"حجت الاسلام حامد کاشانی:

من یک بار محضر شما عرض کردم که پیشنهاد می‌کنم آقای «سلیمانی» برای مناظره بعدی‌شان بحث را روی نقطه تمرکز ببرند.

من عرض کردم امام حسین که در کربلا شهید شده است، در جزئیات پر از اختلاف هستیم. اینکه واقعه چه رخ داده است که ایشان ادعایی فرمودند قول مشهور شیعه. من گفتم: قول مشهور شیعه را بدهید ببینم کجاست قول مشهور شیعه که من بگیرم.

مسئله اینطور است که فرض در نظر بگیرید به خانه امیرالمؤمنین حمله شده است. این چند صورت می‌تواند داشته باشد. حضرت فاطمه زهرا را جامعه می‌شناختند و مقام اثبات داشتند و حرمتشان شناخته شده بود.

این افراد وقتی جلوی در تجمع می‌کنند، حضرت فاطمه زهرا پشت در می‌رود که آنها منصرف شوند. در بعضی از گزارشات هم آمده است که بعضی افراد منصرف شدند.

برای من جالب است که ایشان الآن می‌فرماید: امیرالمؤمنین بنشیند و حضرت فاطمه زهرا را دم در بفرستد!!

آن‌ها در نزدند که امیرالمؤمنین به حضرت فاطمه زهرا فرموده باشند تو برو و در را باز کن. آن‌ها آمدند پشت در جمع شدند. حضرت فاطمه زهرا شخصیتی است که حرمت او را جامعه می‌شناسند.

باید ببینیم این جریان اینقدر هتاک است که می‌خواهد این حرمت را هتک کند یا خیر؟! حضرت فاطمه زهرا پشت در می‌آید و مردم با صدای حضرت دوبار برمی گردند، اما ناگهان حمله صورت می‌گیرد.

زمانی که حمله صورت می‌گیرد و وارد خانه می‌شوند، بر سر امیرالمؤمنین هجوم می‌برند.

اولاً ایشان باید دلیل تاریخی بیاورد که امیرالمؤمنین ایستاد و تماشا کرد تا همسرش را بزنند. کدام شیعه گفته است که امیرالمؤمنین بی تفاوت ایستاد تا همسرش را بزنند که بعد ادعا می‌کنند چرا امیرالمؤمنین نشست و تکان نخورد؟!!

این گزارش تاریخی چیست؟! به یک خانه‌ای حمله می‌کنند. شخصی جلوی در آسیب می‌بیند که اصلاً رفته است تا مردم حمله نکنند به خاطر حرمت زیادی که دارد!! بعد هم که به منزل هجوم بردند، بر سر امیرالمؤمنین ریختند و دست‌هایش را بستند.

نکته اول این است که اگر ایشان می‌خواهد گزارش تاریخی غیر از این که من می گویم را بیان کند، شواهدش را بیان کند.

مرحله دوم قاعدتاً در ذهنشان این است که مرد با مروت و غیرتش چطور ممکن است که دفاع نکرده باشد.

من عرض می‌کنم صورت ماجرا ابهام دارد که اولاً فرصت دفاع کافی داشت یا نداشت. معلوم نیست!

مگر اینکه ایشان بگوید چرا من شواهد به شیوه انباشتی و اجتماع قرائن و شواهد می‌آورم که علی بن أبی طالب نشسته بود نگاه می‌کرد و دشمنان حضرت فاطمه زهرا را زدند سپس علی بن أبی طالب را گرفتند.

در این خصوص ایشان باید شاهد بیاورد. در خانه‌ای که خودشان می گویند کوچک بود و حمله شد، تعدادی ریختند و حضرت زهرای مظلومه پشت در آسیب دید. سپس بر سر امیرالمؤمنین هجوم بردند. اصلاً فرصت این فاصله را ایشان باید استدلال تاریخی بیاورد.

نکته دوم اینکه اگر ما داریم حرف‌هایی که یک درصد و چند درصد صحت دارد و احتمال است می گوییم، من برای شما احتمالات دیگر می گویم.

من که عرض کردم حالت اول که اصلاً حضرت امکان دفاع داشت یا نداشت را ایشان باید شواهد تاریخی ذکر کنند.

فرض می‌کنیم که آن را ندید می‌گیریم و جلو می‌آییم. مرحله دوم این است که حمله کردند.

اگر حضرت امیرالمؤمنین اقدام نظامی می‌کرد حسنین کشته می‌شدند. شما در این شرایط مضطر می‌شوید بین اینکه یک نفر کشته شود یا چند نفر کشته شوند و این ربطی به غیرت ندارد.

خانه آقای «زکزاکی» را ملاحظه کنید. زمانی که دولت نیجریه حمله کرد، به پسرانش تیر زدند و چهار تن از پسرانش کشته شدند و همسرش هم تیر خورد. اگر آنها یک شن از روی زمین پرت می‌کردند، با موشک خانه را می‌زدند یا لشکر می‌ریخت.

به جهت اینکه آنجا قرار بود رهبر شیعیان نیجریه حفظ شود، نفس نکشیدند زیرا که دیدند امکان دفاع نیست. در این صورت چند نفر کشته می‌شوند، اما در صورت دفاع کردن همه کشته می‌شوند.

این یک فرض است. در جایی که می‌بینیم اگر ایشان ورود کند حسنین هم کشته می‌شوند. حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در «نهج البلاغه» می‌فرمایند: من دیدم که اهلم کشته می‌شوند.

حضرت فاطمه زهرا که کشته شدند، منظور از "اهل" امام حسن و امام حسین هستند. یعنی احتمال داشت که در این درگیری حسنین (علیهم السلام) هم کشته شوند. امیرالمؤمنین تشخیص دادند که بهتر است الآن ضرر کمتری کنند.

من برایتان شواهد تاریخی می‌آورم که ایشان از عنوان استبعاد فرار می‌کند و من تأکید می‌کنم شیوه ایشان برهان عقلی که نیست، عقلایی هم نیست استبعاد است.

به عنوان مثال «عمار» و «یاسر» و «سمیه» روی زمین دارند شکنجه می‌شوند. این قضیه در تاریخ معروف است و فیلم «محمد رسول الله» هم که ایشان خیلی دوست دارد گزارش کرده است.

آن‌ها را گرفتند و می‌زنند. نه «عمار» بلند می‌شود و دفاع می‌کند و نه رسول اکرم. آن‌ها می‌دانند که اگر دفاع کنند کشتار بیشتری صورت می‌گیرد. در اینجا به «سمیه» جنایاتی می‌شود که من شرم دارم در اینجا بیان کنم، اما تاریخ ثبت کرده است.

رسول گرامی اسلام از این مکان بی تفاوت عبور می‌کنند. در منابع تاریخی نگاه کنید که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«صبرا یا آل یاسر موعدکم الجنة»

آل یاسر صبر کنید، وعده شما بهشت است.

الإصابة فی تمییز الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 7، ص 712، ح 11336

چرا پیغمبر اکرم وارد نشدند دفاع کنند؟! پیغمبر اکرم به مؤمنی مثل «عمار» غیرت ندارد؟! در اینجا معلوم است که پیغمبر اکرم می‌خواهد تبعات خسارت بار این هجمه ناجوانمردانه «ابوجهل» را تقلیل بدهد تا به بقیه بی دفاع‌ها سرایت نکند.

من دو نمونه دیگر عرض کنم. لیلة المبیت هم به همین شکل است. علی بن أبی طالب برای حفظ جان پیغمبر اکرم در جای حضرت قرار می‌گیرد و در مرز خطر قرار می‌گیرند، برای اینکه دوتا کشته نشوند.

ماجرای عدم دفاع از عثمان هم به همین صورت است. این قضیه را برای برادران عزیز اهل سنت عرض می‌کنم. چهل روز عثمان محاصره بود، اما امیرالمؤمنین در خانه او نرفتند تا دفاع کنند.

بنابراین من می گویم استبعاد می‌کنند و شواهد فراوان تاریخی وجود دارد که موقعیت‌های مشابه بوده است. من می گویم اصلاً شما اطلاع دقیق از نحوه هجوم ندارید، اگر دارید گزارشش را بیان کنید، خطر جان حسنین (علیهم السلام) هم هست. بنابراین من به سه شیوه جواب دادم."

مجری:

خیلی جامع و خوب پاسخ دادند.

دکتر ابوالقاسمی:

همه شبهات را پاسخ دادند و چیزی باقی نماند. حالا آقای «سلیمانی اردستانی» بعداً اشکال کند.

نکته‌ای که آقای «کاشانی» در اینجا بسیار مجمل مطرح کردند، این بود که گفتند: اختلاف در جزئیات و اختلاف در روضه به اصل ماجرا ضرر نمی‌زند.

بنده حقیر در ایام محرم مفصل راجع به حکم روضه‌ها صحبت کردم و نظر مراجع عظام تقلید را آوردم. برای اینکه روضه خوانی جایز بشود، همین که در یک مصدر و منبعی نقل شده باشد و شما یقین به دروغ بودن آن نداشته باشید کفایت می‌کند.

برای بحث بین مذهبی ما باید دلیل معتبر بیاوریم. ما نسبت به بحث تاریخی از کتب اهل سنت هجوم را ثابت می‌کنیم. ابوبکر خود می‌گوید که من هجوم بردم.

حال برای اینکه نهایتاً آقای «سلیمانی اردستانی» آخر ماجرا بگوید که من کمی نسبت به روضه‌ها استبعاد دارم، ما می گوییم که همین روضه را نباید استبعاد داشته باشی. اینکه شما می گویید نهایتاً ربطی به هجوم ندارد و نباید هجوم را زیر سؤال ببری.

بنابراین مشکل تو جای دیگری است. تو نهایتاً باید بگویی که من یکی از روضه‌ها را نمی‌پسندم. هجوم را قبول دارم، زیرا تواتر است و قبول می‌کنم. در مقابل این مطلب که چرا حضرت فاطمه زهرا پشت در رفت را مطرح نمی‌کنم.

آقای «کاشانی» خیلی دقیق گفتند. تک تک جزئیاتی که گفتند در روایات آمده است. این کار اخیر هم که ما داریم انجام می‌دهیم الحمدلله تقریباً جزئیات برای ما خیلی روشن شده است.

امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) در خانه بودند. خانه امیرالمؤمنین یک اتاق است. یک مادر بارداری در این خانه است، دو پسر خردسال هستند، دو دختر خردسال هستند. در این وضعیت دور تا دور خانه هیزم چیدند که خانه را به آتش بکشند.

علاوه بر این چیزی که کمتر گفته شده این است که چندین نفر رفتند در کنار سقف‌های همسایه‌ها یا سقف این خانه مشغول تخریب خانه روی سر اهل خانه شدند. عمر بن خطاب هم دستور داده بود که یا بیرون می‌آیید یا خانه را خراب می‌کنم و آتش می‌زنم.

حال شما تصور کنید در چنین وضعیتی بچه‌های کوچک اگر فرار کنند زیر دست و پا می‌روند و احتمال کشته شدنشان هست. امیرالمؤمنین در «نهج البلاغه» می‌فرمایند: نمی‌خواستم اهلبیتم هلاک شوند. اگر اهلبیت را رها می‌کردم هلاک می‌شدند.

از طرف دیگر دشمن دارد وارد خانه می‌شود. چکار باید کنیم؟! حضرت علی (علیه السلام) برود و یک زن حامله با این بچه‌ها بماند که این زن حامله و بچه‌ها همگی با هم شهید شوند؟!

حضرت فاطمه زهرا در حال حمله نمی‌توانستند بچه‌ها را کنترل کنند و بچه‌ها شهید می‌شدند!!

ممکن است امیرالمؤمنین بماند و آن بانویی که به خاطر حرمتش یک بار عده‌ای از آنها برگشتند برود، شاید این افراد بازگردند. بنابراین امیرالمؤمنین نرفتند و بچه‌ها را نگهداشتند و مراقب بودند که به جان بچه‌ها آسیبی نرسد.

دقیق‌ترین نکته در روایات این است که هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) زمانی بود که حتی «زبیر» هم رفته بود. هجومی که «زبیر» با شمشیر رفت، «زبیر» را گرفتند و امیرالمؤمنین با شمشیر آمد.

آن‌ها امیرالمؤمنین را گرفتند و می‌خواستند حضرت را ببرند که حضرت فاطمه زهرا آمد و امیرالمؤمنین را داخل خانه برگرداند. یعنی یک بار هم حضرت فاطمه زهرا آمدند و امیرالمؤمنین را داخل خانه برگرداندند.

در این وضعیت براساس جزئیاتی که در روایات آمده است، حضرت علی چکار کنند؟! آیا جز این راه دیگری باقی می‌ماند که حضرت مراقب باشد بچه‌ها زیر آوار نروند تا اگر آتش زدند آسیبی نبینند یا زیر دست و پا کشته نشوند؟!

از طرف دیگر دشمنان دارند حمله می‌کنند. چه کسی پشت در برود؟! حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفتند در را ببندند تا این افراد وارد نشوند و مانع وارد شدن آنها شود و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ورود آنها کرده است.

بنابراین این آقایی که با سرقت لباس روحانیت، دروغگویی هایش و رفتارهای خلاف خود ثابت کرد دنبال واقعیت نیست جملاتی هم که در مورد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) گفت یقین دارم از روی خباثتش هست و هیچ شک و شبهه‌ای ندارم.

وقتی آقای «کاشانی» جواب تو را داده است، تو چه اصراری داری که بگویی حضرت فاطمه زهرا چرا ایستاد تا در آتش بسوزانندش؟! چکار می‌کرد؟! در را رها می‌کرد تا به داخل منزل می‌آمدند و امیرالمؤمنین را می‌بردند و شهید می‌کردند؟!

شما قدری در این قضیه فکر کن و جزئیاتی که آمده را دقیق بررسی کن. دنبال این نبوده و نمی‌خواهد که اینها را بررسی کنی.

مجری:

خود این مناظره‌ای که رخ داده اولاً سطح سواد و نوع فکر و عقیده او را روشن کرد. شما به دنبال پذیرفتن حق نیستی. اگر می‌خواست حق را بپذیرد که خیلی جواب‌ها درست و حسابی و متقن و مستند بود.

زحمتی که شما کشیدید واقعاً قابل تقدیر است. من از طرف بینندگان از شما تقدیر می‌کنم، همانطور که یکی از بینندگان از طریق پیامکی که به دست من رسیده بود از شما تشکر کرده است.

این خیلی زحمت دارد که شما صحبت‌های ایشان را تکه تکه کردید، بخش بخش را دقت فرمودید و اینها را بررسی کردید و به صورت تحلیل ارائه کردید.

این خیلی زحمت فراوانی است. ان شاءالله که حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) زحمات شما را قبول کنند. ان شاءالله برای شما بینندگان هم مورد استفاده قرار گرفته باشد.

دیگر وقت به پایان رسیده است، والا بحث زیاد داشتیم و نکات زیادی را باید در این خصوص می‌گفتیم. حق روشن است و ان شاءالله حق جویان حق را پیدا می‌کنند.

آقای دکتر از شما تشکر می‌کنم. ان شاءالله که بتوانیم در جلسات بعد هم در خدمت شما باشیم.

آرزو داریم این برنامه برای شما بینندگان عزیز که این برنامه را دنبال کردید هم مورد استفاده قرار گرفته باشد.

امیدوارم این ساعات و دقایقی که در خدمت شما بودیم چه در این قسمت و چه در قسمت‌های قبل جزو صالح اعمال ما و شما ثبت شود و ذخیره دنیا و آخرت ما قرار بگیرد.

آرشیو برنامه در اختیار شماست. اگر خواستید دقیق‌تر این شخص را بشناسید، اواخر اردیبهشت 1404 ما مباحث آقای «سلیمانی اردستانی» را آغاز کردیم و نقد مطالبی که گفته بود را ارائه کردیم. آن برنامه‌ها را ببینید و با این شخصیت بیشتر آشنا شوید.

تا دیداری دیگر از همه شما عزیزان التماس دعا داریم و شما را به خداوند منّان می‌سپاریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

خدانگهدارتان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

 


  
  • دکتر وحید رضایی

    10 دي 1404 - ساعت 07:19

    درود خداوند بر برادران عالم،مومن و انقلابی ام جواد ابوالقاسمی و حامد کاشانی . جانم به فدای شما ان‌شاءالله. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم. اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ

    0 0
  • دکتر وحید رضایی

    10 دي 1404 - ساعت 06:32

    ان‌شاءالله که سلیمانی اردستانی با کعب الاحبار محشور شود

    0 0

تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (3)>

راه روشن تحلیل مناظره سلیمانی اردستانی حجت الاسلام کاشانی تحدی عدم شهادت خلیفه دوم مقتول فی سبیل الله سروش ناخوانده مدفن حضرت فاطمه مشورت هجوم به بیت وحی فاطمیه